علیاکبر محمدزاده حقوقدان و کارشناس حقوق ورزشی در یادداشت ارسالی به خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی «تهران پرس»؛ نوشت: این اصل در عرصه ورزش، بهویژه در سطح ملی، اهمیتی دوچندان دارد؛ زیرا در این عرصه، موضوع تنها یک مسابقه یا یک نتیجه نیست، بلکه اعتبار، هویت و سرمایه اجتماعی یک ملت در معرض قضاوت قرار میگیرد.
بر همین اساس، این پرسش جدی مطرح است که آیا حجم گسترده انتقادها و گاه حملات تند علیه امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی فوتبال ایران، با کارنامه و عملکرد او تناسب دارد؟ آیا آنچه امروز درباره او گفته میشود، محصول یک ارزیابی منصفانه فنی است یا عوامل دیگری نیز در شکلگیری این فضای انتقادی نقش دارند؟
واقعیت آن است که امیر قلعهنویی از موفقترین و باسابقهترین مربیان تاریخ فوتبال ایران است. کارنامه او در تیمهای مختلف باشگاهی، سرشار از موفقیت، قهرمانی و مدیریت حرفهای است. کمتر مربی ایرانی را میتوان یافت که در هر تیمی مسئولیت پذیرفته، آن تیم را به مدعی قهرمانی تبدیل کرده باشد. این موفقیتها حاصل تجربه، دانش، انضباط و شناخت عمیق او از فوتبال ایران است و نمیتوان آنها را صرفاً با سلیقههای شخصی نادیده گرفت.
عملکرد او در تیم ملی نیز باید با همین معیار مورد قضاوت قرار گیرد. تیم ملی فوتبال ایران در این رقابتها بدون شکست به کار خود پایان داد و با کسب سه امتیاز به کشور بازگشت. این نتیجه در شرایطی به دست آمد که بازیکنان و کادر فنی، علاوه بر فشارهای معمول یک تورنمنت بینالمللی، تحت تأثیر فشارهای روانی ناشی از شرایط خاص منطقه، نگرانیهای عمومی جامعه، فضای ناشی از جنگ و همچنین دشواریهای خارج از زمین مسابقه قرار داشتند. بیتردید، هر ارزیابی منصفانه باید این شرایط را نیز در تحلیل عملکرد تیم ملی مدنظر قرار دهد.
از سوی دیگر، بسیاری از تحلیلگران ورزشی معتقدند که تیم ملی ایران در فضایی کاملاً عادی و برابر به رقابت نپرداخت و برخی محدودیتها و شرایط اجرایی، مسیر موفقیت را برای نماینده کشورمان دشوارتر ساخت. با وجود همه این موانع، تیم ملی توانست شخصیت، انسجام و اقتدار خود را حفظ کند و بدون شکست، رقابتها را به پایان برساند.
با این همه، پرسش اصلی همچنان باقی است؛ چرا با وجود چنین کارنامهای، حملات به امیر قلعهنویی همچنان ادامه دارد؟
به نظر میرسد بخشی از این هجمهها، ریشه در رقابتها و اختلافات دیرینه فوتبال ایران دارد؛ اختلافاتی که گاه اجازه نمیدهد موفقیت افراد، فارغ از نام و جایگاهشان، با انصاف مورد ارزیابی قرار گیرد.
بخش دیگری از این انتقادها را باید در حسادتهای حرفهای جستوجو کرد. متأسفانه در فضای ورزش ما، گاه موفقیت یک مربی یا مدیر، به جای آنکه موجب خرسندی و امیدواری شود، زمینهساز تخریب و کوچکنمایی دستاوردهای او میشود. چنین رویکردی نه نقد است و نه دلسوزی؛ بلکه مانعی در مسیر رشد و توسعه ورزش کشور است.
از سوی دیگر، نمیتوان از نقش برخی انگیزههای سیاسی نیز غافل بود. امیر قلعهنویی هیچگاه اعتقادات دینی و پایبندی خود به ارزشهای انقلاب اسلامی را پنهان نکرده و همواره با صراحت از باورهای خود سخن گفته است. طبیعی است که در جامعهای متکثر، افراد دیدگاههای متفاوتی داشته باشند؛ اما ارزیابی عملکرد حرفهای یک سرمربی باید بر پایه دانش، مدیریت، نتایج و دستاوردهای او باشد، نه بر اساس باورهای شخصی و اعتقادیاش. تبدیل اختلاف دیدگاههای سیاسی یا فکری به ابزاری برای تخریب شخصیت حرفهای افراد، نه با انصاف سازگار است و نه با اصول اخلاق حرفهای.
از منظر حقوق ورزشی نیز میان «نقد» و «تخریب» تفاوتی بنیادین وجود دارد. نقد، مبتنی بر استدلال، شواهد، آمار و ارائه راهکار است؛ اما تخریب، بر پیشداوری، هیجان، تحریف واقعیت و نادیده گرفتن دستاوردها استوار است. جامعه ورزشی زمانی به بلوغ خواهد رسید که فرهنگ نقد منصفانه جایگزین فرهنگ تخریب شود.
نکته دیگری که نباید از آن غافل بود، شرایط حساس کشور است. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری به انسجام، همدلی و تقویت سرمایههای ملی نیاز دارد. در چنین فضایی، هرگونه تضعیف بیدلیل نمادهای ملی، ناخواسته میتواند زمینه سوءاستفاده رسانهها و جریانهایی را فراهم آورد که از هر اختلاف داخلی برای ضربه زدن به وحدت ملی و تضعیف روحیه مردم بهره میبرند. اختلافنظر، حق طبیعی هر شهروند است، اما حفظ منافع ملی ایجاب میکند که نقدها از مرز انصاف و مسئولیت اجتماعی خارج نشود.
تیم ملی فوتبال ایران، متعلق به همه ملت ایران است؛ نه به یک جناح، نه به یک جریان سیاسی و نه به یک سلیقه خاص. موفقیت تیم ملی، موفقیت ایران است و حفظ حرمت سرمربی، بازیکنان و کادر فنی، در حقیقت پاسداشت جایگاه و اعتبار فوتبال ملی کشور است.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، امیر قلعهنویی در آزمون انصاف قرار گرفته است. اگر معیار قضاوت را واقعیت، کارنامه، نتایج و اخلاق حرفهای بدانیم، باید اذعان کرد که او و تیم ملی، دستکم شایسته قضاوتی منصفانه، مسئولانه و فارغ از کینههای شخصی و منازعات سیاسی هستند.