ف
کد خبر: 429046 تاریخ انتشار: 22/مرداد/1397 - 10:28

«بررسی مطبوعات»

بی آبی و تنِ تَب دار زمین

تهران- ایرنا- بحران آب به عنوان یک معضل فراملی گریبان بخش های زیادی از کشور را گرفته و خشکی تالاب ها و رودخانه ها و وقوع گرد و خاک ناشی از وضعیت اکوسیستم ها، تنِ زمین را تَب دار کرده است. از این رو باید با استفاده از ساز وکارهای مناسب به دنبال ارایه راهکار برای حل آن بود.


به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ «بحران آب و پیامدهای ناگزیر آن؛ بهبود آلام اجتماعی در سایه هنر تئاتر و گذر گردشگری از پیچ و خم اقتصاد» از جمله مهمترین موضوعات اجتماعی و فرهنگی محسوب می شود که در مطبوعات امروز (دوشنبه) برجسته شده است.

**بحران آب و پیامدهای ناگزیر آن
بحران آب یکی از چالش های جدی کشور محسوب می شود که می تواند تاثیر گسترده ای را بر روند افزایش مهاجرت و تغییر مشاغل، افزایش تنش های اجتماعی به وجود آورد. از این رو مدیریت بحران منابع آب در ایران و آماده‌شدن برای پیامدهای ناگزیر آن، نیازمند تصمیم‌های سختی است که با اجماع ملی در خصوص بحران و شیوه مدیریت آن، می توان چشم‌انداز روشنی ترسیم کرد.

روزنامه «خراسان» در مطلبی با عنوان «دلالان آب، دندان طمع را بکشند» در گفت وگو با رضا اردکانیان وزیر نیرو نوشت: یکی بحث چگونگی مصرف آب درهر محدوده یا هر حوضه و هراستان است، وقتی که می گوییم بیش از 80 درصد آب ما در بخش کشاورزی مصرف می شود،اگر نپردازیم به این که آیا از الگوی صحیحی تبعیت می کنیم یا نه همچنان میلیاردها متر مکعب آب ممکن است{هدر رود} درهمین خوزستان رقمی بیش از دو میلیارد مترمکعب آب شیرین فقط برای کشت برنج دراستان مصرف می شود.این به آن معنا نیست که از فردا بگوییم ممنوع و کشاورز به ما ربطی ندارد، باید معیشت کشاورز را هم حل کرد باید دید چگونه این اتفاق رخ داده است، یک شبه رخ نداده و یک شبه هم متوقف نخواهد شد اما باید به این مسئله پرداخت، اگر به مدیریت مصرف آب نپردازیم و صرفا دریک موضوع تمرکز کنیم و صرفا به یک دستگاه نگاه کنیم فقط زمان را از دست داده ایم.

در ادامه آمده است: در گذشته در مصاحبه ای ذکر کردم به دلالان محترمی که در 1382 دنبال انتقال آب ایران به کویت بودند و ممکن است دوباره به هوس افتاده باشند، پیغام دادم که از بد حادثه فردی که درهمان زمان معاون وزیر بود و مانع دنبال کردن این کار شد امروز وزیر است پس این دندان را بکنید و بعد رسما هم اعلام کردم که نه آن موقع این موضوع به سرانجام رسید و نه این موقع.

روزنامه «ایران» در مطلبی با عنوان «ساخت دریاچه مصنوعی با حقابه دریاچه ارومیه!» در گفت وگو با کارشناسان نوشت: شهرداری تبریز برای ساخت یک دریاچه مصنوعی، آب رودخانه «آجی چای»را به روی دریاچه «ارومیه» بست. حجت جباری» معاون فنی اداره کل محیط زیست استان آذربایجان غربی درباره این ماجرا ضمن تکذیب این خبر می‌گوید: بیش از 5 هزار هکتار از دریاچه ارومیه از سال 1350 به پارک ملی ارتقا یافت و پارک ملی حیات وحش دریاچه ارومیه، چیز جدیدی نیست. وی برنامه‌های سازمان محیط زیست و منابع طبیعی برای احیای دریاچه ارومیه را هم تأمین حقآبه آن و تثبیت کانون‌های ریزگرد اعلام می‌کند. او می افزاید: از ابتدای دولت روحانی کارشناسان برای تثبیت کانون‌های ریزگرد حاشیه دریاچه ارومیه، اقدام به کاشت «گز» و «قره داغ» کرده‌اند. چراکه این گیاهان قرار است از حرکت ماسه‌های بادی به سمت شهرها و باغات جلوگیری کنند.جباری در ادامه می‌گوید: این کارها در وسط دریاچه ارومیه هم انجام شده است. او وضعیت حیات وحش جزیره «کبودان» و «اشک» را هم خوب ارزیابی می‌کند! و فرار حیوانات به دلیل خشک شدن دریاچه را هم منکر می‌شود.

در ادامه آمده است: حصارکشی در پارک ملی دریاچه ارومیه، این سؤال را پیش می‌آورد که آیا فرار حیات وحش دریاچه ارومیه از جمله گوزن‌های زرد و قوچ و میش‌های آن، در میان است؟البته پاسخ ادره کل محیط زیست استان منفی است. همچنین حاجی مرادی مسئول واحد فنی ستاد احیای دریاچه ارومیه نیز با بیان این‌که احتمالاً منظور آقای روح‌الله حضرت‌پور نماینده مردم ارومیه در مجلس شورای اسلامی همین پروژه شهرداری تبریز باشد می‌گوید:«دریاچه مصنوعی و مجمتع تجاری و تفریحی که شهرداری تبریز به دنبال آن است هم 600 هکتار وسعت دارد.»

روزنامه «جوان» در گزارشی با عنوان «۱۶۶ حلقه چاه عمیق خراسان جنوبی شروع به بلعیدن زمین کرده‌اند» می نویسد: سال‌هاست دشت‌های خراسان جنوبی نای نفس کشیدن ندارند و زیر ضربات تند و تیز برداشت‌های بی‌رویه از چاه‌های عمیق کمر خم می‌کنند؛ اتفاقی که با دهان باز کردن زخم‌هایی، چون فرونشست زمین نمایان می‌شود و این پدیده هم در سال ۸۷ در بیشتر دشت‌های ممنوعه استان به‌ویژه دشت سرایان به عنوان یک مخاطره طبیعی مشاهده شده و در سال ۹۵ نیز در محدوده سه‌قلعه و بعد از آن هم در منطقه سرند شهرستان فردوس اتفاق افتاده است. کارشناسان معتقد هستند که بی‌توجهی به این شکاف‌های عمیق می‌تواند به زیرساخت‌ها، خطوط انتقال آب و گاز، برق و فیبر نوری خسارات جدی وارد کند که نمونه آن در جاده آیسک- دو‌حصاران در چند نقطه دیده می‌شود و متأسفانه بعد از چند بار مرمت هنوز هم آثار آن مشاهده می‌شود.

در ادامه می خوانیم: به عقیده حسین امامی مدیرعامل شرکت آب منطقه‌ای،در حال حاضر سفره‌های آب زیرزمینی در دشت سرایان با افت ۱۵ میلیون مترمکعب روبه‌رو است و سالانه به صورت تجمعی و تصاعدی به این میزان کسری افزوده می‌شود. وی ادامه می‌دهد: «با توجه به عمده مصرف آب در سرایان و مشاهده فرونشست‌های متعدد در این دشت علت ایجاد فرونشست‌ها را می‌توان در اضافه برداشت آب برای کشاورزی دانست که باید این میزان کاهش یابد.»

**بهبود آلام اجتماعی در سایه هنر تئاتر
تئاتر، ترسیم بی ‌واسطه و آگاهانه جامعه است که از چشم‌‌انداز بسیط آن بهتر می‌توان به واقعیت ‌های جامعه و نیازهای آن پی برد و درباره آن اندیشه کرد. هنر تئاتر نشان توسعه و تعالی جوامعی است که به نیک‌سرشتی و خوش‌سرنوشتی مردم خویش اهتمام دارند و خردمندانه از صداقت و شفافیت تئاتر برای بهبود آلام اجتماعی بهره می‌گیرند. از این رو ضرورت توجه به این هنر و باور به نقش‌آفرینی اجتماعی آن، کشور را به سرمایه‌ای بی‌بدیل رهنمون می کند که می توان از آن به نفع امروز استفاده کرد.

روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «ریشه تئاتر بدون حمایت می‌خشکد» می نویسد: چند سالی است که سالن‌های نمایش ما در سیطره اجرای نمایش‌های لوکس با حضور چهره‌های سینمایی است؛ چهره‌هایی که حالا برای سالن دارها حکم برگ برنده را دارند تا بتوانند با فروش بلیت از پس هزینه‌های بالای سالن‌داری برآیند. حالا دیگر وضعیت به گونه‌ای شده است که سالن دارها به گروه‌های نمایشی می‌گویند: «اگر چهره دارید از میزان فروش درصد می‌گیریم و اگر ندارید، سالن را به فلان قیمت اجاره می‌دهیم و دیگر کاری نداریم که خوب بفروشید یا نه!» شرایط به‌گونه‌ای رقم خورده است که کارگردان‌های مطرح و توانای عرصه تئاتر کشور به این مسأله انتقاد دارند و حتی برخی از آنها اصلاً سراغ سالن‌های خصوصی نمی‌روند؛ مسأله‌ای که حتی سالن دارها هم به آن معترف هستند و باعث مخدوش شدن چهره تئاتر ما شده است.

در ادامه این گزارش آمده است: پیش‌تر، هادی عامل، کارگردان باسابقه تئاتر، از خانه تئاتر و مرکز هنرهای نمایشی گله کرده بود که هیچ کاری برای شروطی که سالن‌های خصوصی برای تئاتری‌ها می‌گذارند، نمی‌کنند و هیچ تقسیم‌بندی حرفه‌ای و قانونگذاری درستی وجود ندارد. حالا مدتی است با این انتقادات مرکز هنرهای نمایشی به همراه خانه تئاتر طی جلساتی در حال تدارک آیین نامه‌ای هستند که بتوانند این مسأله را تا حدودی حل و فصل و ساماندهی کنند.

روزنامه «فرهیختگان» در گزارشی با عنوان «مسجد، تئاتر و جای خالی مفاهیم» نوشت: در شرایطی که مسجد به‌عنوان یک مکان برای اجرای نمایش برگزیده می‌شود و دقیقا به معنای دقیق واژه تئاتر(محل تماشا کردن) نزدیک می‌شود، این پرسش مطرح است که کدام‌یک باید خود را با دیگری بیشتر منطبق کند: «مسجد با نمایش یا نمایش با مسجد؟» تصور نگارنده پیش از حضور در مسجد به واسطه تحصیلات و تحقیقات آن بود که نمایش باید خود را با مسجد وفق دهد. به عبارتی مسجد به‌عنوان یک مکان نامتعارف برای اجرای تئاتر، واجد ویژگی‌ها و امکاناتی است که هنرمند می‌تواند با بهره‌گیری از آن نمایش بیافریند. نمونه جذاب آن شاید نمایش «سال ثانیه» از حمید پورآذری باشد که برای اجرا در یک زمین تنیس طراحی شده بود و ملاک کارگردان در انتخاب متن و نحوه بازی بازیگران، امکاناتی بود که زمین تنیس در اختیارش قرار می‌داد.

در ادامه آمده است: در چنین شرایطی، در جشنواره ای که در قزوین برگزار شد هیچ نمایشی از امکانات مسجد برای آفرینش اثر هنری بهره نگرفته بود. کارگردانان و مولفان مسجد را صرفا همان تئاتر پنداشته و در تلاش بودند مسجد خود را با نمایش آنان وفق دهد. برای مثال در نمایشی از سیستم صوتی مضاعف استفاده می‌شود یا آنکه در نمایشی دیگر با وجود نور بسیار مسجد – که خاموش هم نمی‌شود – از نورهای زمینی استفاده می‌شود. بدون آنکه این نورپردازی یا قابلیت صوتی کمکی به اثر نمایشی کنند.

روزنامه «اعتماد» در یادداشتی با عنوان «تئاتر متعهد، تئاتر متخصص» به قلم احسان زیورعالم آورده است: در ایامی که تئاتر ایران چندان با رویدادهای روز یا تحولات اجتماعی خود عجین نیست، جعفری متن ماتئی ویسنی‌یک را در تئاتر شهر روی صحنه برده است که تصویری از آخرین تلاش‌های میرهولد برای اجرای «ریچارد سوم» شکسپیر است. میرهولد در حالی تصمیم دارد ریچارد را در قالبی نو و البته در یک فرم جدید بازآفرینی کند که دستگاه پلیسی استالین چنین اجازه‌ای به او نمی‌دهد. نیروهای امنیتی استالین در قالب ژنرال، کارمند و حتی پدر و مادر میرهولد گام به گام با بازآفرینی میرهولد پیش می‌آیند و هر انتخاب او را مورد تفسیر قرار می‌دهند. آنان هر نشانه درونی اثر را با رویکردی بیرونی می‌سنجند، رویکردی که تنها یک خط مشی دارد: حزب. در واقع جهان ذهن افراد با انگاره‌های حزب - آن هم خوانش استالینی‌اش- ساخته شده است. آنان مدام براساس موقعیت اجتماعی خود اثر هنری شکل نگرفته را قضاوت می‌کنند تا شرایط خود را در حزب بهبود بخشند.

در ادامه می خوانیم: حجازی انتخاب جذابی برای زمانه دارد، زمانه‌ای که دوست دارد هر کنش یا گفتاری را خوانش کند و آن را به هر چیزی که خود می‌اندیشد منتسب کند. در این خوانشگری هر چیزی می‌تواند امری سیاسی - البته با دایره گفتمانی خوانشگر - باشد. هر حرفی می‌تواند منتسب به فرد یا تفکری باشد. هر رفتاری می‌تواند علیه یک جریان تفسیر شود، بدون آنکه این تفسیر برآمده از پیام مستقیم اثر باشد. در چنین وضعیتی هنرمند تعهد را در فاصله گرفتن از زمانه می‌داند. وضعیت کنونی تئاتر ایران مصداق بسیار خوبی است از آنچه حجازی بدان تن نداده است.

**گذر گردشگری از پیچ و خم اقتصاد
امروزه گردشگری یکی از عوامل مهم توسعه اقتصادی-اجتماعی و رفاهی محسوب می شود و نه‌ تنها موجب بهبود قابل ‌توجه وضعیت اشتغال در مقاصد گردشگری می‌شود، بلکه به توسعه زیرساخت‌ها، حفظ منابع مالی و احیای اماکن تاریخی و جدید نیز کمک می‌کند. به همین سبب مسوولان این حوزه باید فارغ از وضعیت اقتصادی در پی ارتقا و گسترش آن بر آیند.

روزنامه «دنیای اقتصاد» در گزارشی با عنوان «مانع اصلی سود گردشگری ایران از افزایش نرخ ارز» نوشت: در شرایطی که برخی از فعالان گردشگری مدعی شده‌اند افزایش نرخ ارز و گرانی ایرلاین‌های خارجی باعث ریزش گردشگران ورودی خواهد شد، برخی دیگر معتقدند این دو موضوع با هم رابطه مستقیم دارند نه عکس. پیش از این بسیاری از کارشناسان اقتصادی نیز پیش‌بینی کرده بودند که با افزایش نرخ ارز در ایران، سفر به کشورمان ارزان‌تر خواهد شد و این موضوع عملا مطلوبیت سفر به ایران را برای خارجی‌ها بالا خواهد برد.

در ادامه آمده است: تجربه‌های جهانی بسیاری حاکی از آن است که واقعی شدن نرخ ارز در کشورها، به افزایش صادرات کمک خواهد کرد و گردشگری هم که نوعی صادرات نامرئی محسوب می‌شود، می‌تواند از این فرصت بیشترین بهره را ببرد. گویا حالا توپ در زمین فعالان گردشگری است که سعی کنند بازار موجود را حفظ کنند و به دنبال ایجاد بازارهای جدید باشند.

روزنامه «ایران» در گزارشی با عنوان «پارک جنگلی «النگدره»، الگویی برای توسعه گردشگری» می نویسد: پارک جنگلی «النگدره» به مساحت ۱۸۵ هکتار در ۵ کیلومتری جنوب غربی شهر گرگان و در مسیر جاده ناهار خوران قرار دارد. این مکان، با آب و هوایی بی‌نظیر که حداقل ۱۰ درجه خنک‌تر از نقاط شهری و پرجمعیت است، جایی فوق‌العاده برای بازدید و سپری کردن اوقات در تعطیلات به‌ شمار می‌رود.این پارک جنگلی در دامنه جنگل‌های انبوه شمالی قرار دارد که از پوشش درختان جنگلی برخوردار بوده و مهم‌ترین نوع درختان این پارک را «توسکا»، «لرگ»، «افرا»، «بلوط»، «بید» و «شیردار» تشکیل می‌دهد.داخل این پارک، جاده‌ای آسفالته است که برای تردد خودروها استفاده می‌شود. مدتی است که برنامه‌ای از سوی شهرداری گرگان برای رفاه حال گردشگران در این پارک در دست اجراست که خوشبختانه مورد استقبال هم قرار گرفته است.

در ادامه می خوانیم: بدالرضا دادبود»، شهردار گرگان تصریح کرد: با این اقدام 3 روز در هفته را به پیاده‌روی در این پارک جنگلی اختصاص دادیم و ورود خودروها را به جنگل ممنوع کردیم. وی با توضیح اینکه شهر گرگان فضای خالی ومناسب برای پیاده روی ندارد و تنها مسیر برای این کار، بخشی از مسیر ناهارخوران بود که واقعاً مناسب هم نبود، افزود: به همین منظور طرح پیاده‌راه سازی در پارک جنگلی النگدره را از 12 اردیبهشت همزمان با نیمه شعبان به اجرا درآوردیم و به‌دنبال آن ساعت 6صبح تا 18 بعداز ظهر روزهای زوج برای این طرح در نظر گرفته شد.

روزنامه «عصر اقتصاد» در یادداشتی با عنوان «نوکری بامجان و ثبات گردشگری» آورد: رییس محترم سازمان گرشگری فرموده است با سیاست های جدید ارزی فعالیت های گردشگری کشور، به ثبات رسیده است. یعنی در حالیکه ارز مسافرتی برای گردشگران ورودی و خروجی رقم های نجومی را تجربه می کند، فقط تنها می توان ادعا کرد که فعالیت های گردشگری در حال تخته شدن است.

در ادامه می خوانیم: اگر منظور آقای رییس گردشگری از ثبات، همین تعطیلی گردشگریو راحت شدن خیال سازمان از دردسرهای مربوطه باشد، می توان قبول کرد که گردشگری خود یک فعالیت پرتحرک و ثبات ناپذیر است، با حذف گردشگری به ثببات رسیده است.

پژوهش**9370**9131

منبع : ایرنا


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان