تاریخ : 18/خرداد/1395 - 20:18
کد خبر : 121201
سرویس خبری : اجتماعی
 

قتل خواهر 70 ساله از سوی کارخانه‌دار ورشکسته + گفت و گو

قتل خواهر 70 ساله از سوی کارخانه‌دار ورشکسته + گفت و گو

کارخانه‌دار ورشکسته‌ای که ناخواسته دست به قتل خواهرش زده‌است ادعا می کند خواهرش با سنگ بسویش حمله کرده‌است.

به گزارش تهران پرس، چند روز پیش ماجرای قتل زنی 70 ساله به پلیس گزارش شد و تیمی از ماموران برای بررسی ماجرا وارد عمل شدند. ماموران با مراجعه به آدرس اعلام شده با جسد زنی روبرو شدند که بررسی‌ها نشان می داد برادرش به نام فتح‌الله 60 ساله وی را به قتل رسانده‌است.

فتح‌الله که در خودش پلیس را در جریان گذاشته بود در بازجویی ابتدایی به پلیس گفت: نیمه‌های شب از بیرون به خانه آمدم ، خواهرم بیدار شد و وقتی در را باز کرد به من ناسزا گفت و با سنگی که در دستش بود بسویم حمله کرد. با هم گلاویز شدیم و او روی زمین افتاد. من هم به آپارتمانم رفتم و صبح وقتی می خواستم بیرون بروم دیدم هنوز روی زمین افتاده است. نفس نمی‌کشید. بدنش یخ کرده بود. فهمیدم مرده است و به 110 زنگ زدم.

بنابراین گزارش با ادعای این مرد و بازداشت وی پلیس همچنان در حال بررسی زوایای دیگر این جنایت است.

گفت و گو با مرد قاتل

فتح‌الله 60 ساله کهرکارخانه‌دار بود و تا چند سال پیش برای خودش برو بیایی داشت حالا نه تنها دارایی‌هایش را از دست داده بلکه به جرم قتل خواهرش باید محاکمه شود.

سرش را به زیر انداخته و حرف نمی‌زند. انگار غرق خاطرات گذشته‌اش است.

- چی شد دست به این کار زدی؟

- نزدیک 2شب از بیمارستان به خانه برگشتم همزمان خواهرم را در حالی که یک تکیه سنگ در دستش بود در برابرم دیدم او با عصبانیت گفت که تا الان رفتی پی خوشی و الان هم که آمده‌ای در را محکم می‌کوبی که من بیدار شوم. جای سوزن‌های سرم و چسب روی دستم را نشان دادم و گفتم بخاطر ناراحتی قلبی تا الان دربیمارستان بودم اما او با سنگ به سمت سرو صورتم حمله کرد و من برای اینکه از خودم دفاع کنم دستم را بالا بردم که سنگ به دستم برخورد کرد. بعد درگیر شدیم و زدوخورد کردیم  تا اینکه من با مشت به جانش افتادم و هلش دادم و بعد رفتم به آپارتمان خودم.

- درگیری فقط به خاطر دیر رفتن شما به خانه بود؟

- خواهرم همیشه با من درگیر بود کلا آدم ناسازگاری بود.

بعد از قتل چه کردی؟

- بعد از درگیری به آپارتمان خودم رفتم و مشغول تماشای  تلویزیون شدم. صبح زود می‌خواستم از خانه بیرون بروم که دیدم خواهرم همچنان کف زمین است. با خودم گفتم این چرا به آپارتمان خودش نرفته و هنوز اینجاست. چند باری صدایش زدم اما جوابی نداد. بعد فهمیدم که نفس نمی کشد. رفتم به آپارتمان خودم کمی گریه کردم و ملحفه سفیدی برداشتم و آوردم انداختم رویش و به پلیس زنگ زدم.

- آیا سابقه درگیری با خواهرت داشتی؟

- دعوا زیاد می‌کردیم. یک بار آمده بود که خانه نبودم به آپارتمان برای دزدی آمده بود‌، وقتی خانه آمدم و می‌خواستم به پلیس زنگ بزنم  با یک سنگ بزرگ  مچ دستم را شکست. پرونده تشکیل شد. قاضی پرداخت دیه را پیشنهاد داد اما من قبول نکردم. یک بار دیگر ویلچر مادرم را دزدید. کلا مشکل داشت و همه را اذیت می کرد.

- پشیمانی؟

- من هیچ وقت نمی خواستم او را بکشم و خیلی ناراحتم. فقط یک اتفاق بود. با وجودیکه من را خیلی اذیت می کرد خواهرم بود و من هرگز نمی خواستم که او بمیرد.


کد خبرنگار : 4529