به گزارش «تهران پرس»؛ قیام ۱۵ خرداد یکی از نقاط عطف در تاریخ معاصر ایران است که نقش مهمی در شکلگیری روند انقلاب اسلامی داشت. این قیام در روز ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ (برابر با ۵ ژوئن ۱۹۶۳ میلادی) در اعتراض به دستگیری حضرت آیتالله سید روحالله خمینی، رهبر وقت نهضت اسلامی ایران، در شهرهای مختلف ایران از جمله تهران، قم، مشهد و ورامین رخ داد. در ادامه، توصیفی از زمینهها، رویدادها و پیامدهای این قیام ارائه میشود.
در اوایل دهه ۱۳۴۰، رژیم پهلوی به رهبری محمدرضا شاه اصلاحاتی را با عنوان "انقلاب سفید" آغاز کرد که شامل مجموعهای از تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود، از جمله اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگلها، حق رأی زنان و... . این اصلاحات با مخالفت شدید علما و روحانیون، بهویژه آیتالله خمینی مواجه شد، چراکه آنها این اقدامات را تلاشی برای تضعیف نفوذ دین در جامعه و وابستگی بیشتر به غرب میدانستند.
در خرداد ۱۳۴۲، آیتالله خمینی طی سخنرانیهایی در قم و تهران به شدت به رژیم پهلوی و شخص شاه حمله کرد. این سخنان، بهویژه نطق مشهور ایشان در روز عاشورا، رژیم را بر آن داشت تا در نیمهشب ۱۵ خرداد ایشان را دستگیر کند.
رخدادهای روز ۱۵ خرداد
صبح روز ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، با انتشار خبر دستگیری آیتالله خمینی، موجی از خشم و اعتراض در شهرهای مختلف ایران به راه افتاد. مردم قم، تهران، ورامین، مشهد و چندین شهر دیگر به خیابانها ریختند و علیه رژیم شاه شعار دادند. در تهران، گروههای گستردهای از مردم در مناطق جنوبی شهر به سمت مرکز حرکت کردند و خواستار آزادی فوری آیتالله خمینی شدند.
رژیم پهلوی با اعزام ارتش و نیروهای امنیتی به سرکوب شدید تظاهرکنندگان پرداخت. دهها نفر کشته و صدها نفر زخمی و بازداشت شدند. به ویژه در منطقه ورامین، مردم با دست خالی در مقابل تانکها ایستادند و شهدای زیادی تقدیم کردند.
قیام ۱۵ خرداد با وجود سرکوب شدید، شکست تاکتیکی برای رژیم شاه و یک پیروزی نمادین برای جریان نهضت اسلامی بود. این واقعه نشان داد که روحانیت شیعه قادر است مردم را در اعتراضات گسترده بسیج کند و رژیم پهلوی را به چالش بکشد.
از سوی دیگر، قیام ۱۵ خرداد به عنوان نقطه آغاز جدی برای انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ شناخته میشود. امام خمینی نیز این روز را یومالله خواند و همواره بر اهمیت آن در مسیر مبارزات ضد رژیم تأکید کرد. همچنین در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران، روز ۱۵ خرداد به عنوان "سالروز قیام ۱۵ خرداد" گرامی داشته میشود.
قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ تجلی اراده مردم ایران برای مقابله با استبداد و سلطه بیگانه بود. این حرکت نهتنها زمینهساز سقوط رژیم پهلوی در سالهای بعد شد، بلکه به عنوان یک نماد مقاومت و ایستادگی در تاریخ ایران باقی ماند. این قیام، اتحاد مردم، روحانیت و نیروهای مذهبی را نشان داد و راه را برای انقلاب اسلامی هموار کرد.
یکی از ویژگیهای مهم قیام ۱۵ خرداد، مشارکت گسترده اقشار مختلف مردم از جمله روحانیون، بازاریان، دانشجویان، کشاورزان و کارگران بود. شهرهایی مانند ورامین، قم، تهران، مشهد، شیراز و تبریز شاهد تظاهرات گسترده مردمی بودند. مردم ورامین با پای پیاده به سوی تهران حرکت کردند تا اعتراض خود را به گوش مسئولان برسانند و بسیاری از آنان در میدان ژاله (شهدای فعلی) با گلولههای نیروهای نظامی روبهرو شدند و جان باختند.
دولت وقت، به نخستوزیری اسدالله علم، با اعلام حکومت نظامی و استفاده گسترده از نیروهای ارتش و شهربانی، تلاش کرد این قیام را سرکوب کند. در گزارشهای آن زمان آمده است که رژیم حتی از تانک و مسلسل علیه مردم استفاده کرد. حکومت تلاش کرد این حرکت را اقدامی آشوبگرانه و هدایتشده از سوی "عوامل خارجی" جلوه دهد، اما اسناد و شواهد تاریخی نشان میدهد که این یک حرکت خودجوش و مردمی بود.
در آن زمان رسانههای رسمی داخلی تحت سانسور شدید بودند و تلاش میکردند اهمیت و گستردگی اعتراضات را پنهان کنند. با این حال، برخی مطبوعات خارجی، بهویژه در اروپا، از قیامی مذهبی علیه رژیم شاه یاد کردند. این نخستین بار بود که نام آیتالله خمینی در رسانههای غربی بهعنوان یک رهبر مذهبی مخالف شاه مطرح شد.
قیام ۱۵ خرداد موجب بیداری سیاسی در لایههای مختلف جامعه شد. روحانیت، که پیش از آن بیشتر در امور مذهبی شناخته میشد، اکنون بهعنوان یک نیروی اجتماعی-سیاسی مطرح شد. از آن پس، مساجد، حسینیهها و حوزههای علمیه تبدیل به پایگاههای مبارزه و آگاهیبخشی شدند. شعارهای سیاسی نیز از زبان مذهبی و دینی الهام گرفتند، که این خود نشاندهنده پیوند عمیق دین و سیاست در این حرکت بود.
در سالهای بعد، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، قیام ۱۵ خرداد در شعر، خاطرهنویسی، فیلمها و ادبیات انقلاب بازتاب گستردهای یافت. از آن بهعنوان آغاز نهضت اسلامی یاد میشود. امام خمینی نیز بارها تاکید کرد که ۱۵ خرداد را باید زنده نگه داشت و این روز، روزی است که "ملت ایران بیدار شد".
۱۵ خرداد ۱۳۴۲؛ خونینترین روز قم بود

علی عسگری شهروندی قمی در گفتگو با خبرنگار ما از قیام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ میگوید: آن روز صبح، هوا هنوز کامل روشن نشده بود که همهمهای در کوچهمان پیچید. مادرم پرده را کنار زد و دیدیم که مردم دستهدسته به سمت خیابان آذر حرکت میکنند. یکی از همسایهها با صدای بلند گفت: «دستگیرش کردن! آقا روحالله رو نیمهشب بردن!» دلمان لرزید. خبر مثل برق در شهر پیچید. همه میدانستند که این کار ساواک و دولت شاهه.
من آن زمان جوانی ۲۲ ساله بودم. دویدم بیرون، پدرم هم پشتسرم آمد. خیابانهای قم پر از جمعیت بود. شعار میدادند: «یا مرگ یا خمینی!» بعضیها عکس امام را دست گرفته بودند، بعضی با چشمان اشکآلود راه میرفتند. زن و مرد، پیر و جوان، همه آمده بودند. هوا پر بود از خشم و اندوه.
در میدان آستانه ایستاده بودیم که صدای تیر بلند شد. یک لحظه سکوت سنگینی حکمفرما شد، بعد فریاد بلند شد. مأمورها با تفنگ و باتوم حمله کردند. من دیدم مردی میانسال، شاید پنجاه ساله، کنارم روی زمین افتاد. خون از شانهاش جاری بود. مردم فریاد میزدند: «نزن! نزن!» ولی گوش کسی بدهکار نبود. تیراندازی بالا گرفت. خیابان به صحنه جنگی خونین تبدیل شد.
ما سعی کردیم عقبنشینی کنیم، ولی راه فرار نبود. دود و صدای گلوله همهجا را گرفته بود. چند نفر از جوانها زخمیها را به حیاط خانهها میبردند. خودم با کمک چند نفر یکی از مجروحها را به خانهای در کوچهی صفاییان رساندیم.
آن روز، قم خونینترین روز خود را دید. خیلیها شهید شدند، خیلیها را گرفتند. اما در دل همهمان چیزی روشن شده بود. ما دیدیم که صدای حق چقدر میتواند ترس به دل ظالم بیندازد.
آن روز نه تنها اشک ریختیم، که قسم خوردیم تا روزی که این ظلم برچیده نشود، ساکت ننشینیم.
۱۵ خرداد ۱۳۴۲؛ روزی که ملت بیدار شد

سمیه عزیزی شهروندی تهرانی در گفتگو با خبرنگار سیاسی تهران پرس گفت: آن روز را هرگز فراموش نمیکنم؛ هوا هنوز گرگ و میش بود که خبر آوردند (آیتالله خمینی) را شبانه بردهاند. دلها شور افتاد. مردم یکییکی از خانهها بیرون میآمدند. نان خشک به دست، کفش پاره به پا، ولی دل پر از خشم. انگار جانمان را گرفته بودند.
در میدان ارک تهران که رسیدم، جمعیت موج میزد. زن و مرد، پیر و جوان، همه فریاد میزدند: "یا مرگ یا خمینی!" صدای تیر که بلند شد، بچهها از ترس دویدند، ولی مادرها ایستاده بودند. یکی کنارم تیر خورد و افتاد. خوناش روی لباس من پاشید، ولی پا عقب نکشیدم. آن روز برای ما فقط یک معنا داشت: بیعدالتی دیگر کافی است.
شب که برگشتم خانه، مادرم گریه میکرد. گفتم نگران نباش، ما راهمان را پیدا کردهایم. از آن روز به بعد، دیگر هیچچیز مثل قبل نشد. ما فهمیده بودیم اگر سکوت کنیم، حقمان را از ما میگیرند. ۱۵ خرداد، روزی بود که ملت بیدار شد.
انتهای خبر/