ف
کد خبر: 188343 تاریخ انتشار: 26/بهمن/1396 - 20:39

نقد بازی تام کروز در ساخت آمریکا

یکی از مباحث قابل‌بحث در مورد سبک فیلم‌برداری و کادربندی تصویر ساخت آمریکا، حالت مستند نگاری آن است.


به گزارش تهران پرس ، تام کروز، بدون اغراق یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های چند سال اخیرش را در این فیلم به منصه‌ی ظهور رسانده است. کروز به‌تنهایی بار روایت داستان را به دوش می‌کشد و یک‌تنه، فیلم را با همه‌ی عناصر طنز، شوخی، درام و تراژدی‌اش به‌پیش می‌برد و سایر بازیگران فیلم نیز، زیر سایه‌ی او قرارگرفته‌اند و قدرت مانور چندانی ندارند و فقط تا حد نسبتاً اندکی لوسی – سارا رایت – توانسته است خودی نشان دهد. مدتی قبل که بازسازی مومیایی را ‌دیدم، به‌کل از کروز و آینده‌اش نااُمید شدم و با خودم گفتم سرنوشت شوم ویل اسمیت یا نیکولاس کیج نیز سراغ او آمده است ولی تام کروز نه‌تنها من بلکه مطمئناً هیچ‌کس را در این فیلم نااُمید نمی‌کند. او همانند یک قهرمان از خاکسترهای فیلم مومیایی برخاسته است تا به سینما ثابت کند که تام کروز اشتباه می‌کند اما بر روی تکرار حماقت بار اشتباه، مداومت و لجبازی بچه‌گانه نمی‌کند. آخرین باری که از کروز یک نقش‌آفرینی جذاب، غیرکلیشه‌ای و فراموش‌نشدنی دیدم، فیلم لبه‌ی فردا بود که ازقضا کارگردان آن فیلم هم داگ لیمان – کارگردان ساخت آمریکا – بود و این موضوع نشان می‌دهد که لیمان می‌داند که چگونه از کروز بازی بگیرد و این اتفاق، هم قابل‌تحسین و هم اُمیدوارکننده است و احتمالاً باید منتظر فیلم‌های بهتر و البته جذاب‌تری از این زوج هنری هالیوودی باشیم.

 

یکی از مباحث قابل‌بحث در مورد سبک فیلم‌برداری و کادربندی تصویر ساخت آمریکا، حالت مستند نگاری آن است. سبک فیلم‌برداری در فیلم، بسیار نزدیک به‌صورت شخصیت‌ها و یک حالت لرزان و متلاطم دارد و این شیوه، دقیقاً همانند سبکِ فیلم‌هایی است که اصطلاحاً مستند نامیده می‌شود. درواقع داگ لیمان، قصد داشته است که به‌گونه‌ای فیلمش را نوعی مستند از حوادث سیاسی دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی نشان دهد اما به نظرم این اتفاق زیاده‌روی است. پانزده دقیقه‌ی آغازین فیلم، برداشت‌ها بسیار کوتاه و سریع است و تصاویر به شکل اعصاب‌خُردکنی پشت سر هم کات می‌خورد و باعث سردرد تماشاگر می‌شود و این اتفاق هرچند به‌مرور بهتر می‌شود ولی هیچ‌گاه به حد قابل قبولی نمی‌رسد و این موضوع تا حد زیادی هم در مورد تلاطم کادربندی تصویر صدق می‌کند. کلاً شیوه‌ی تصویربرداری فیلم، اندکی بی‌منطق و شلخته جلوه می‌کند و تنها مورد رضایت‌بخش مربوط به رنگ پردازی تصاویر فیلم است که به‌خوبی القاکننده نوستالژی‌وار‌ فضای دهه‌ی ۱۹۸۰ میلادی است. هرچند متأسفانه این رنگ پردازی در برخی بخش‌ها، اغراق‌آمیز و مصنوعی جلوه می‌کند به‌گونه‌ای که در برخی صحنه‌ها به نظر می‌رسد فیلم خام و تدوین‌نشده را به کودکی داده‌اند تا با آبرنگ‌اش، فریم‌ها را رنگ بزند! اما اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم کادربندی تصاویر فیلم، بسیار خوب و جذاب انجام‌شده و مخصوصاً درصحنه‌ها و سکانس‌های مربوط به پرواز هواپیماها، با برداشت‌های بسیار زیبا و عمیقی روبه‌رو هستیم که تماشاگر را حسابی به وجد می‌آورد.

موضوع دیگری که می‌خواهم بگویم، استفاده‌ی نابجا و پرداخت‌نشده از تصاویر واقعی یا مستند در جریان روایت فیلم است. تصاویر مربوط به ریگان – رئیس‌جمهور وقت آمریکا – و یا برخی تصاویر از شخصیت‌ها و حوادث تاریخی به شکل نامناسب و شلخته‌ای در طول فیلم مکان‌یابی شده‌اند و مخصوصاً در اواخر فیلم، استفاده از تصاویر مربوط به حضور ریگان و همسرش در تلویزیون در جریان فیلم به معنی واقعی کلمه نچسب ازکاردرآمده است و به نظر می‌آید که یک بی‌سلیقگی محض در تدوین فیلم روی‌داده که هم اعصاب تماشاگر را حسابی به هم می‌ریزد و هم وجهه‌ی ناموزون و نامنظمی به فیلم داده است.

درنهایت این‌که ساخت آمریکا، فیلم خوب و آبرومندی است. فراز و نشیب‌هایی در جریان روایت فیلم دیده می‌شود که گاهی اوقات این اُفت‌وخیزها تماشاگر را بی‌حوصله و خواب‌آلود می‌کند اما آن‌قدری روایت نصفه و نیمه اما جذاب داستان و بازی درخشان تام کروز، شگفت‌انگیز و ملموس ازکاردرآمده است که می‌تواند تماشاگر را تا انتها پای فیلم نگه دارد و برخی پیچش‌ها و تعلیق‌ها هم به این موضوع کمک دوچندانی کرده است. اگر ابهامات داستانی، برخی اشکالات در تصویربرداری و بی‌نظمی در تدوین نبود، بدون اغراق می‌شد ساخت آمریکا را یکی از بهترین فیلم‌های زندگینامه‌ای امسال دانست اما ایرادات تکنیکی در شیوه‌ی تصویربرداری، رنگ پردازی اغراق‌شده‌، تدوین شلخته و پراکنده و فیلم‌نامه‌ی پرداخت‌نشده و ضعیف سبب شده است که ساخت آمریکا، به یک قربانی بزرگ تبدیل شود و تشت رسوایی‌اش از بام هالیوود بر سر تماشاگران بخت‌برگشته بیفتد اما کاملاً نااُمیدتان نمی‌کنم تا همین جای کار و باوجود این ایرادات، با فیلم ارزشمند و محترمی روبه‌رو هستیم و رعایت انصاف ایجاب می‌کند که بگوییم ساخت آمریکا اثر داگ لیمان، فیلم سرگرم‌کننده‌ی عجیبی است که شاد، سرزنده و دیوانه‌وار شروع می‌شود، معمولی، پیچیده و گاهی کسل‌کننده ادامه می‌یابد و غم‌انگیز و یا بهتر بگویم تلخ تمام می‌شود. 

اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان