ف
کد خبر: 74542 تاریخ انتشار: 29/آذر/1393 - 10:01

وبلاگ نیلوفر آبی

عشق حسین(ع) است چه‌ها می‌کند!

میلیون‌ها انسان، در دنیای امروز در تمدن‌های رفاه‌زده، پابرهنه عزم طی ‏این طریق می‌کنند! چه می‌توان نامیدش به جز معجزه عشق الله، ظهور ‏کرده در جان حسین(ع)، خروشیده در دل میلیون‌ها انسان .


به گزارش تهران پرس وبلاگ نیلوفر آبی نوشت: این‌روزها لابلای شبکه‌های اجتماعی که گذر می‌کنی، دیگر کمتر از آن همهمه و ‏شلوغی پست‌ها و نوشته‌های پی در پی و پراکنده می‌بینی.‎

تا همین پیش پای شما بود، هفته‌های قبل! برای ساعاتی که در دنیای سایبری گذر ‏می‌کردی و از هر دری چند جمله‌ای می‌شنیدی و می‌دیدی و کامنتی هم گهگاه ‏می‌گذاشتی و آخر سر خسته و نالان گویی که سنگینی یک کار روزانه را پشت سر ‏گذاشته‌ای برمیگشتی به دنیای خودت.

و سر شب بر بالین، با خود می‌گفتی، آخر مرا چه به اینهمه حدیث نفس! آری ‏حدیث نفس! انگار همه تشنه‌ی گفتن‌اند؛ همه می‌خواهند بگویند. یک چیزی بگویند. ‏غافل از آنکه نه این حرفها تمام شدنی ست و نه این دل بدین طریق سامان گرفتنی‎.

و تو می‌ماندی و دلهره‌ی این دل و نوای غمگین اما دلنشین کجایند صاحبدلان‎. صاحبدل! چه واژه‌ی غریبی ست میان اینهمه شلوغی‌ها‎!‎‏ کدام دل؟! دلی که سکوت ‏می‌خواهد، دلی که نجوای یار می‌خواهد، دلی که طریق یگانه و یکتا و بی‌همتا ‏می‌خواهد!‏‎ ‎دلی که به توحید می‌خواند‎.

در سیر تاریخ تمدن‌ها، نظر فلاسفه برآن است که تمدن‌ها بعد از رسیدن به رفاه ‏طلبی و لذت جویی، به یکباره متلاشی می‌شوند؛ رفاه بیشتر، کار بیشتر می‌طلبد؛ ‏‎ ‎سال‌هاست که تمدن غرب در رفع نیازها و حوائج عمدتاً رفاه گونه‌ی ملت‌های خود هستند. حتی ‏دولت‌هایی تشکیل شده به نام دولت رفاه‎!‎

اما این تمام قصه نیست! کسی دیگر ناگزیر از پذیرش این حقیقت نیست که این ‏رفاه و آسودگی، و زندگی بورژوایی جوامع پیشرو در علم، هماهنگ با آرامش ‏روح و جانشان نبوده است‎.‎

‎ ‎طریقی را برگزیدند به نام آزادی؛ یعنی بگذار هر چه می‌خواهند بکنند‎!‎‏ و این ‏آزادی نه آزادگی از قیود بهیمیت انسانی، که آزادی نفس بود؛ بگذار هرچه نفس ‏می‌خواهد بکند‎. و نفس کرد، تمام آنچه را که می‌خواست و شد امروز دنیای کناری‌مان؛ ظاهری ‏زیبا و باطنی درهم شکسته‎.

خانواده‌های متلاشی! زنان بی‌سرپرست! مردان هرزه! کودکان بی‌پدر و بی‌مادر؛ ‏و تنهایی و تنهایی و تنهایی‎...‎ انسانی که در زندگی بورژوایی خود همه چیزش فراهم است جز دلی آسوده و ‏آرام‎.

و باز این تمام ماجرا نیست. چراکه همسایه از گزند همسایه‌ی خود ناگزیر نیست‎!‎‏ ‏حقیقتش، زندگانی ما نیز آنقدرها بهتر از همسایه‌ی فرنگ مان نیست‎؛ ویروس ‏مهلک مصرف زدگی، رفاه طلبی و تفرد چند صباحی ست بر مردمان این دیار ‏رشید ما نیز سایه انداخته‎.‎

در هیاهویی که عده‌ای دلبند رفاه طلبی بودیم و عده‌ای دیگرمان در این سو و آن ‏سو سعی در کنار زدن این سایه ی شوم بودیم، ناگاه عشق، اذن میدان طلبید‎!‎ آری! عشق حسین، عقل می‌بخشد‎.

عشق و عقلی که از آدم‌هایی تنبل، تن‌پرور،  بی‌حوصله،  رفاه زده، مصرف زده و ‏منفعل ما، سالکانی دلسوخته و پیاده و پا برهنه می‌سازد! نه فکر خوراکند؛ نه در ‏فکر جای خوابند؛ نه در فکر کفش‌های با قیمت گزافند، نه در فکر درس، زن، ‏بچه، سرما و داعش، عشق حسین (ع) است، چه‌ها می کند‎.

میلیون‌ها انسان، در این دنیای امروز در تمدن‌های رفاه زده، پابرهنه عزم طی ‏این طریق می‌کنند! چه می توان نامیدش به جز معجزه عشق الله، ظهور ‏کرده در جان حسین (ع)، خروشیده در دل میلیون‌ها انسان‎.
 


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان