گروه فرهنگ تهران پرس؛ قیام سیدالشهداء(ع) حادثهای فوقالعاده و فراتر از زمان است که بنابر فرمایشات رهبری معظم انقلاب، «این حادثه عظیم در بعد سیاسی، از درخشانترین حوادث تاریخ است چرا که یک عنصر نیرومند، یک نظام حکومتی را که در اوج اقتدار و سختگیری بود، شجاعانه به مبارزه خواند و در نهایت آن را به کلی متلاشی کرد.»
بمنظور بررسی ابعاد اثرگذار حماسه حسینی و همینطور نقشی که حضرت زینب کبری(س) پس از شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) در روایت حماسه و قیام حسینی عهدهدار میشوند، با حجتالاسلام سید محمدباقر علمالهدی پژوهشگر دینی و مسئول مؤسسه آموزش عالی حوزوی قاسم بن الحسن(ع) تهران گفتگویی ترتیب دادیم که در ادامه میخوانید.
به عنوان اولین سوال؛ از منظر شما آیا شاهد فراگیری فزاینده دینداری ملت ایران و گرایش جهانی به معنویت و همینطور نسبت به حماسه حسینی هستیم؟ یا خیر. دلیل شما چیست؟
جامعه بشری امروز به دلیل افسارگسیختگی بیش از حدی که برای خودش درست کرده است، به نظر میرسد که امروز به یک بنبست خطرناکی رسیده است. انسان در این بنبست خودش را مشغول و به شدت گرفتار یک سری از معضلات و دامهایی کرده که با دست خود برای خودش تنیده است؛ نمونههای بارز آن را میتوان در اندیشههای شیطان پرستی، گروهها و نحلههای انحرافی و مکاتب شیطانی که برای رسیدن به قدرت (به قول خودشان) برای خودشان درست کردهاند، جستجو کرد که فرجام این غیر از بنبست و تاریکی چیز دیگری نیست و هیچ دستاورد دیگری برای انسان ندارد.
به همین دلیل است که آرام آرام، تراکمِ بن بستها و فشارهای روحی و معنوی بر انسان وارد شده، تا اینکه انسانی که امروز کارش به جایی رسیده است که نقش حیوانات را در زندگی خودش بازی میکند، به این نتیجه رسیده است که بازگردد و اعتقاداتش را بازیابی کند و ببیند چه بسا در آنجا دچار خطا شده است.
امام حسین(ع) یک فرهنگ و یک متد و مدل زندگی و یک جریان بالنده و همیشه جوشانی است که میتواند همه ملتها و همه اقوام را در مسیر زندگی کمک کند و یاری برساند
چون انسانهایی که متدینانه و هدفمند و بر اساس اصول و نظامی که دین و شریعت برای آنها برنامهریزی و طراحی کرده است، زندگی میکنند، در یک آرامش و رفاه و آسایش بیشتری هستند، حداقل از اینکه دچار این تحیرها و افسردگیهای فزاینده و گرفتاریهایی که خود انسانها با دست خودشان برای خودشان درست کردند، نیستند؛ لذا انسان سرخورده از این مکاتب مادی بعد از برخورد با سد مادیات، راه خود را به سمت معنویت کج کرده و به دنبال این است که ببیند اهل بیت(ع) و به ویژه سیدالشهداء(ع) برای برون رفت انسانها از معضلات و مشکلات روحی و معنوی زندگی چه برنامهای دارند.
به هر حال اینها فکر میکنند که شخصی مانند اباعبدالله(ع) که عاشقانه خود را فدای ملت خودش و فدای بیداری امتهای بعد از خود میکند، با چه هدفی وارد این صحنه شده و چرا این قدر شاداب و پرنشاط و بالنده در اذهان ارادتمندانش جای دارد. این انگیزه میشود برای اینکه بیایند و حماسه فرهنگی اباعبدالله(ع) را مرور و مشاهده کنند که چگونه امام حسین(ع) برای بیرون آمدن مردم از مشکلات و دفاع از آزادی و آزادی خواهی راهکار و برنامه داده است و عرصه دفاع از ارزشهای معنوی و آیات ملکوتی قرآن و قلمرو دفاع از آزادیهای شخصی و اجتماعی را تا کجا تعریف کرده تا از آن رهگذر خود را به یک ساحل امنی برسانند؛ لذا بر اساس اعتقادات ما امام حسین(ع) فقط برای شیعیان و مسلمانان نیست. بلکه مربوط به همه ملت هاست. امام حسین(ع) یک فرهنگ و یک متد و مدل زندگی و یک جریان بالنده و همیشه جوشانی است که میتواند همه ملتها و همه اقوام را در مسیر زندگی کمک کند و یاری برساند.
اگر ممکن است در مورد بخش دوم صحبتتان قدری عمیق تر شوید و درباره تاثیرگذاری مکتب سیدالشهداء(ع) اشاراتی داشته باشید.
امام حسین(ع) نقشه راه سعادتمندانه زندگی را فقط برای شیعیان و ارادتمندان خود ریل گذاری نکرده است بلکه نقشه راه سعادتمندی بشر را در طول تاریخ برنامهریزی کرده است. لذا وقتی که انسانهای به جان آمده و خسته از فشارهای روزگار سری به مکتب امام حسین(ع) میزنند، میبینند که در نگاه و جهانبینی مکتب امام حسین(ع)، مهمترین عنصری که فضای زندگانی انسانها را نورانی کرده است، فضای ایثار است، چون درمییابند که رهبر آزادگان عالم یعنی حضرت سیدالشهداء(ع) برای آزادی انسانها و مبارزه با ظلم طاغوت، فرزند شش ماهه خود را دست میگیرند و قربانی میکنند تا مردم راه و روش مبارزه با طاغوت را یاد بگیرند و در مصاف با دشمن به بهترین شکل بتوانند مبارزه کنند؛ لذا آزادی، عدالت، مهرورزی، محبت و عشق و ایثار؛ واژهها و مقولههایی است که گمشده انسان هاست و هر کسی انسانها را به عشق، مهرورزی، ایثار و سعادتمندی دلالت کند، طبیعی است که انسان دنبال او میرود به همین جهت است که امام حسین(ع) محور وحدت همه امت هاست و نه فقط محور وحدت امت اسلام به گونهای که امروز نه فقط در کشور خودمان بلکه در کشورهای دیگر و ادیان مختلف شاهد هستیم وقتی پیروان این ادیان سراغ اندیشههای بالنده اباعبدالله الحسین(ع) میروند، مفتون عمق ایثارگری و عشق و محبت حضرت نسبت به ملتها میشوند و وقتی متوجه میشوند امام حسین(ع) خود و خانوادهشان را قربانی عدالت و مبارزه با ظلم کرد، بالطبع در مقابل عظمت روحی اباعبدالله الحسین سر تعظیم فرود میآورند.
در واقعه عاشوراء ما شاهد نقشآفرینی بانوان و بالاخص حضرت زینب(س) هستیم که پس از شهادت حضرت سیدالشهداء و یارانشان، با کلام بلیغانه و شیوای خود، قیام حضرت سیدالشهداء و این حادثه عظیم را به بهترین شیوه روایت میکنند.
بله اینطور است اما قبل از پرداخت به این مسئله باید به عنوان مقدمه بگویم که کاروان اباعبدالله الحسین متشکل از افراد مختلف و اصناف متفاوت بوده است برای اینکه امام حسین(ع) به ملتها بگوید امر به معروف و نهی از منکر و دلالت کردن مردم به کار خیر، اختصاص به یک صنف و یا یک قشر از مردم نیست لذا میبینید در کربلا پیرمرد ۷۰ ساله نقشآفرینی میکند و از سویی دیگر، نوجوان ۱۳ ساله بنی هاشمی نیز به بهترین شکل نقش خود را ایفا میکند.
آدمهای ثروتمندی مانند زهیر بن قین در لشکر امام حسین(ع) بودند که وظیفه خود را به درستی انجام داده و آن طرف، جون غلام سیاه چرده حضرت سیدالشهداء را داریم که در کمال معرفت پای دین خدا و امام حسین(ع) میایستد و جان خود را تقدیم خداوند میکند.
وقتی پیروان ادیانهای مختلف سراغ اندیشههای بالنده اباعبدالله الحسین(ع) میروند، مفتون عمق ایثارگری و عشق و محبت حضرت نسبت به ملتها میشوند و وقتی متوجه میشوند امام حسین(ع) خود و خانوادهشان را قربانی عدالت و مبارزه با ظلم کرد، بالطبع در مقابل عظمت روحی اباعبدالله الحسین سر تعظیم فرود میآورند
در این میان بانوان نیز نقش بسیار تاثیرگذار و تعیین کنندهای در واقعه عاشوراء داشتند و دوشادوش مردان در کربلاء صبوری و شکیبایی کردند و پس از شهادت امام حسین(ع) و یارانشان، این حماسه عاشورایی را شهر به شهر و دیار به دیار و روستا به روستا منتقل کردند و در راس این روایتگری حضرت عقیله العرب زینب کبری(س) قرار دارد که این مهم را به بهترین روش اجرایی و عملیاتی نمودند.
خطبه زینب(ع) یکی از اقدامات ماندگاری است که باعث شد قبل از ورود قاتلان شهدای کربلا به منزلشان، قیام امام حسین(ع) وارد منزل کوفیان شود یعنی زنانی که غفلت زده و فریب خورده و در جشن و پایکوبی پیروزی ظاهری عبیدالله بن زیاد علیه کاروان اباعبدالله شرکت کرده بودند وقتی فهمیدند این کاروان اسرا که آنها را خارجی معرفی کرده بودند، خاندان رسولالله(ص) هستند سریع لباسهای عزا به تن کرده و مجلس عزا به پا کردند و با همسرانشان از در مخالفت درآمدند که اینها تاثیر خطبه غرایی است که حضرت زینب(س) در شهر کوفه ایراد نمودند.
حضرت زینب(س) با آن فتانت و کیاستی که داشتند، تصمیم گرفتند این بار معارف دینی را از ناحیه بانوان شهر کوفه به داخل خانهها ببرند؛ بهویژه این وقتی بیشتر اهمیت پیدا میکند که عمده این بانوان کوفی شاگردان درس تفسیر حضرت زینب بودند. چرا که حضرت زینب(س) روزی در شهر کوفه، مجالس و محافل تفسیر قرآن برای بانوان کوفه داشتند و از همینرو پس از واقعه عاشوراء، رسالتی را که برادر بزرگوارشان بر دوششان گذاشته بودند به بهترین شکل ایفا نمودند.
در کنار این، دو بانوی شهید در روز عاشوراء داریم که عاشقانه برای دفاع از حریم امامت به صحنه زدند و با دشمن نبرد کردند و به شهادت رسیدند.
لذا حضرت عقیله العرب و همینطور بانوان کاروان اباعبدالله الحسین در افشای جنایات عبیدالله بن زیاد و یزید بن معاویه و شمر و عمر سعد بسیار نقش داشتند.
این بانوان در شهر کوفه هر کدامشان با بانوان کوفی تماس داشتند و دائم گزارشگر واقعه سخت کربلا برای بانوان کوفی بودند و در محافل زنان کوفی شرکت میکردند و با نوحه گری و نوحه سرایی ظلمهایی را که به اهل بیت وارد شده بود، روایت میکردند که نتیجه این روایتگری، باعث میشد که مردان و قتله عاشوراء در خانه هایشان و همینطور در جامعه به شدت منزوی شوند.
چنانچه در تاریخ آمده است، برخی از این قاتلان شهدای کربلا، وقتی که در شهر کوفه میخواستند راه بروند، بچههایی که اینها را شناسایی میکردند به اینها سنگ میزدند و اینها آنقدر تحت فشار قرار داشتند که از خانه بیرون نمیآمدند که قطعا این وضعیت، اثر وضعی تبلیغات ارزشمند و ماندگار حضرت زینب(س) بود.
در پایان باید یادآور شد؛ حماسه امام حسین (ع) در حقیقت دو بخش داشت که بخش اول آن تا عصر عاشوراء به پایان رسید، اما بخش دومش توسط حضرت زینب کبری(س) و بانوان حرم منتشر و روایت شد و چشمهای خواب زده کوفیان و سایر شهرها را بیدار کرد بهطوریکه در نتیجه آن شاهد شکلگیری نهضت توابین و دیگر قیامها بودیم که در پی آن شهر کوفه با همه وسعتش برای قاتلان شهدای کربلا جایی نداشت.
انتهای پیام/الف