ف
کد خبر: 190407 تاریخ انتشار: 28/بهمن/1396 - 17:23

روابط گرم ایران و آذربایجان بعد از سال ها سردی

اگر چه در تیرگی مناسبات تهران - باکو عواملی مانند منازعه قره باغ و مسئله میهن پرستی ترک نقش ایفا می کنند ولی مهم ترین عامل نقش قدرت های فرامنطقه ای و منطقه ای مانند آمریکا، ترکیه و اسرائیل است


به گزارش  تهران پرس ؛از زمان سقوط اتحاد جماهیر شوروی از سال 1991 و متعاقب آن استقلال چندین دولت در منطقه قفقاز از جمله جمهوری آذربایجان؛  روابط گرمی بین دو کشور ایران و دولت تازه تاسیس جمهوری شکل نگرفت ولی امروزه به نظر می رسد که این روند در حال تغییر است و دو کشور به یکدیگر نزدیک تر می شوند. فقدان روابط نزدیک بین تهران – باکو در چندین عامل ریشه دارد که مهم ترین آن اولویت دولت آذربایجان بر روابط نزدیک با ترکیه است و در مقابل تهران روابط گرم تری را با ارمنستان داشته است.

یکی دیگر از موضوعات و مناقشات حل نشده بین آذربایجان – ارمنستان در مورد وضعیت منطقه کوهستانی ناگورنو – قره باغ عامل دیگری است که بر مناسبات باکو با کشورهای دیگر تاثیر می گذارد. در این مناقشه دولت آذربایجان از حمایت و پشتیبانی کامل ایران برخوردار نبوده است.در مقابل دولت ایران رویکرد میانه رویانه تری را در مورد این مسئله اتخاذ کرده است و از طرف های درگیر خواستار تعامل و گفتگو برای دستیابی به راه حل صلح آمیز برای بحران دعوت کرده است این موضع بیشتر به نفع ارمنستان در نظر گرفته می شد. اما با این وجود یک بنیان قوی برای روابط نزدیک بین دو کشور وجود دارد. برای نمونه، در گذشته سرزمین جمهوری اذربایجان بخشی از ایران بوده است و این یک حس نزدیکی بین آن ها و آذری های ایرانی به طور خاص آذری های استان آذربایجان شرقی و غربی دارند.

آذربایجان پس از جنگ اول روسیه – ایران در سال 1813م و شکست قاجارها در چارچوب معاهده گلستان به دولت امپریالیستی روسیه واگذار شده است.با این وجود همچنان بین آذری های هر دو کشور به دلیل تاریخ، فرهنگ و زبان مشترک روابط نزدیکی وجود دارد. تهران – باکو هر دو از اعضای سازمان های منطقه ای و بین المللی از جمله سازمان همکاری اسلامی و سازمان همکاری اقتصادی هستند و آن ها همچنین در مورد گفتگو بر سر دریای خزر با یکدیگر مشارکت دارند که تمام این عوامل در سوق دادن دو کشور برای برقراری روابط دوجانبه گرم نقش مهمی را ایفا می کند. در حقیقت همواره گفتگو بین دو همسایه برای مذاکره در مورد آینده دریای خزر ایجاد کرده اند و نشست ها و جلسات مختلفی را در مورد این مسئله بین آنها برگزار شده است. اما یکی از نگرانی های عمده ایران در مناسبات با آذربایجان به مسئله حضور اسرائیل در این کشور بر می گردد. بخشی از صنعت هواپیمای بدون سرنشیت دولت اسرائیل در آذربایجان واقع شده است.

در روز 27 آگوست 2014م. نیروهای ایرانی یک هواپیمای بودن سرنشین اسرائیلی را در نزدیکی تاسیسات هسته ای نطنز در مرکز ایران سرنگون کردند. مقامات ایران در اظهاراتی بیان داشتند که این هواپیمای بدون سرنشین از سوی یکی از دولت های همسایه وارد ایران شده است ولی آن ها به طور مشخص چیزی نگفتند. اما برخی از گزارشات حاکی از این بود که این هواپیمای بدون سرنشین از مرز آذربایجان وارد ایران شده است. ژنرال حسین دهقان وزیر دفاع سابق ایران در دسامبر 2016 در یک مصاحبه اظهار داشت: « هواپیمای بدون سرنشین در  سال گذشته از مرز آذربایجان وارد ایران شده است و تهران در این راستا به باکو هشدارهایی داده است». ولی وی به طور آشکار به واقعه نظنز اشاره ای نکرد. دولت آذربایجان از این هواپیمای بدون سرنشین در سالهای مناقشه با ارمنستان در آوریل 2015م استفاده کرده است. سالار سیف الدینی یکی از کارشناسان روابط آذربایجان و تهران به المانیتور گفت: « یکی از نگرانی های جدی ایران به نقش اسرائیل در جمهوری آذربایجان بر می گردد که تل آویو خواهان لبنانیزه کردن این کشور تحت دکترین پیرامونی جدید است . در واقع هدف تل آویو ایجاد یک منطقه پیرامونی جدید برای محاصره ایران از حضور در منطقه کردستان و آذربایجان است.

همچنین این کشور می تواند بدون پرداخت هزینه اطلاعات زیادی در مورد ایران به دست می آورند. وی اظهار داشت: « برای نمونه بسیاری از مدیران ایرانی برای دریافت مدارک تحصیلی دکترای خود به دانشگاه های آذربایجان می روند در حالی که اسرائیلی ها در دانشگاه های این کشور نفوذ کرده اند. اکثر موضوعات پیشنهاد شده از سوی اساتید دانشگاه های آذربایجان در راستای منافع اسرائیل بوده است و صرفا صرف نظر از ارزش علمی آن در راستای جمع آوری اطلاعات در مورد ایران است. » یکی دیگر از چالش های دیگر در گرم شدن روابط بین دو کشور به مسئله میهن پرستی بر می گردد. باکو در طول سال های گذشته درصدد تحریک حزب میهن پرستان پان آذری در میان آذری های شمال غربی ایران است و تا حدودی هم در این زمینه با موفقیت هایی همراه بوده است. اما تمام آذری ها ایران از این اقدام حمایت نمی کنند زیرا که ناسیونالیسم ایران قادر به مقاومت در برابر اقدامات و تلاش های باکو بوده است.

اما به هر حال چنین اقداماتی بر قلب و ذهن آذری های ایران تاثیرگذار است و این امر قابل انکار نیست. نمونه ای از این موفقیت باکو را می توان به شعارهای مردم شهر تبریز در ورزشگاه ها اشاره کرد.
نشست های اخیر بین مقامات دو کشور گمانه زنی ها را در مورد تقویت روابط متقابل دو کشور ایجاد کرده است و آن ها در ترسیم سهم دریای خزر با یکدیگر همکاری کردند و تهران همچین به عنوان یک بازیگر فعال نقش مهمی را در حل و فصل مناقشه ناگورنو و قره باغ ایفا کرد. محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران ابتکاراتی را در این زمینه مطرح کرد که مورد استقبال دولت آذربایجان قرار گرفت. تمام این اقدامات فوق گمانه زنی ها در مورد بهبود روابط بین دو کشور ایجاد کرده است . با این وجود دور از تدبیر است که فکر کنیم که گرم شدن روابط بین آن ها تنها مبتنی بر پیشرفت در حل و فصل مسائل دوجانبه بدانیم. سیف الدینی به المانیتور گفت: « ایران هیچ مزیت و منافعی در مداخله در امور داخلی باکو نمی بیند» برای تهران آنچه که در داخل آذربایجان اتفاق می افتد هیچ تفاوتی ندارد. ایران همانند هر کشور دیگر خواهان روابط با آذربایجان است و آن ها خواهان گسترش همکاری و تبادل دو کشور در حوزه های اقتصادی و انرژی هستند. این امر برای آذربایجان خیلی مهم است زیرا که این کشور سرزمینی است که محصور شده و برای رسیدن به آب های آزاد به ایران نیاز دارد. وی اظهار داشت که جمهوری اسلامی ایران انگیزه های قوی برای حفظ روابط نزدیک با همسایگان غرب دارد و او اشاره کرد که بازیگران جهانی و منطقه ای مانند آمریکا، ترکیه و اسرائیل در آینده روابط تهران – باکو نقش مهم و تعیین کننده را ایفا می کنند. همچنین در درون آذربایجان گروه های مختلفی وجود دارند که تمایلی به بهبود روابط تهران – باکو ندارند.

نویسنده: سعید جعفری  مترجم: علیرضا علیپور


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان