کد خبر: 25426
ف

سرخ‌‏ترین واقعه و ماندگارترین عبرت‌‏ها

مقام معظم رهبرى سال‌ها پیش از این با بازنمودن این دریچه، براى ما که در دوره حاکمیت اسلام هستیم، نگاه عبرت‌‏آموزانه به حادثه عاشورا را لازم دانستند که در این مختصر نیم نگاهى به آن مى‏‌افکنیم.

سرخ‌‏ترین واقعه و ماندگارترین عبرت‌‏ها

به گزارش تهران پرس، اگر درس، سرمشق باشد، عبرت کارگاه آموزشى است که استاد در آن به گفتن بسنده نمى‏کند و فراگیر نیز در آن علاوه بر سهم انفعالى، نقشى فعال بر عهده دارد که طى آن از ظاهر قضایاى به ‏وقوع‏ پیوسته در مدل و هم‏چنین ظواهر و پوسته حوادث عصر خویش «عبور» مى‏کند تا بتواند به تحلیلى درست از حوادث عصر خویش و چگونگى انجام مسؤولیتش در آن‏ها راه یابد.
 
مقام معظم رهبرى سالها پیش از این با بازنمودن این دریچه، براى ما که در دوره حاکمیت اسلام هستیم، نگاه عبرت‏آموزانه به حادثه عاشورا را لازم دانستند که در این مختصر نیم نگاهى به آن مى‏افکنیم.
 
  عبرت‏
نخست لازم است که مفهوم عبرت را توضیح دهیم. عبرت اسم نوع از مصدر عبور، به معناى گذر از آب و مانند آن و یا اسم مصدر از اعتبار است. کاربرد عبرت در جایى است که از امر قابل مشاهده‏اى، به امرى غیرقابل مشاهده دست یابیم، به‏گونه‏اى‏که بتوانیم براى شناخت آن به امر قابل مشاهده استدلال کنیم. عبرت از حوادث تاریخى یعنى عبور از ظاهر آن‏ها و دست‏یافتن به پیامى که در درونشان نهفته است و رسیدن به سنت‏هاى حاکم بر تاریخ و به‏کاربستن آن‏ها، به‏عبارت‏دیگر عبرت یعنى تجربه‏ى تاریخ و دست‏یافتن به آگاهى‏هایى که حوادث تاریخ از آن حکایت مى‏کند. گرچه جوامع بشرى در ادوار مختلف و اقوام گوناگون ویژگى‏هایى مختص به خود را دارند، ولى در اصول کلى و بنیادى به نقاط مشترکى مى‏رسند که از آن به سنن تاریخى و قوانین حاکم بر آن یاد مى‏شود. خداوند در قرآن به همین قوانین اشاره مى‏نماید: «قد خلت من قبلکم سُنَنٌ فسیروُا فِى الأرض فانظروُا کیف کان عاقبة المکذبینَ» پیش از شما ملت‏هایى با روش‏ها و طریقه‏هایى بوده‏اند؛ در زمین گردش کنید، بنگرید سرانجام آن‏ها که وعده‏هاى خدا را تکذیب کردند چه شد؟
و به عبرت و پندگرفتن از تاریخ و تأمل در زندگى پیشینیان براى کشف سنن حاکم بر تاریخ ارشاد مى‏فرماید: «لقد کان فى قصصهم عبرة لاُولِى الألباب» در سرگذشت ایشان براى صاحبان خرد (خردمندان) عبرت است. مقام معظم رهبرى به همین تأکید و سفارش مى‏نماید: «قرآن به ما مى‏گوید که از گذشته تاریخ درس بگیرید. حالا ممکن است بعضى‏ها بنشینند، فلسفه‏بافى کنند که گذشته براى امروز نمى‏تواند سرمشق باشد. این حرف‏ها را بعضى‏ها مى‏گویند. مى‏خواهند این‏ها را با شیوه‏هاى فلسفى به خیال خودشان درست کنند، نمى‏توانند! کارى به آن‏ها نداریم. قرآن صادق مصّدق است و ما را به عبرت‏گرفتن از تاریخ دعوت مى‏کند.»
 
  عبرت در عاشورا
در خصوص حادثه‏ى کربلا و نهضت امام حسین(ع) عبرت‏گیرى به چه معنا است؟ رهبر انقلاب معناى عبرت‏گیرى از عاشورا را چنین تصویر مى‏نماید: «عاشورا به‏غیر از درس، یک صحنه عبرت است. باید انسان در این صحنه نگاه کند تا عبرت بگیرد. یعنى چه عبرت بگیرد؟ یعنى خود را با آن وضعیت مقایسه کند، بفهمد در چه حال و وضعیتى است. چه چیز او را تهدید مى‏کند و چه چیز براى او لازم است. این‏را عبرت مى‏گویند. یعنى شما از جاده‏اى عبور کردید، یک اتومبیلى را دیدید که واژگون شده یا تصادف کرده و آسیب دیده است، مچاله شده و سرنشینانش نابود شده‏اند، مى‏ایستید و نگاه مى‏کنید، براى این‏که عبرت بگیرید. معلوم شود که چه‏جور سرعت و حرکتى، چه‏جور رانندگى‏اى به این وضعیت منتهى مى‏شود. این هم نوع دیگرى درس است. اما درس از راه عبرت‏گیرى.»
این رویکرد به عاشورا بیشتر وقتى ثمربخش است که حاکمیت اسلامى در جامعه به‏وجود آمده باشد و عوامل قهقرایى که به‏صورت سلول‏هاى فاسد و مفسد در آمده‏اند از درون جامعه شروع به فعالیت کنند. هدف این است که چهره‏ى این عوامل ترسیم شود تا نحوه‏ى عملکرد آن‏ها شناخته شود و براى جلوگیرى از تکرار تاریخ و از میان‏رفتن ثمره‏ى مجاهدت‏ها، فعالیت آن‏ها در نطفه خفه شود.
رهبر انقلاب عبرت‏ها را در همین راستا ارزیابى مى‏فرمایند: «در مباحث مربوط به عاشورا سه بحث عمده وجود دارد: یکى بحث علل و انگیزه‏هاى قیام امام حسین(ع) است... بحث دوم بحث درس‏هاى عاشورا است... بحث سوم درباره عبرت‏هاى عاشورا است که چند سال قبل از این، ما این مسأله را مطرح کردیم که عاشورا غیر از درس‏ها، عبرت‏هایى هم دارد. بحث عبرت‏هاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده‏ى این بحث مخصوص به این زمان است، یعنى زمان ما و کشور ما، که عبرت بگیریم.»
 
  ویژگى عبرتهاى عاشورا
پندآموزى و عبرت‏گیرى از هر حادثه‏اى به میزان اهمیت آن حادثه و آثار آن در حیات اجتماعى انسان، در طول تاریخ، بستگى دارد. بعد از واقعه‏ى بعثت خاتم پیغمبران، حادثه‏اى به عظمت و آثار عاشورا در جهت احیاى بعثت و در نتیجه تأثیر در زندگى بشر پدید نیامده.
اولاً حادثه را باید فهمید که چقدر بزرگ است، تا دنبال عللش بگردیم. کسى نگوید که حادثه‏ى عاشورا، بالاخره کشتارى بود و چند نفر را کشتند. همان‏طورکه همه‏ى ما در زیارت عاشورا مى‏خوانیم: «لقد عظمت الرزیّه و جلت و عظمت المصیبه»؛ مصیبت خیلى بزرگ است. «رزیّه»، یعنى حادثه‏ى بسیار بزرگ. این حادثه، خیلى عظیم است. فاجعه، خیلى تکان‏دهنده و بى‏نظیر است. عظمت حادثه را وقتى بهتر درک خواهیم کرد که شخصیت امام حسین(ع) را بشناسیم. او در کودکى محبوب پیامبر بود و آن حضرت او را سید شباب اهل جنت نامید و در دوران جوانى مورد احترام همگان بود. در علم و فضیلت و بزرگوارى، همچون برادرش امام حسن(ع)، مانند خورشید، در میان مسلمانان، مى‏درخشید.
 
  تفاوت درس و عبرت‏هاى عاشورا
از مهم‏ترین آموزه‏ها و تعالیم عاشورا، در طول سالیان دراز و قرن‏هاى متمادى، عبرت‏آموزى این واقعه‏ى غم‏بار تاریخى است و باید اذعان داشت مهم‏تر از درس‏هاى عاشورا، عبرت‏هاى عاشوراست. درس‏هاى عاشورا راه درمان را نشان مى‏دهد و عبرت‏ها راه پیش‏گیرى را، اندیشه‏هاى فعّال و ذهن‏هاى هوشیار از مشاهده‏ى کربلا و پدیدآمدن این حادثه‏ى بزرگ و دردناک، در تاریخ صدر اسلام، به عبرت‏ها و چرایى ایجاد آن مى‏رسند که براى انسان‏هاى کوتاه‏بین، گرفتار در قالب‏ها قابل دسترسى نمى‏باشد، زیرا آن‏ها حوادث را تا ریشه‏هاى آن نمى‏توانند پى‏جویى کنند. حضرت آیة اللّه خامنه‏اى با طرح سؤالى ذهن‏ها را به عبرت‏هاى عاشورا و اعماق ریشه‏هاى آن مى‏برد:
 
  چرایى پیدایش حادثه‏ى عاشورا
«در بخش پیدایش حادثه‏ى عاشورا، چرایى رخداد حادثه مهم است. اتفاقى که افتاده است، در صدر اسلام است. من یک‏وقت گفتم که جا دارد اگر ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر(ص) کار کشور اسلامى به جایى رسیده باشد که همین مردم مسلمان، از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضى‏شان و قارى‏شان در کوفه و کربلا جمع بشوند و جگرگوشه‏ى همین پیغمبر(ص)  را با آن وضع فجیع به خاک و خون بکشند!؟ آدم باید به فکر فرو برود که چرا این‏طور شد؟»
از آنجا که انقلاب اسلامى ایران را در همه‏ى مراحل الگوگرفته از نهضت حسینى مى‏دانند، انگیزه‏ى طرح این سؤال را یک درس عملى معرّفى مى‏نماید: «من مى‏گویم چه شد که کار به اینجا رسید؟ چرا امت اسلامى که آن‏قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامى و آیات قرآنى دقت داشت، در یک چنین قضیه‏ى واضحى، این‏قدر دچار غفلت و سستى و سهل‏انگارى بشود که چنین فاجعه‏اى به‏وجود بیاید؟
این مسأله انسان را نگران مى‏کند. مگر ما از جامعه‏ى زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین قرص‏تر و محکم‏تریم؟ چه کار کنیم که آن طور نشود؟»
در عبرت‏هاى عاشورا سخن از ارتجاع جامعه است، سخن از انحرافى است که هدف بعثت را از میان مى‏برد، سخن از سرنوشتى است که به سراغ همه‏ى ادیان گذشته و پیامبران آمد و کتاب آن‏ها را تحریف و آئین آن‏ها را بى‏خاصیت و بلکه در جهت اهداف دشمنان نبوّت قرار داد. سخن از خطرى است که قرآن از آن چنین یاد مى‏کند: محمد(ص) نیست مگر رسول و پیامبرى. پیش از او نیز پیامبرانى بودند. آیا اگر او درگذشت یا شهید شد شما به عقب برگشته و به جاهلیت خود رجوع مى‏کنید؟ هر که از مسیر برگردد به خدا ضرر نخواهد رسانید. خداوند جزاى نیک به شاکران عطا خواهد کرد. سخن از سقوط ارزش‏هاست، سخن از گردابى است که همه‏چیز را به کام خود فرو مى‏برد و فرزندان راستین انقلاب را به قتلگاه مى‏برد. گرچه سبط پیامبر و سید شباب اهل جنت باشد. رهبر معظم انقلاب مى‏فرماید: «حالا عبرت کجاست؟ عبرت این‏جاست که چه کار کنیم جامعه آن‏گونه نشود. ما باید بفهمیم که آنجا چه شد که جامعه به اینجا رسید.»
 
  تغییراتى در خواص جامعه‏
در جستجوى ریشه‏ى ارتجاع جامعه و ماجراهاى بعد از رحلت پیامبر(ص) و ضعف تدریجى جامعه‏ى اسلامى، بار مسؤولیت این گناه نابخشودنى را بر دوش آن‏دسته از نخبگان طرفدار حق و فرزندان انقلاب مى‏یابند که در پى کسب امتیازات دنیوى برآمده‏اند و در لغزش‏گاه دنیاطلبى، شهوت‏پرستى، مقام‏خواهى و مظاهر زندگى دنیا و مادیات لغزیده‏اند و ساده‏لوحان ناآگاه را نیز به‏دنبال خود کشانده‏اند: «وقتى خواص طرفدار حق در یک جامعه با اکثریت قاطعشان آنچنان مى‏شوند که دنیاى خودشان برایشان اهمیت پیدا مى‏کند، از ترس جان، از ترس از دست‏دادن مال و از دست‏دادن مقام و پست، از ترس منفورشدن و تنهاماندن، حاضر مى‏شوند حاکمیت باطل را قبول بکنند و در مقابل باطل نمى‏ایستند و از حق طرفدارى نمى‏کنند و جانشان را به خطر نمى‏اندازند وقتى این‏طور شد اوّلش با شهادت حسین‏بن على با آن وضع آغار مى‏شود، آخرش هم به بنى‏امیه و شاخه‏ى مروانى و بعد بنى‏عباس و بعد از بنى‏عباس هم، سلسله‏ى سلاطین در دنیاى اسلام تا امروز مى‏رسد.»
منشأ انحراف جامعه، انحراف و سقوط گروه اندک اما تأثیرگذارى است که خواص نامیده مى‏شوند. در معرفى چهره‏ى خواص که همان برگزیدگان و نقش‏آفرینان هستند چنین مى‏فرمایند: «خواص کسانى هستند که از روى فکر و فهمیدگى و آگاهى تصمیم‏گیرى مى‏کنند، یک راهى را مى‏شناسند و دنبال آن راه حرکت مى‏کنند. وقتى عملى انجام مى‏دهند، موضع‏گیرى مى‏کنند، راهى را انتخاب مى‏کنند، از روى فکر و تحلیل است، مى‏فهمند و تصمیم مى‏گیرند و عمل مى‏کنند.»
دگردیسى فکرى در عوام و چهره‏ى عوام که پیروند و در پى انحراف نخبگان و خواص، آن‏ها نیز به انحراف کشیده مى‏شوند را چنین معرفى مى‏نمایند: «عوام کسانى هستند که وقتى جو به یک سمتى مى‏رود این‏ها هم مى‏روند، تحلیل ندارند. یک وقت مردم مى‏گویند زنده باد، این هم نگاه مى‏کند و مى‏گوید زنده باد، یک وقتى مردم مى‏گویند مرده باد. این‏ها دنبال این نیستند که ببینند چه راهى درست است، چه حرکتى صحیح است، بفهمند، بسنجند، تحلیل کنند، درک کنند.»
با برداشت از سوره‏ى مبارکه‏ى حمد، در تبیین صراط مستقیم و مصداقى که براى مغضوب و ضالّین آمده، ویژگى خواص و عوام را استفاده مى‏کنند: کسانى که نعمت داده شده‏اند دو گونه‏اند: یک عده کسانى که وقتى نعمت الهى را دریافت کردند، نمى‏گذارند که خداى متعال بر آن‏ها غضب کند، و نمى‏گذارند گمراه بشوند. این‏ها همان‏هایى هستند که شما مى‏گویید خدایا ما را به راه این‏ها هدایت کن. «غیر المغضوب علیهم»، با تعبیر علمى و ادبى‏اش، براى «الذّین انعمت علیهم» صفت است. صفت «الذّین» این است که «غیر المغضوب علیهم و لاالضالین»؛ آن کسانى‏که مورد نعمت قرار گرفتند اما دیگر مورد غضب قرار نگرفتند، «ولاالضالین»، گمراه هم نشوند. یک دسته هم کسانى هستند که خدا به آن‏ها نعمت داد، اما نعمت خدا را تبدیل کردند و خراب نمودند، لذا مورد غضب قرار گرفتند، یا دنبال آن‏ها راه افتادند، لذا گمراه شدند. البته در روایات ما دارد که «المغضوب علیهم» مراد یهودند، که این، بیان مصداق است، چون یهود تا زمان حضرت عیسى(ع)، یا حضرت موسى(ع)  و جانشینانش، عالما و عامدا مبارزه کردند.
«ضالین» نصارى هستند، چون نصارى گمراه شدند. وضع مسیحیت این‏گونه بود که از اوّل گمراه شدند حالا لااقل اکثریتشان این‏طور بودند اما مردم مسلمان نعمت پیدا کردند. این نعمت به سمت «المغضوب علیهم» و «الضّالین» مى‏رفت. لذا وقتى امام حسین (ع) به شهادت رسید، در روایتى از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: فلمّا ان قتل الحسین (صلوات اللّه علیه) اشتد غضب اللّه تعالى على اهل الأرض؛ وقتى امام حسین(ع) کشته شد غضب خدا درباره مردم شدید شد. معصوم است دیگر، بنابراین، جامعه‏ى مورد نعمت الهى، به سمت غضب سیر مى‏کند، این سیر را باید دید. خیلى مهم است، خیلى سخت است، خیلى دقت لازم دارد. حالا خواصى که گمراه شدند شاید «مغضوب علیهم» باشند، عوام شاید «الضالین» باشند.»
 
  مسؤولیت خواص و عوام
ویژگى اثرپذیرى عوام از خواص بار مسؤولیت خواص را سنگین‏تر مى‏کند. این‏که در منابع اسلامى آمده: «اذا فسد العالِم فسد العالَم»، آنگاه که عالِم فاسد شود، جهان فاسد مى‏شود، معطوف به همین ویژگى است. «بزرگ‏ترین گناه انسان‏هاى ممتاز و برجسته، اگر انحرافى از آن‏ها سر بزند این است که انحراف آن‏ها موجب انحراف بسیارى از مردم مى‏شود. وقتى دیدند سدها شکست، وقتى دیدند کارها بر خلاف آنچه‏که زبان‏ها مى‏گوید، جریان دارد و بر خلاف آنچه‏که از پیامبر(ص) نقل مى‏شود، رفتار مى‏گردد، آن‏ها هم آن‏طرف حرکت مى‏کنند. سرنوشت عوام بستگى به شرایطى دارد که در آن زندگى مى‏کنند و چون سرنوشت چیزى نیست که بتوان نسبت به آن بى‏تفاوت بود باید مواظب بود جزو عوام نباشیم: «یک عده عوام‏اند، تصمیم‏گیرى ندارند. به شانس عوام بستگى دارد، اگر تصادفاً در زمانى قرار گرفت که امامى سر کار است مثل امام امیرالمؤمنین(ع)، مثل امام راحل(ره) ما که این‏ها را به سمت بهشت مى‏برد، خوب، این هم به ضرب دست خوبان، رانده خواهد شد و ان‏شاءاللّه به بهشت مى‏رود. اگر اتفاقاً طورى شد که در زمانى قرار گرفت که «وجعلناهم ائمة یدعون الى النار»، «الم‏تر الى الذین بدلوا نعمت اللّه کُفرا و احلّوا قومهم دارالبوار جهنّم یصلونها و بئس القرار»،اگر در یک چنین زمانى قرار گرفت، به سمت جهنم خواهد رفت. پس باید مواظب باشید جزو عوام نباشید».
از دیدگاه مقام معظم رهبرى معیار تمایز خواص از عوام، بصیرت است. آنچه سبب مى‏شود انسان در این تقسیم‏بندى جزو خواص قرار بگیرد، روشن‏بینى، روشن‏دلى و بصیرت است. اگر این نبود جزو عوام خواهد بود: «نمى‏گویم جزو عوام نباشید یعنى باید حتماً بروید تحصیلات عالیه بکنید. نه! گفتم که معناى عوام این نیست. اى بسا کسانى‏که تحصیلات عالیه هم کردند و جزو عوامند، اى بسا کسانى تحصیلات دینى هم کردند و جزو عوامند، اى بسا کسانى‏که فقیرند یا غنى‏اند و جزو عوامند. عوام‏بودن، دست من و شماست. باید مواظب باشیم عوام نباشیم، یعنى هر کارى مى‏کنیم از روى بصیرت باشد. آن کسى که از روى بصیرت کار نمى‏کند عوام است. لذا مى‏بینید قرآن درباره‏ى پیغمبر(ص) مى‏فرماید: «أدعو الى اللّه على بصیرة اَنَا وَ مَنِ اتبعنى» یعنى من و پیروانم با بصیرت عمل مى‏کنیم و دعوت مى‏کنیم و پیش مى‏رویم. پس اوّل ببینید جزو آن گروه عوامید یا نه. اگر جزو گروه عوامید به‏سرعت خودتان را از گروه عوام خارج کنید. سعى کنید قدرت تحلیل پیدا کنید، تشخیص بدهید، معرفت پیدا کنید.»
 
  عملکرد خواص در صدر اسلام‏
در بررسى زمینه‏هاى انحراف جامعه‏ى اسلامى که سبب شد حادثه‏ى کربلا براى نجات اسلام پدید آید، به عملکرد خواص مى‏رسیم. به حوادث بعد از رحلت پیامبر(ص) که نگاه مى‏کنیم، از اوّلین حادثه که ماجراى سقیفه بود تا صف‏بندى سپاه کوفه در برابر امام حسین(ع)، مى‏بینیم این قشر از جامعه که تحت عنوان اصحاب در صدر اسلام شناخته شدند، در عمل به وظایف خود، که بیان حقایق در مواقع لازم و طرفدارى عملى از حق بود، کوتاهى کرده‏اند.
 
  و اما ماجراهاى بعد از رحلت پیامبر(ص)
چه شد که در این پنجاه سال جامعه‏ى اسلامى از آن حالت به این حالت برگشت؟ این اصل قضیه است، که متن تاریخ را هم بایستى در این‏جا نگاه کرد. البته بنایى که پیامبر(ص) گذاشته بود، بنایى نبود که به‏همین‏زودى خراب شود، لذا در اوایل بعد از رحلت پیامبر که شما نگاه مى‏کنید همه‏چیز غیر از همین مسأله وصایت سر جاى خودش است، عدالت خوبى هست، ذکر خوبى هست، عبودیت خوبى هست. اگر کسى به ترکیب کلّى جامعه‏ى اسلامى در آن سال‏هاى اوّل نگاه کند، مى‏بیند که على‏الظاهر چیزى به قهقرا نرفته است. البته گاهى چیزهایى پیش مى‏آمد، اما ظواهر، همان پایه‏گذارى و شالوده‏ریزى پیامبر(ص)  را نشان مى‏دهد. ولى این وضع باقى نمى‏ماند. هرچه بگذرد جامعه‏ى اسلامى به‏تدریج به طرف ضعف و تهى‏شدن پیش مى‏رود.
آغاز سقوط خواص در تاریخ اسلام و خشت اوّل این بناى انحطاط با رحلت پیامبر(ص) فاصله‏ى زیادى ندارد: «دوران لغزیدن خواصِ طرفدار حق، از حدود هفت، هشت سال بعد از رحلت پیغمبر(ص) شروع شد. اصلاً به مسأله‏ى خلافت کارى ندارم. مسأله‏ى خلافت جداست. کار به این جریان دارم. این جریان، جریان بسیار خطرناکى است! همه‏ى قضایا، از هفت، هشت سال بعد از رحلت پیغمبر شروع شد. اوّلش هم از اینجا شروع شد که گفتند: نمى‏شود که سابقه‏دارهاى اسلام کسانى‏که جنگ‏هاى زمان پیغمبر(ص)  را کردند، صحابه و یاران پیغمبر(ص) با مردم دیگر یکسان باشند! این‏ها باید یک امتیازاتى داشته باشند! به این‏ها امتیازات داده شد. امتیازات مالى از بیت المال این، خشت اوّل بود. حرکت‏هاى انحرافى این‏طورى است، از نقطه‏ى کمى آغاز مى‏شود، بعداً همین‏طور هر قدمى، قدم بعدى را سرعت بیشترى مى‏بخشد. انحراف‏ها از همین‏جا شروع شد تا به دوران عثمان رسید، اواسط دوران عثمان در دوران خلیفه‏ى سوّم، وضعیت این‏گونه شد که برجستگان صحابه‏ى پیغمبر، جزو بزرگ‏ترین سرمایه‏دارهاى زمان خودشان شدند! توجه مى‏کنید! یعنى همین صحابه‏ى عالى‏مقام که اسم‏هایشان معروف است طلحه، زبیر، سعدبن ابى وقاص و امثال آن‏ها از بزرگان که هر کدامشان یک کتاب قطور سابقه‏ى افتخارات در بدر و حنین و جاهاى دیگر داشتند، این‏ها جزو سرمایه‏دارهاى درجه اوّل اسلام شدند.»
 
  عوامل سقوط خواص و عوام
مهم‏ترین مطلب در عبرت‏ها شناخت عوامل سقوط و لغزش خواص است. با توجه به جایگاه آن‏ها در میان مردم، لغزش آن‏ها سبب لغزش عوام خواهد شد. مقام معظم رهبرى رؤس این عوامل را در چند چیز معرفى نمایند:
1. دورشدن از یاد خدا و پیروى از شهوات‏
«ما باید بفهمیم بر سر آن جامعه چه بلایى آمد که سر بریده حسین‏بن على(ع) آقازاده‏ى اوّل شخص دنیاى اسلام و پسر خلیفه‏ى مسلمین، پسر على‏بن ابى‏طالب در همان شهرى که پدر او بر مسند خلافت مى‏نشسته است، گردانده بشود و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر افرادى به کربلا بیایند، او و اصحابش را با لب تشنه به شهادت برسانند و حرم امیرالمؤمنین را به اسارت بگیرند! در این زمینه حرف زیاد است من یک آیه از قرآن را در پاسخ به این سؤال مطرح مى‏کنم. قرآن جواب ما را داده است. آن درد را قرآن به مسلمین معرفى مى‏کند. آن آیه این است که مى‏فرماید: «فَخلف من بعدهم خلف اضاعُوا الصلوة و اتّبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا» عوامل اصلى این گمراهى و انحراف عمومى دو چیز است: یکى دورشدن از ذکر خدا که مظهر آن نماز است، فراموش‏کردن خدا و معنویت، حساب معنویت را از زندگى جداکردن، توجّه و ذکر و دعا و توسّل و طلب از خداى متعال و توکل به خدا و محاسبات خدایى را از زندگى کنار گذاشتن و دوم «و اتّبعوا الشهوات» دنبال شهوت‏رانى‏ها رفتن، دنبال هوس‏ها رفتن و در یک جمله دنیاطلبى، به فکر جمع‏آورى ثروت، مال و التذاد به شهوات دنیا افتادن. این‏ها را اصل دانستن و آرمان‏ها را فراموش کردن.»
2. دنیاطلبى‏
«یکى از چیزهایى که عامل اصلى چنین قضیه‏اى شد، این بود که رواج دنیاطلبى و فساد و فحشا، غیرت دینى و حساسیت مسؤولیت ایمان را گرفت. این‏که ما روى مسأله‏ى فساد و فحشا و مبارزه و نهى از منکر و این چیزها تکیه مى‏کنیم، علت عمده‏اش این است که جامعه را تخدیر مى‏کند. همان مدینه‏اى که اوّلین پایگاه تشکیل حکومت اسلامى بود بعد از اندک مدتى، به مرکز بهترین موسیقیدان‏ها و آوازه‏خوان‏ها و معروف‏ترین رقاص‏ها تبدیل مى‏شود، تا جایى‏که وقتى در دربار شام مى‏خواستند بهترین مغنیان را خبر بکنند، از مدینه آوازه‏خوان و نوازنده مى‏آوردند.»
3. بى‏تفاوتى پیروان حق‏
بى‏توجهى و بى‏تفاوتى پیروان حق نسبت به سرنوشت دنیاى اسلام را عامل دیگر معرفى مى‏فرمایند: «عامل دیگرى که وضع را به آنجا رسانید و انسان در زندگى ائمه(ع) این معنا را مشاهده مى‏کند، این بود که پیروان حق که ستون‏هاى آن اساس واقعى بناى ولایت و تشیع محسوب مى‏شدند، از سرنوشت دنیاى اسلام اعراض کردند و نسبت به آن، بى‏توجه شدند و به سرنوشت دنیاى اسلام، اهمیت نمى‏دادند. بعضى‏ها، مدتى مقدارى تحمّس و شور نشان دادند که حکام سخت‏گیرى کردند، مثل قضیه‏ى هجوم به مدینه در زمان یزید که این‏ها علیه یزید سر و صدایى به راه انداختند، او هم آدم ظالمى را فرستاد و این‏ها را قتل‏عام کرد. این گروه هم، همه‏چیز را به‏کلى کنار گذاشتند و مسائل را فراموش کردند... کار دو جناح حق و باطل که با هم مبارزه مى‏کنند و به یکدیگر ضربه مى‏زنند، بدیهى است. همچنان‏که جناح حق به باطل ضربه مى‏زند. باطل هم به حق ضربه مى‏زند، این ضربه تبادل پیدا مى‏کند و آن‏وقتى سرنوشت معلوم مى‏شود که یکى از این دو جناح خسته شود و هر که زودتر خسته شد، او شکست را قبول کرده است.»
4. ترس‏
یکى از عوامل بازگشت انسان‏هاى ضعیف از مسیر حق ترس است. در واقعه‏ى کربلا همین عامل سبب شد که مسلم‏بن عقیل در کوفه تنها بماند. رهبر معظم انقلاب مى‏فرماید: «کارى که ابن زیاد کرد، یک عده از همین خواص را بین مردم فرستاد که مردم را بترسانند، مادرها و پدرها را، تا بگویند با چه کسى مى‏جنگید؟ چرا مى‏جنگید؟ برگردید، پدرتان را در مى‏آورند، این‏ها یزیدند، این‏ها ابن زیادند، این‏ها بنى‏امیه‏اند و این‏ها چه دارند، پول دارند، شمشیر دارند، تازیانه دارند، ولى آن‏ها چیزى ندارند. مردم را ترساندند، به‏مرور همه متفرق شدند. آخر شب، وقت نماز عشا، هیچ‏کس همراه حضرت مسلم نبود، هیچ‏کس!»
 
  نقش خواص در پیدایش حادثه‏ى کربلا
در تاریخ اسلام بدترین شکل عملکرد خواص را در حادثه‏ى عاشورا مشاهده مى‏کنیم. آن‏ها پس از مرگ معاویه، با علم به این‏که یزید لیاقت رهبرى جامعه‏ى اسلامى را ندارد، از امام حسین(ع) براى بیعت دعوت کردند به کوفه بیاید تا در رکاب آن‏حضرت با یزیدیان نبرد کنند. در مرحله نخست به کمک آن‏ها گروه زیادى از مردم کوفه با نماینده‏ى آن‏حضرت، مسلم بن عقیل، بیعت کردند. اما در پى توطئه‏هاى بنى‏امیه و احساس خطر از جانب شام و ترس و وحشتى که عبیداللّه زیاد به‏وجود آورد، صحنه را ترک کردند. رهبر معظم انقلاب در توضیح گوشه‏اى از عملکرد خواص در این برهه‏ى حساس از تاریخ اسلام چنین مى‏فرماید: «خوب، چرا چنین شد؟! من که نگاه مى‏کنم، مى‏بینم خواص مقصرند! همین خواص طرفدار حق مقصرند! بعضى از این خواص طرفدار حق، در نهایت بدى عمل کردند! مثل شریح قاضى! شریح که جزو بنى‏امیه نبود. کسى بود که مى‏فهمید حق با کیست! مى‏فهمید اوضاع از چه قرار است! وقتى هانى‏بن عروة را به زندان انداختند و سر و رویش را مجروح کردند، سربازان و افراد قبیله‏اش اطراف قصر عبیداللّه زیاد را گرفتند. ابن زیاد ترسید! آن‏ها مى‏گفتند که هانى را کشتید. ابن زیاد به شریح قاضى گفت: برو ببین هانى زنده است، برو به این‏ها بگو زنده است. شریح آمد، دید که هانى‏بن عروة زنده است، اما مجروح است. هانى‏بن عروة گفت: اى مسلمان‏ها، این چه وضعى است! (خطاب به شریح)  پس قوم من چه شدند؟ مردند؟ چرا سراغ من نیامدند؟ چرا نمى‏آیند مرا از این‏جا نجات بدهند؟! شریح قاضى گفت: مى‏خواستم بروم و این حرف‏هاى هانى را به همین کسانى که اطراف دارالاماره را گرفته‏اند، بگویم، اما افسوس که جاسوس عبیداللّه، آنجا ایستاده بود! جرأت نکردم یعنى چه؟ یعنى همین‏که ما مى‏گوییم ترجیح دنیا بر دین. شاید اگر شریح، همین یک کار را انجام مى‏داد، تاریخ عوض مى‏شد.»
کوتاهى خواص سبب شد که تاریخ به نفع بنى‏امیه رقم بخورد. حرکت نابجاى آن‏ها به‏خاطر ترجیح دنیا بر دین و ترس از کشته‏شدن موجب شهادت مسلم‏بن عقیل گردید: «اگر خواص مسلم را تنها نمى‏گذاشتند مثلاً صد نفر مى‏شدند، این صد نفر اطراف مسلم را مى‏گرفتند، به خانه‏ى یکى از آن‏ها مى‏آمدند و مى‏ایستادند، دفاع مى‏کردند، مسلم تنها هم که بود وقتى مى‏خواستند او را دستگیر کنند، چندین ساعت طول کشید! چندین بار حمله کردند مسلم به‏تنهایى همه‏ى سربازان ابن زیاد را همان عده‏اى که آمده بودند پس زد اگر صد نفر مرد با او بودند، مگر مى‏توانستند او را بگیرند؟! باز هم اطرافشان جمع مى‏شدند.» به‏همین‏جهت است که حادثه‏ى عاشورا، دست‏مایه و ملقمه‏اى از عملکرد خواص تلقى مى‏گردد، چنان‏که امام حسین(ع) در مصاحبه‏ها، بیانیه‏ها و خطابه‏هاى بین راه از مکه تا کربلا، به این نکات اشاره فرموده و پس از مشخص‏شدن کامل وضعیت، مسؤولیت امر را متوجه خواص ساخته است.
 
  انقلاب اسلامى ایران و عبرت‏هاى عاشورا
هر تحلیل‏گر منصفى در ریشه‏یابى انقلاب اسلامى ایران، عنصر فرهنگ دینى را اگر تنها انگیزه انقلاب مردم ایران معرّفى نکند، حداقل اساسى‏ترین و پررنگ‏ترین خواهد دانست. رهبر انقلاب که با اشاره او همه‏چیز رقم مى‏خورد، مجتهد عارف و فقیه وارسته‏اى بود که جز حرف دین و ایمان و اسلام از او شنیده نشد. کانون انقلاب مساجد، مظهر اسلام بود. شعارهاى انحرافى یا اصلاً جایگاهى نداشت و یا به‏محض این‏که عرض اندام مى‏کرد در موج حرکت دینى و شعارهاى مذهبى رنگ مى‏باخت و محو مى‏گردید. «واسیلى توراجیف. کارشناس سیاسى نشریه آسیا و آفریقایى (رموز) در کتابى که حاوى مقالات جمعى از متفکران روسى پیرامون انقلاب اسلامى ایران است، مى‏نویسد: اعتقاد به دین الهى در کلیه برهه‏هاى انقلاب اسلامى ایران، اصل برترى است که مانع ریشه‏دواندن خواسته‏هاى نفسانى در تغییرات اجتماعى جامعه اسلامى مى‏گردد.
این فرهنگ دینى که زیربناى انقلاب اسلامى ایران است، رنگ عاشورائى و حسینى دارد. از محرم شروع مى‏شود و در قتلگاه جنگ تحمیلى و شهادت‏هاى حسینى‏وار، به اوج خود مى‏رسد. شعار عاشورائى هیهات منا الذّله از سپیده‏دم انقلاب تا امروز که با شعار ما اهل کوفه نیستیم على تنها بماند پیوند خورده پر معناترین و زیباترین شعار است که با فشارها و دشمنى‏هاى روزافزون استکبار جهانى روزبه‏روز زنده‏تر و کارآتر مى‏شود. «اگر ما پیام امام حسین(ع) را زنده نگه مى‏داریم، اگر نام امام حسین(ع) را بزرگ مى‏شماریم، اگر این نهضت را حادثه عظیم انسانى در طول تاریخ مى‏دانیم و براى آن ارج مى‏نهیم، براى این است که یادآورى این حادثه به ما کمک خواهد کرد که حرکت کنیم و جلو برویم و انگشت اشاره امام حسین(ع) را تعقیب کنیم و به لطف خدا به آن هدف‏ها برسیم و ملت ایران ان‏شاءاللّه خواهد رسید.»
انقلاب اسلامى ایران که سبب شد اسلام دوباره تجدید حیات یابد و ارزش‏هاى الهى در جامعه حاکم گردد در تداومش عبرت‏هاى عاشورا را فراروى خود دارد. «خیلى خوب اگر این ارزش‏ها را نگه داشتید، نظام امامت باقى مى‏ماند. آن‏وقت امثال امام حسین‏بن على(ع) دیگر به مذبح برده نمى‏شوند. اما اگر ارزش‏ها را از دست دادیم چه؟ اگر روحیه بسیجى را از دست دادیم چه؟ اگر به‏جاى توجه به تکلیف و وظیفه و آرمان الهى، به فکر تجملات شخصى خودمان افتادیم چه؟ اگر جوان بسیجى، مؤمن و با اخلاص را که هیچ نمى‏خواهد جز این‏که یک میدانى باشد که در راه خدا مجاهدت کند در انزوا انداختیم و آن آدم پُر روىِ افزون‏خواه پرتوقع بى‏صفایى معنویت را مسلط کردیم چه؟ همه‏چیز دگرگون خواهد شد. اگر در صدر اسلام بین رحلت نبى‏اکرم(ص) و شهادت جگرگوشه‏اش، پنجاه سال فاصله پیدا کرد، در روزگار ما ممکن است این فاصله خیلى سریع‏تر بشود و زودتر از این حرف‏ها فضیلت‏ها و صاحبان فضائل ما به مذبح بروند. باید نگذاریم. در مقابل انحرافى که ممکن است دشمن بر ما تحمیل بکند باید بایستیم. پس عبرت‏گیرى از عاشورا این است. نگذاریم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوى بشود.»
با تجربه از تاریخ صدر اسلام و عبرت‏هاى عاشورا راه‏کار پیش‏گیرى از سقوط خواص و رمز بقاى انقلاب در مسیر واقعى‏اش را چنین بیان مى‏کنند: «تمسک به دین و تقوى و معنویت و اهمیت پرهیزگارى و پاکدامنى، اینجا معلوم مى‏شود، این‏که ما مکرر در مکرر، به بهترین جوان‏هاى این روز گار که شما باشید، این همه سفارش و تأکید مى‏کنیم که مواظب سیل گنداب فساد باشید به‏همین‏خاطر است. امروز چه کسى مثل جوان‏هاى پاسدار است؟ همین پاسدارها و بسیجى‏ها، واقعاً بهترین جوان‏هایند که در میدان علم و دین و جهاد، پیشرو هستند. در کجا چنین جوان‏هایى را سراغ داریم؟ نظیر این‏ها را خیلى کم داریم و در هیچ جاى دنیا به این کثرت نیست بنابراین، باید مواظب موج فساد بود. امروز بحمداللّه خداى متعال، قداست و معنویت این انقلاب را حفظ کرده. جوان‏ها پاک و طاهرند، اما بدانید زیور و عیش و شیرینى دنیا، چیز خطرناکى است و دل‏هاى سخت و انسان‏هاى قوى را مى‏لرزاند. باید در مقابل این وسوسه‏ها، ایستادگى کرد. جهاد اکبرى که فرمودند همین است.»
و سرانجام براى جلوگیرى از تکرار تاریخ و از دست‏ندادن فرصت‏ها همواره باید عبرت‏گیرى از کربلا براى فرزندان انقلاب درس اوّل باشد و هشدار رهبرى مورد توجه: وقتى امام حسین(ع) کشته شد، وقتى فرزند پیغمبر از دست رفت، وقتى فاجعه اتفاق افتاد، وقتى حرکت تاریخ به سمت سراشیب آغاز شد، دیگر چه فائده؟... اگر خواص در هنگام خودش، کارى را که لازم است، تشخیص دادند و عمل کردند، تاریخ نجات پیدا مى‏کند و حسین‏بن على‏ها به کربلا کشانده نمى‏شوند. اگر خواص بد فهمیدند، دیر فهمیدند، یا نفهمیدند و با هم اختلاف کردند... معلوم است که تاریخ کربلا تکرار خواهد شد.
 منبع: تسنیم

پخش زنده اخبار

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • عکس: نشست نقش سازمان اینترپل در ناامن سازی جهان برای مجرمین
  • عکس: همایش «بحران مدیریت» و «مدیریت بحران»
  • تعاون برای جهش نیاز به تغییر دارد
  • هر صد یا صد و پنجاه سال تقریبا یک زلزله بزرگ در تهران آمده است
  • لغو عضویت سپنتا نیکنام عضو زرتشتی
  • خبری از باران نیست
  • آغاز فروش تخم‌مرغ دولتی
  • رسیدگی به مسئله دانشجویان ستاره‌دار
  • مهمترین اخبار مجلس در روز ۲۲ آذرماه
  • کنگره آمریکا برجام را به کاخ سفید پاس داد
  • دلالان مسکن مهر دستگیر شدند
  • حضور سربازان جدید تراکتورسازی در پادگان + عکس
  • زمین‌لرزه‌ای به بزرگی 4.4 ریشتر هجدک در استان کرمان را لرزاند.
  • چرا یارانه یک ریال اضافه نشد
  • شرایط حمل سلاح سرد
  • اعلام زمان واریز یارانه آذر ماه
  • سیرجان و مریوان شهرهای جهانی صنایع‌دستی
  • جزئیات جلسه ۸ساعته آیت‌الله آملی لاریجانی با دانشجویان
  • قطع گردن دختر با ساطور توسط پدر سنگدل
  • نشست خبری بیست و ششمین جشنواره پژوهش و فناوری برگزار می شود
  • حمایت اتحادیه اروپا از اقلیت روهینگیا
  • محور کندوان یک‌طرفه می‌شود
  • تصادف در محور رفسنجان
  • کاهش تولید نفت آمریکا
  • سقوط هواپیمای فرماندهان ارتش و سپاه
  • امار تلفات مسکن مهر در زلزله
  • کلسترول بد علت اصلی ابتلا به حملات قلبی
  • هیأت تجاری اسرائیلی به بحرین سفر می‌کند
  • «سوچی» جایگزین «ژنو» می‌شود؟
  • وقوع 16 زمین‌لرزه در 40 دقیقه
  • اعلام وضعیت اضطراری در ایتالیا
  • تولید ۳.۵ میلیارد لیتر فرآورده در پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس
  • زمین‌لرزه 4 ریشتری دلفان را لرزاند
  • متبرک بودن کت احمدی نژاد!
  • خیانت هیات اجرایی به روح المپیک
  • وعده شام در یک کنسرت پاپ!
  • خودروسازان سوار بر بی‌کیفیت‌ها می‌تازند!
  • واکنش «کدخدایی» حضور «محسنی‌اژه‌ای» در دانشگاه
  • همه علیه بهداد
  • عامل آغازگر متاستاز در سرطان سینه مشخص شد
  • نمی‌خواهم به فوتبال ایران برگردم
  • ۶۰۰ میلیارد عوارض خروج کجا هزینه شد؟
  • خرید خانه در تهران با کمتر از ۷۰ میلیون تومان
  • بیت‌کوین مهارشدنی است؟!
  • بنزین ۴۰۰ تومانی ۱۰۰۰ شد، چرا یارانه یک ریال اضافه نشد؟
  • عنایتی: مربی مدعی اخلاق زیر پای بازیکن ما نشست
  • شرکت گاز در برابر آبونمان تسلیم شد
  • دستگیری ۴ شرور تهران پس از رجزخوانی در فضای مجازی
  • پیشرفت صد درصدی مهندس پرسپولیس
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز
  • دوره تخصصی آموزش خبرنگاری به صورت کارگاهی و عملی (رایگان)
  • ۴۱ پژوهشگر برتر جشنواره جوان خوارزمی تقدیر می شوند
  • بایرن ابتدای بهار تصمیم می‌گیرد روبن و ریبری بمانند یا بروند
  • کاشانی: هفته آینده خبرهای خوبی برای هواداران داریم
  • تاج:کفپوش جدید را برای فوتسال آسیا در نظر گرفتیم
  • روسیه سفارت خود در صنعاء را تخلیه کرده است
  • زلزله 4.3 ریشتری هجدک را لرزاند
  • بیداد قحطی و وبا در یمن
  • فوتسال بانوان نفت روی هوا!
  • بازداشت ۵ کلاهبردار در حوزه مالیات
  • افتخاری: چشمم آب نمی‌خورد که مهاجم خوب داخلی جذب کنیم
  • جدایی مسعود شجاعی از پانیونیوس
  • حضور فعال‌تر احمدی‌نژاد در مجمع
  • آصفی: 1300 بلیط جام جهانی توسط ایرانی‌های خارج از کشور خریداری شده است
  • نظری‌جویباری: برای سال آینده می‌شود روی شفر برنامه‌ریزی کرد
  • خسروی: چرا داوران بین‌المللی در کلاس داوری کیش حاضر نشدند؟!
  • از کفپوش جدید سالن فوتسال رونمایی شد+ تصاویر