ف
کد خبر: 351130 تاریخ انتشار: 15/تير/1397 - 19:22

تهران پرس گزارش می دهد:

خنجر از پشت به سبک اروپایی/درسی برای وزارتخارجه


خبرگزاری تهران ،علی زارعی:سفر آقای روحانی به سویس و اتریش که بمنظور نقد کردن احتمالی وعده های اروپاییها انجام می شد ، با جنجال اتهام زنی دادستانی بلژیک به جمهوری اسلامی تحت عنوان « اقدام تروریستی ایران!!»  علیه «گردهمایی سازمان منافقین خلق »  ، عیش ایشان (آقای رئیس جمهور) را منغص و اوقات خیلی از دوستان آقای ظریف را تلخ نمود.  
وزارت خارجه ما که از این «بد رفیقی» اروپایی ها -آنهم در بحبوحه خوش وبش های دیپلماتیک – جا خورده  بود طبق معمول با غرولندی کوتاه  ، با نگاه «بد ظنی به خودیها» ،  به خود آمده  و شرط ادب و درایت را به جای آورده چیزی نگفتند. لحن اولیه آقای ظریف که گفت: « چه جالب ، ...» براستی جالب بود.  
در یک کلام  باید گفت که این است  حاصل  «تکدی دیپلماتیک» و چشم دوختن به بیرون از خود و امید بستن به لطف ناکرده خارجی و پند نا پذیری مفرط توسط دیپلماتهای وزارت نشین.
آقایان وزارت خارجه وقتی هم به خود جرئت میدهند و سفیر فرانسه را بمنظور اعتراض نسبت به حمایت از منافقین و اجازه دادن به گردهمایی آنها به این وزارت خانه فرا میخوانند ، آنقدر طرف مقابل دستشان را خوانده است که درجواب میگوید : « سازمان منافقین (به تعبیر آنها پی. ام .او.آی) دیگر یک سازمان تروریستی نیست و از لیست های مربوطه خارج شده اند و حق دارند جلسات و فعالیتهایشان را در فرانسه داشته باشند.» !!!!.
به این ترتیب آب پاکی توسط فرانسه روی دست آقای ظریف ریخته میشود و بعبارتی دیگر راه هرگونه اعتراض مشابه در آینده را هم بر وی  میبندند. به این میگویند « هم چوب ، هم پیاز ، هم صد تومن» .
در دنیای تعادل قوای عامیانه هر گونه «خنجر به پهلو و از پشت» به معنای آن است که طرف مقابل،  جنگ را قبل از حریف و بدون اعلان قبلی ، آغاز کرده است. لذا دیگر تعلل و این پا و آن پا کردن درارائه یک  برخورد قاطع و متقابل ، چیزی جز ضعف و ناتوانی معنی نمیدهد.
اما در کمال ناباوری دیدیم که آقای روحانی نه تنها سفرش را قطع نکرد و نه تها در اعتراض میز مذاکره و تبادل تعارفات را ترک ننمود بلکه حتی اندکی چهره در هم نکشید و به روی خود و میزبانانش نیاورد.
راستی  این «شکاف ژرف»  بین «رویکرد و عملکرد های دولت و وزارت خارجه»  با « استراتژی و سیاست و معتقدات محتوایی و انقلابی رهبری»  را چگونه میتوان فهم کرد و تفسیر نمود. آیا وقت آن نرسیده است که چشم خود را بر توانمندی و اقتدار ، همچنین بر حیثیت و اعتبار انقلاب اسلامی خود باز کنند.آیا وقت آن نرسیده است که از « رکب خوردن خود خواسته»  از دشمن و از « خنجر خوردن از پشت»  اندکی عبرت بگیرند.باز هم برسبیل نصیحت میگوییم:
« افتادن در گل ولای ننگ نباشد —- ننگ آن باشد که در همان گل ولای بمانی »


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان