ف
کد خبر: 489469 تاریخ انتشار: 19/شهريور/1397 - 14:46

/ایمنی موزه های ایران چقدر است؟/

صاعقه ای که موزه ها را ویران می کند

یک مرمتگر آثار تاریخی معتقد است: مخزن هر موزه قلب موزه و محل اصلی گنجینه های تاریخی تاریخ یک کشور است، بنابراین قطعا باید بخش عمده ای از طراحی های مربوط به مدیریت بحران و استاندارد در مخزن، به طور جدی و با دقت بیشتر از دیگر نقاط موزه ای لحاظ شوند.


به گزارش ایسنا، بعد از وقوع اتفاقاتِ نسبتا هراس‌انگیز مختلفی که در طول دست‌کم یک سال گذشته در سطح کشور رخ می‌داد و هر کس به خصوص رسانه‌ها و دوستداران میراث فرهنگی تلاش کردند با تکیه بر آن‌ها نسبت به وضعیت موزه‌های کشور هشدار دهند، به نظر می‌رسد این بار در پی یک فاجعه‌ی خارج از کشور مانند آتش‌سوزی موزه‌ی برزیل که در ساختمانی ۲۰۰ ساله قرار داشت و ۲۰ میلیون اثر فرهنگی و تاریخی در آن سوخت،  قدری درجه حساسیت‌ها روی بناهای تاریخی و به خصوص موزه‌ها بالاتر رفته است و راهکارهای مختلف برای برون رفت به موقع از زمان بحران مطرح می‌شوند.

رضا وحیدزاده، مدرس دانشگاه در رشته‌ی مرمت آثار تاریخی با بیان این‌که شرایط بناهای موزه‌ای در بناهای مختلف قدری متفاوت است، در توضیح این شرایط متغیر می‌گوید: بناهایی هستند که از ابتدا برای موزه طراحی و تجهیز شده‌اند و از سوی دیگر بناهای تاریخی که در گذشته کاربری‌های مختلفی داشته‌اند و بعدا به موزه تبدیل شده‌اند، بنابراین در این شرایط تعریف کردن امکانات و استانداردها نیز قدری متفاوت می‌شوند.

رئیس گروه مرمت دانشگاه آزاد اسلامی تهران با بیان این‌که محدودیت‌ها از نظر مرمت و مسائل میراثی در مورد بناهایی مانند خانه‌های تاریخی، محدودیت‌هایی را به همراه دارد، اظهار می‌کند: برای مداخله‌ در ساختار، تاسیسات و امکانات باید مراقب وضعیت بناهای قدیمی باشیم، از سوی دیگر در بناهایی که با هدف و قصد و غرض مشخص مانند موزه ساخته می‌شوند قطعا دست‌ِ مسئولان موزه‌ای بازتر است تا در آن هر استاندارد و تدبیر موجود را بتوان دید، بنابراین نمی‌توان در مورد بناهای تاریخی یک قضاوت کلی داشت.صاعقه‌ای که می‌تواند یک موزه را بسوزاند این پیام را به همراه دارد که آن موزه باید سرکشی، مانور و حضورهای پیوسته کارشناسان را در خود داشته باشد

وی با اشاره به لزوم انجام «پایش» یا «مانیتورینگ» برای هر بنای تاریخی تاکید می‌کند: در این بناها نیاز است تا پایش مداوم روی عوامل مختلف محیطی و مواردی که ریسک و تهدید برای اثر دارند، انجام و مطالعه شوند.

او حریق در موزه را براثر عوامل مختلفی مانند تاسیسات الکترونیکی که به صورت نامناسب به کار رفته یا فرسوده شده تا مسائل پیچیده‌تری مانند یک صاعقه در فضای موزه می‌داند و می‌گوید: طبیعتا این‌ موارد به مطالعه نیاز دارند و باید برای موارد مشخص، تدابیر خاصی را در این زمینه ‌تعریف کرد.

وحیدزاده با تاکید بر لزوم اولویت‌بندی هر نوع اقدامی که باید برای چنین فضاهایی انجام شود، می‌گوید: زمانی‌که اتفاق و حادثه غیرمترقبه مانند زلزله رخ می‌دهد، طبیعتا بنا در شرایط خاص و اضطراری قرار می‌گیرد که در این شرایط به یکسری اقدامات مانند سرکشی‌ها، مانورها، حضورهای پیوسته و حتی استفاده از نیروهای مختلف که بتوانند در بخش‌های مختلف مانند ادارات و تخصص‌های وابسته کمک کنند، نیاز است.

وی سازمان آتش نشانی را به واسطه‌ی تجربه‌هایی که می‌تواند در اختیار واحدهای مختلف مانند واحدهای مربوط به میراث فرهنگی و موزه قرار دهد دارای ظرفیتی می‌داند که می‌توان از آن به بهترین نحو استفاده کرد و بیان می‌کند: در موقعیت‌های بحرانی، در مرحله‌ای قرار می‌گیریم که با دست بازتری می‌توانیم برنامه‌ریزی کنیم، بنابراین قطعا تنظیم کردن پلان یا طرح مدیریتی، با دید مدیریت بحران، برای ابنیه، موزه‌ها و هر نوع آثار تاریخی که واجد ارزش است و باید حفاظت شود، در اولویت قرارمی‌گیرد.

سازمان آتش نشانی می‌تواند تجربیات خود را برای حفاظت بهتر از آثار تاریخی در مواقع بحران به مسئولان فرهنگی اموزش دهداو تاکید می‌کند: این کار نیازمند مطالعه مفصل و حتی بعضا مطالعه و بررسی ساختمان مورد نظر در چند سال متوالی است، باید نقشه‌ها و تاسیساتش جزء به جزء بررسی شوند و سپس برای آن پلان اقدام کرد.

چند درصد بناهای تاریخی ظرفیت این را دارند که به موزه تبدیل شوند؟

این مدرس دانشگاه استفاده از بناهای تاریخی به عنوان فضاهای موزه‌های را مساله‌ای می‌داند که در مباحث موزه‌ای و  موزه‌داری سال‌هاست مورد بررسی قرار می‌گیرند و و ادامه می‌دهد: گرایشات مختلفی در مورد این نوع استفاده کردن  جود داشته است، در گذشته تصور بوده که بناهای تاریخی به این دلیل که استفاده از آن‌ها در قالب کاربری‌های سنگین قدری دشوارتر است، با هدف خالی نبودن آن بناها و زنده و پویا بودن‌شان، دست‌کم به عنوان «موزه» مورد استفاده قرار می‌گرفتند تا مکان نمایش آثار و اشیای مختلف باشند.

او با اشاره به تجربیات موجود در این زمینه در ایران و در خارج از کشور، بیان می‌کند: شاهد بوده‌ایم که بناهای تاریخی که در حقیقت به عنوان آثار واجد ارزش ضبط می‌شدند و تصمیم بر حفظ ‌شان گرفته می‌شد، با قرار دادن ویترین‌هایی در آن‌ها اشیایی به نمایش در می‌آمدند و به عنوان موزه تعریف می‌شدند، اما به تدریج با توجه به مباحث علمی در خصوص حفاظت آثار تاریخی واز جمله مبحث مدیریت بحران مشخص شد که برای نگهداری آثار و اشیا در موزه سلسله مراتبی از اقدامات و اولویت‌ها لازم است که از مهمترین آن‌ها داشتن یک مخزن است تا آثاری که وارد موزه می‌شود بتواند به خوبی نگهداری و ذخیره شوند چون همه‌ی اشیا معمولا قابلیت این را ندارند که به لحاظ کیفیت و ظرفیت به نمایش درآیند.

توجه به مخازن موزه‌ای باید در اولویت قرار گیرد

وی مخزن یک موزه را قلب موزه و محل اصلی گنجینه می‌داند و ادامه می‌دهد: گنجینه در مخزن بیشتر خود را نشان می‌دهد و طبیعتا بخش عمده‌ای از این طراحی‌های مربوط به مدیریت بحران و استاندارد باید در مخزن و به طور بسیار جدی‌تر و با دقت بیشتر لحاظ شوند.

وقتی یک فضای موزه‌های با آثار تاریخی ارزشمند را در فضای تاریخی با معماری مهم و ارزشمند قرار می‌دهیم شانس دیدن هر دو محوطه و اثر تاریخی را از گردشگر می‌گیریم

او با اشاره به این‌که با مطرح شدن این مسائل، به مرور حرکتی را شاهد بودیم که بناهای جدید و مشخص با شاخصه‌ها و تعاریف خاص خودِ موزه طراحی و اجرا شوند، ادامه می‌دهد: بسیاری از بناهای تاریخی که پیش از این به عنوان موزه   استفاده می‌شدند، تدریجا به موزه‌های جدیدی که با مخازن و امکانات مناسب خود طراحی شده‌اند، منتقل شدند و از سوی دیگر مشخص شد که یک بنای تاریخی می‌تواند خود به اندازه کافی ارزشمند باشد که با تزئینات و ویژگی‌هایی موجودش به عنوان یک اثر قابل بازدید،برای حضور بازدیدکننده آماده شود.

او با اعتراض نسبت به استفاده از برخی فضاهای تاریخی دارای معماری‌های ارزشمند به عنوان فضای موزه‌ای و نمایش  آثار تاریخی دیگر در آن‌ها، بیان می‌کند: این‌که ما بخواهیم مقدار زیادی اشیا را داخل یک فضای معماری ارزشمند قدیمی بگنجانیم باعث می‌شود که بازدیدکننده و خود معماری موجود در فضا کمتر دیده شود و به اندازه‌ای که به آثار داخل ویترین توجه می‌شود به فضای موزه‌ای و معماری بنای ارزشمند تاریخی توجهی نمی‌شود.

وحیدزاده چنین اتفاقاتی را از عواملی می‌داند که باعث شده امروز بناهای مشخصی به عنوان موزه طراحی و احداث شوند و تاکید می‌کند: این اقدام به عنوان یک بحث در مسائل آموزش معماری نیز مطرح است که موزه‌ها و گالری‌هایی را طراحی کنیم که یک مهندسی مشخص در زمینه حفاظت از آثار دارند و این موارد در طراحی‌ آن‌ها لحاظ شود.

وی با این وجود می‌گوید: در هر صورت یکی از کاربری‌های بناهای تاریخی می‌تواند موزه‌ باشد و معمولا نیز آن‌ها به این عنوان استفاده می‌شوند، موزه‌هایی که از نظر نوع موزه و تنوع آثار نسبت به موزه‌های اصلی که در مقیاس ملی و در ساختمان‌های مناسب و دارای استاندارد طراحی می‌شوند، در درجه بعدی قرار می‌گیرند.

باید عوامل تهدیدکننده در فضاهای موزه‌های مهم را کم کرد

او اما موزه ملی ایران را مستثنی از این اتفاق می‌داند چون حدود ۸۰ سال پیش و با هدف احداث یک موزه مشخص ساخته شده است و می‌گوید: موزه ملی مثل هر موزه ملی دیگری در جاهای دیگر دنیا یک پیشنیه، سابقه و تاریخچه  قابل ملاحظه‌ دارد که آن هم واجد ارزش است، یعنی ساختمانی که از ابتدا به عنوان موزه طراحی و تجهیز شده است، بنابراین به این صورت نبوده که یک بنا با کاربری دیگری باشد که امروز برای حفاظت از آن، تبدیل به موزه شده باشد.

وحیدزاده موزه ملی ایران را دارای ارزش‌های ویژه خود می‌داند و ادامه می‌دهد: با این وجود مطرح می‌شود این موزه دارای مواردی است که اثر را تهدید کند، بنابراین سعی می‌کنیم این عوامل تهدید کننده را تاحد ممکن کم کنیم و در کنارشان امکان توسعه دادن موزه و احیانا بازنگری فضاهایی که برای اشیای خاص تعریف می‌شوند، انجام شود.

انتهای پیام

منبع : ایسنا


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان