ف
کد خبر: 178899 تاریخ انتشار: 26/دي/1396 - 00:31

یادداشت/

مسئله نفوذ، ایالات متحده و رویکرد ایران درمقابله با جریانات تکفیری- تروریستی

مسئله نفوذ، ایالات متحده و رویکردهای جمهوری اسلامی ایران در راستای مقابله با جریانات تکفیری- تروریستی با بهره گیری از منویات مقام معظم رهبری


امروزه عملکرد قدرت­های استعماری و سلطه­گر در کشورهای اسلامی به ویژه در دو قرن اخیر تلاش برای نفوذ و تضعیف اسلام بوده است و برای رسیدن به این هدف از ظرفیت­ها و زمینه­های درون جهان اسلام بهره­برداری نموده­اند و آنچه بیش از همه مطمح نظر اســت امکان  اختلاف افکنی و انشــعاب فکری بین مذاهب و گرایش­های مختلف دنیای اسلام از درون با اســتخدام مهره­های فرصت طلب یا سســت ایمــان یا منحرف از لحــاظ عقیدتی اســت. ترویج افراطی­گری و خشــونت یکی از ترفندهای کشورهای سلطه­گر برای فرصت سوزی و سرگرم نمودن دنیای اسلام به جنگ­های داخلی و هدر رفتن استعدادهای نهفته اســلام و مسلمانان در دنیای معاصر است. این پژوهش درصدد است نشان دهد که جنبش­های تکفیری-تروریستی یکی از مهم­ترین ابزارهای نظام استکبار جهانی در راستای نفوذ و بحران سازی­ های متعدد در جامعه اسلامی می باشند. به دیگر سخن، نظام سلطه جهانی با طراحی، اجرا و حمایت­های وسیع از گروهک­های تکفیری-تروریستی و با ظاهری اسلامی سعی در نفوذ در جهان اسلام دارند.

 

"وَ لا تَکُونُوا کَالَّذینَ تَفَرَّقُوا وَ اخْتَلَفُوا مِنْ  بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْبَیِّناتُ وَ أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ "(آل عمران،145)

و مانند کسانی نباشید که پراکنده شدند و اختلاف کردند آن هم پس ازآنکه نشانه­ های روشن پروردگار به آنان رسید و آن­ها عذاب عظیمی دارند.

از جمله جریان­هایی که در دهه­ی اخیر نقش بسیاری در منطقه ایفا کرده و هر روز نیز بر دامنه­ی نفوذ آن در منطقه افزوده می­شود، جریان تکفیری-تروریستی است. گروه­های سلفیه با بهره­برداری نادرست از دین تلاش می­کنند، خشونت را در جهان اسلام امری طبیعی نشان دهند و با عملکرد خشونت طلبانه نسبت به سایر گروه­های اسلامی موجب تفرقه و شعله­ور شدن آتش نزاع در بین مسلمانان شوند. آن­ها از یک­سو تهدیدی برای وحدت خاورمیانه و جهان اسلام هستند و از سوی دیگر، افراط­ گرایی آن­ها به چهره­ واقعی اسلام از نظر غیرمسلمانان خدشه وارد می­کند. تاریخ جریان تکفیری، نشان دهنده تأثیر عوامل داخلی و خارجی در رشد و تحقق این اندیشه بوده است. یکی از مهم­ترین عوامل خارجی در رشد و گسترش جریان‌های تکفیری، نقش قدرت‌های بزرگ منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است که تاریخ اندیشه تکفیری‌ها نیز نشان دهنده نقش این عامل در چند مرحله تاریخی بوده است. مهم‌ترین هدف قدرت‌های بزرگ در خصوص جریان تکفیری، استفاده از ظرفیت آن‌ها برای نفوذ در جهان اسلام و رسیدن به منافع ملی و فراملی خودشان بوده است. در واقع، جریان‌های تکفیری تا زمانی که در راستای سیاست‌های قدرت‌های بزرگ عمل کرده‌اند، این قدرت‌ها به صورت مستقیم و غیرمستقیم از آن‌ها حمایت نموده‌اند، اما زمانی که این گروه‌ها منافع قدرت‌های بزرگ را تهدید کرده‌اند، به شدت سرکوب شده‌اند.

1.مفهوم شناسی

وقتی درباره جریان­های تکفیری-تروریستی صحبت می­کنیم، ابتدا باید یک بحث مفهومی از خاستگاه اصلی آن، یعنی ایدئولوژی سلفی داشته باشیم، چراکه تمام جریان­های تکفیری از دل سلفیه بیرون آمده­اند، بنابراین شناخت جریان­های تکفیری بدون شناخت سلفیه امکان­پذیر نیست.

1-1.سلف

سلف در معنای لغوی به معنی پیشین، گذشته و هرکسی که پیش­تر می­زیسته است، همچنین به هر چیزی که گذشته و مدتش سر آمده و منتفی شده باشد، هم می­گویند.  اما اصطلاح سلفی به طیف وسیعی از جریان­های اسلامی اهل سنت گفته می­شود که خواستار بازگشت به روش سلف، یعنی پیشوایان اهل  قرن های اولیه اسلام هستند. آن­ها این شیوه سلف را اسلام نابی می دانند که جامعه باید به آن برگردد تا عظمت گذشته را بازیابد.سلفی گری دو رکن اساسی دارد: یکی بازگشت به شیوه زندگی و مرام سلف صالح و درنهایت، سنت حجاز به خصوص سنت اهل مدینه در 1400 سال پیش و دوم، مبارزه با بدعت، یعنی هر چیزی که سلفی ها، جدید و خلاف سنت می دانند. درواقع سلفیان بر بازگرداندن تفکر اسلامی به اصل خالص آن، تبعیت از قرآن و سنت، مردود دانستن  تفسیرهای جدید و حفظ امت اسلامی تأکید دارند.

2-1.تکفیر

واژه تکفیر از"کفر" گرفته شده که در لغت به معنای پوشاندن و روی برگرداندن است. در اصطلاح فقهی می­توان آن را به معنای نسبت دادن کفر به مسلمانان دانست و کسی را کافر و بی­دین خواندن نیز معنا می­دهد. همچنین، به کسانی که حقیقتی را کتمان کرده و می­پوشانند، کفار گفته می­شود. تکفیر به معنای خاص آن عبارت است از:"نسبت صریح خروج از دین و کفر به کسی دادن". بنابراین، تکفیری یعنی مسلمانی که دیگر مسلمانان را متهم به ارتداد می کند، این اتهام تکفیر نامیده می شود. این مفهوم در ادبیات سیاسی روز توصیف گروه­های در حال رشد از مسلمانان تندرو و طلاب انشعابی سنی و متمایل به ایدئولوژی سلفی است که از آنان با عنوان گروه­های تکفیری- تروریستی یاد می­شود.

3-1.تروریسم

فرهنگ اصطلاحات دالوز "تروریسم را اقدام سیاسی خشونت­آمیز افراد یا اقلیت­های سازمان­یافته علیه اشخاص، دارایی­ها و نهادهایی می­داند که برای نیل به اهدافی نظیر کسب استقلال از یک دولت، سرنگونی رژیم حاکم و مبارزه علیه برخی جنبه­های سیاسی یک دولت صورت می­گیرد" پلاتو نیز "تروریسم را تلاش­های عناصر دولتی و غیردولتی که سعی می­کنند با استفاده از روش­های خشونت­آمیز، به اهداف سیاسی خود دست یابند، تعریف می­نماید" یکی از جامع­ترین تعاریف آکادمیک از تروریسم را آلکس اشمید این­گونه بیان می­کند: "تروریسم شیوه اقدامات تکراری به منظور ایجاد دلهره، رعب و وحشت است که به دلایل سلیقه­ورزی، مبنایی و یا سیاسی توسط گروه­های مختلف به کار گرفته می­شود" تروریسم معمولاً در فضا و شرایطی رخ می­دهد که در آن قدرت به صورت ناعادلانه توزیع شده باشد. در این فضا یک طرف از قدرت سیاسی، نظامی، اقتصادی یا اجتماعی بیشتری برخوردار است و طرف دیگر برای جبران ضعف خود، به حربه­ی تروریسم متوسل می­شود. این پدیده در کشورهای استبدادی کاملاً محسوس است. در کشورهای دموکراتیک نیز، گاه تمرکز قدرت در بخش­ها و یا گروه­هایی از جامعه به حدی می­رسد که گروه­های ناراضی را برای تحقق آرمان­های خود به ترور وامی­دارد. امروزه نیز جریان­های تکفیری برای کشتن دشمنان خدا تروریسم را مجاز می­دانند این گروه­ها هر صاحب اقتدار سیاسی را که از عقاید آن­ها پیروی نکند، نامشروع و قتل وی را واجب می­دانند. از نظر آن­ها استفاده از خشونت و ترور برای برکناری رهبرانی که براساس اسلام حقیقی حکومت نمی­کنند، یک وظیفه اسلامی است.

4-1.نفوذ

در کتب لغت شناسي، نفوذ به معناي اثرکردن در چيزي، داخـل شـدن در چيـزي تأثيرگذاشـتن بـر کسـي و راه يافتن پنهاني در گروه يا جايي آمده است در تعریفی دیگر، نفوذ به معنای رخنه‌ای تاثیرگذار در چیزی به شکل مثبت و یا منفی است. از سوي ديگر، معادل انگليسي نفوذ، واژه اسـت  کـه در لغت به معناي کنش يا قدرتي مي­باشد که يک نتيجه­اي را بـدون اعمـال آشـکار زور يـا بـدون اعمـال مسـتقيم فرمان، توليد مي­کند و در اصطلاح عبارت از اعمـالي اسـت کـه مسـتقيم يـا غيرمسـتقيم سـبب  تغييـر در رفتـار يـا نظرات ديگران مي­شود در فرهنگ سیاسی، «نفوذ»، شکلی از قدرت است؛ اما از اصطلاح «قدرت» به سبب شیوه‌های اجرایی چون پرهیز از کنترل، اجبار، زور و مداخله متمایز است. نفوذ را می‌توان رابطه میان بازیگرانی دانست که به موجب آن، یک بازیگر، بازیگران دیگر را وادار می‌کند تا به طریقی که خواست خود آن‌ها نیست، عمل کنند. امروزه نیز شاهد رخنه و نفوذ گروه­های تکفیری-تروریستی در جهان اسلام هستیم.

2.ریشه­های فکری گروه­های سلفی-تکفیری

اندیشه تکفیر در جهان اسلام را می­توان به سه دوره تقسیم نمود:

1-2.دوره اول: رده، خوارج و احمد بن حنبل (اول تا سوم هجری قمری)

ریشه­های تاریخی اولیه تکفیر در جهان اسلام به دو جریان عمده اهل رده و خوارج در صدر اسلام بازمی­گردد. مساله ارتداد که سرآغاز آن را در جریان شورش برخی از قبایل عرب علیه حکومت مدینه بعد از وفات پیامبر(ص) می­توان یافت، در میان مورخان به "رده" شهرت یافته است. واقعه تاریخی دیگر در زمینه تکفیر، "غائله­ خوارج" است. خوارج گروهی تندرو و افراطی در سپاه امام علی (ع) بودند که در جریان جنگ صفین در اعتراض  به قضیه حکمیت، با شعار "لاحکم الا لله" از فرمان امام تمرد کردند و مخالفان خود را تکفیر کرده و قتل آن­ها را واجب دانستند  دیری نپایید که اندیشه خوارج به زودی افول کرد تا قرن سوم هجری که دوباره توسط "احمد بن حنبل" بازتولید شد. دوره احمد بن حنبل را می­توان نقطه عطفی در تاریخ مخالفت­های اصحاب حدیث با گروه­های مخالف آن از قبیل جهیمه، قدریه، معتزله و شیعه دانست. این گروه­ها از سوی اصحاب حدیث کوفه، بغداد، شام و دیگر بلاد اسلامی منحرف خوانده می­شدند. البته احمد بن حنبل در موضوع عقاید و اصول فکری اصحاب حدیث کتاب ویژه­ای تالیف نکرده و گفته­های او از شاگردان و پیروانش نقل شده است بعد از وی اندیشه­هایش تا قرن هفتم ه.ق مسکوت ماند تا این­که پدر معنوی این جریان "ابن تیمیه" ظهور کرد.

2-2.دوره دوم: ابن تیمیه (قرن هفتم و هشتم هجری قمری)

ابن تیمیه یکی از پیش قراولان تکفیر محسوب می­شود که گروه­های تکفیری از او بسیار تاثیر پذیرفته­اند. او با تضییق در مفهوم سلف و تفسیر جدید از حدیث خیرالقرون، مکتب سلفیه را تاسیس کرد. ابن تیمیه با توسعه مفهوم عبادت، بسیاري از عقائد و اعمال مسلمین علی الخصوص احترام به قبور را از مصادیق شرك دانست و فاعلان آن را از مسلمانی خارج و آنان را متهم به کفر و شرك کرد.این افکار و عقاید موجب ایجاد آشوب و چنددستگی در میان مسلمانان شد. بیشتر علمای اسلامی و عامه مسلمانان به شدت با این افکار مخالفت می­کردند و آن افکار را موجب هدم دین قلمداد می­کردند، اما اقلیت کوچکی هم سرسختانه از آن دفاع می­کردند، از جمله شاگرد وی "ابن قیم جوزی" که اندیشه­های استاد خود را به دقت فرا گرفته و با نگارش کتب درصدد ترویج آرای او برآمد. غائله­ی ابن تیمیه با مرگ او سال728 هجری قمری در زندان شام فروکش کرد و شاگرد او ابن قیم جوزیه هر چند به ترویج افکار استاد خود پرداخت ولی در زمان­های بعد اثری از چنین افکار و آرایی نبود و تا قرن دوازدهم ه.ق به بوته فراموشی سپرده شد.

3-2.دوره سوم: محمد بن عبدالوهاب (قرن دوازدهم هجری قمری)

محمد بن عبدالوهاب با الهام از اندیشه­های ابن تیمیه و شاگرد او ابن قیم جوزی و با طرح مجدد بازگشت به اسلام اصیل، اندیشه پیروی از سلف صالح و قرائت افراطی را بار دیگر به عرصه منازعه­های کلامی آورد . محمد بن عبدالوهاب با مسلمانانی که تابع عقاید وی نبودند، معامله کفر حربی می­کرد و با تکفیر آن­ها خون، مال و ناموس آن­ها را مباح می­دانست. چرا که همه آنان مشرک قلمداد می­شدند و جنگ بر ضد آنان واجب شمرده می­شد.  بعد از مرگ وی افرادی مثل سید قطب و مودودی با تبلیغ اندیشه او موجب ظهور گروه­های تکفیری شدند.  بنابراین می­توان گفت همه جریان­های تکفیری از دل گرایش­های فکری سلفیه بیرون آمدند و سلفیان تحت تاثیر ابن تیمیه هستند، به عبارت دیگر، امروز جهان اسلام با پدیده­ای به نام ابن تیمیه روبه­روست که در جهان اسلام نفوذ کرده است و به اسم سلف و سلفی گری، خشونت را ترویج می­کند و به کفر مسلمانان دیگر فتوا می­دهد. این گروه­ها امروزه بازیگران مهم نظام بین­الملل شده­اند و مورد توجه برخی از کشورها قرار گرفته­اند که از آن­ها  به عنوان ابزاری برای رسیدن به اهدافشان مثل ورود به جنگ افغانستان و مبارزه علیه شوروی، حمله به برج­های تجارت جهانی امریکا در سال 2001 و ورود به عراق در جنگ با امریکا در سال 2003 استفاده می­کنند. بعدها این گروه­ها در منطقه خاورمیانه، به­ویژه سوریه به شدت فعال شدند و آن را صحنه جنگ داخلی کردند که روز به روز بر تعداد این گروه­ها افزوده می­شود.

3.نقش امریکا در شکل­گیری و حمایت گروه­های تکفیری

اتحاد جماهیر شوروي سابق در 3 دی 1358(24دســامبر 1979) به افغانستان حمله و بخش­های زیادی از این کشور را اشغال نمود.این اقدام  روس­ها در حمله به افغانستان در راستای توسعه حوزه­ی نفوذ و گسترش کمونیسم بود.از این­رو، امریکا به شدت با حمله و گسترش نفوذ شوروی در منطقه مخالفت کرد.  و گروه­های مســلح با  دیدگاه­های جهادی را به عنوان ابزار اجرائی اصلی وارد سیاســت­های راهبردی خود نمود و از زمان اعلام جنگ علیه اتحادیه شوروی سابق برای خارج کردن این نیروها از افغانستان،از این  گروه­ها استفاده نمود. امریکا در دوران جهاد از طریق پاکستان به حمایت مالي و تسلیحاتي از  گروه­هاي مجاهدین مقیم پاکستان پرداخت ودر پي ضربه زدن به رژیم کمونیستي کابل و شوروي برآمد. امریکا برای تأمین منافع راهبردی خود در ماجرای جنگ افغانســتان، دست اتحاد به سوی تندروترین عناصر تکفیری دراز کرد و به منظور تقویت تسلیحاتی این نیروها با کمک سازمان اطلاعات پاکستان(ISI)، تجهیزات و سلاح­های پیشرفته­ای در اختیار آنان قرار داد تا به جای نیروهای امریکایی با کمونیست­ها بجنگند و بدین ترتیب راه را برای ظهور و قدرت­گیری این گروه­ها گشود. جنگ مزبور در واقع به بین­المللی شدن این گروه­ها و تمایل هر چه بیشتر آنان به سمت خشونت انجامید. بسیاری از داوطلبان که در پایان جنگ در سال 1989 به وطن خود بازگشتند، گروه­های بنیادگرای موجود در کشور خود را به سمت افراطی شدن هر چه بیشتر پیش بردند. در این میان نباید منافع عربســتان را نیز در شــکل دادن و حمایت از  جریان­های تکفیری فراموش کرد. دولت عربستان سعودی در داخل کشور با جریان­های انقلابی و مخالف با خود روبه­رو بود. در چنین وضعیتی، پس از حمله شوروی به افغانستان، عربستان تبلیغات شدیدی علیه شوروی آغاز کرد و جنگ میان افغان­ها و شوروی را جنگ اسلام و کفر خواند و به دنبال آن، زمینه اعزام نیروهای خود را به افغانستان و پاکستان فراهم کرد. بیش از 12 هزار نیروی جوان و مخالف دولت، تنها از عربستان به پادگان­های آموزشی پاکستان اعزام شد و پایه­گذار جریان جدیدی  با نام «عرب افغان­ها» شدند.  با این ترفند، عربستان از یک­سو توانست بحران را از کشور خود به بیرون منتقل نماید و از سوی دیگر، حمایت از این  جریان­های سلفی، خوش­خدمتی و انجام وظیفه حکام عربستان  به عنوان عناصری وابسته به غرب در راستای تأمین منافع امریکا ارزیابی  گردید.  در نهایت، ایالات متحده امریکا پس از پایان نیازش در افغانستان از این  جریان­های فکری، برای نقش آفرینی در دیگر نقاط، سعی در حفظ این ساختار نمود و از این نیروها برای تامین و حفظ منافعش بهره جست.

4.اهداف امریکا از راه­اندازی و حمایت از جریان­های تکفیری

 هدف امریکا از راه­اندازی و حمایت از گروه­های تکفیری دستیابی به منافع متعددی می­باشد که از جمله آن­ها می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

4-1.پیشبرد اهداف اسلام هراسانه غرب در راستای توفق موج اسلام­گرایی درجوامع غربی

غرب به سرعت در حال گرایش بیش از پیش به اسلام است و پیش بینی­های متعدد حکایت از آن دارد که در آینده نه چندان دور جمعیت مسلمانان اروپا بطور قابل ملاحظه­ای افزایش پیدا خواهد کرد. طبق آمارهای منتشر شده انتظار می­رود تا سال ۲۰۵۰ درصد رشد جمعیت مسلمانان دو برابر رشد جمعیت دنیا باشد و در نهایت دین اسلام با سبقت گرفتن از مسیحیت پر جمعیت ترین دین جهان شود.

بنابراین راهبرد اسلام هراسي و اسلام‌ستيزي در واقع تلاتش برای مهار اسلام گرایی و ضربه به جنبش­های اصیل اسلامی است. غربی­ها با سوء استفاده از گروه­های تکفیری و تروریستی که خود آن­ها پرورش داده­اند، تلاش می­کنند چهره­ای خشن از مسلمانان ترسیم کنند. به همین دلایل، تصویرها و برداشت­های ویژه­ای از اسلام و مسلمانان ترویج می­شود که در آن­ها، مسلمانان به مثابه گروهی استثنایی، دارای جمود فکری و متمایل به خرافات، خشونت، ترور و سلطه­گری معرفی می­شوند.

4-2.حضور در منطقه و مداخله در امور داخلی کشورهای اسلامی به بهانه فعالیت گروه­های تکفیری در این کشورها

نقطه عطف حضور نیروهای خارجی به ویژه غربی در جهان اسلام، پس از واقعه 11 سپتامبر بود که این واقعه ارتباط مستقیمی به جریان­های سلفی و در راس آنان القاعده داشت. امریکا از فرصت به دست آمده برای لشکرکشی به منطقه به خوبی بهره برد. از آن زمان همواره فعالیت­های سلفیه در جهان اسلام به نوعی تضمین کننده حضور نیروهای خارجی در جهان اسلام بوده است. طالبان و فعالیت­های آنان در افغانستان بهانه­ی حضور امریکا و هم­پیمانان آنان در این کشور شد. فعالیت جریان­های تکفیری در مناطق مرزی پاکستان همواره سبب شده است هواپیماهای بدون سرنشین امریکایی مناطق مرزی این کشور به ویژه مناطق پشتونستان را بمباران کنند. عراق نیز پس از سقوط صدام همواره با خطر جریان­های سلفی و تکفیری رو­به­رو بوده است و یکی از مهم­ترین توجیهاتی که بیگانگان برای حضور در عراق به آن استناد می­کردند، وجود ناامنی و کشتارهای بسیاری بود که گروه­های تکفیری در عراق صورت می­دادند.

4-3.تفرقه افکنی و تقابل بین شیعه و سنی

رشد جریان­های سلفی-تکفیری با حمایت دولت­هایی مانند ایالات متحده امریکا و متحدانش در منطقه از جمله عربستان سعودی و قطر منجر به یک منازعه مذهبی در قالب تقابل شیعه-سنی شده است.درواقع کشورهای غربی تلاش می­کنند تا جهان اسلام را از طریق ایجاد جنگ مذهبی و فرقه­ای میان مسلمانان تضعیف کنند. استفاده از افراد سطحی نگر و افراطی  در جهان اسلام توسط امریکا و متحدانش، این امکان را به آن­ها می‌دهد تا به تمسخر اسلام بپردازند و اتهامات نابجایی چون عقب ماندگی، ارتجاع، جمود، تحجر، جزمی نگری و قشری نگری را به جامعه اسلامی نسبت بدهند. حرکت­هایی که جریان­های تکفیری در سال­های اخیر انجام داده‌اند چیزی جز بدنام کردن اسلام و ایجاد تفرقه بین شیعه و سنی و کشتار خونین مسلمانان به­ویژه شیعیان نداشته است.

 

4-4.جلوگیری از شکل گیری قدرت منطقه­ای و جهانی اسلام

ایالات متحده امریکا با حمایت از اقدامات تروریستی گروه­های وابسته به وهابیون و مکتب دیوبندی، باعث شده است تا تعدادی از کشورهای اسلامی در قلب جهان اسلام، به کشورهای ورشکسته و ضعیفی تبدیل شوند که قادر نیستند بر تمامی قلمرو سرزمین خود کنترل داشته باشند و همین امر زمینه نفوذ و دخالت امریکا در این کشورها را فراهم کرده است. با بررسی برخی از کشورهای اسلامی مانند عراق، افغانستان، پاکستان، سوریه، یمن، لیبی، سودان که وهابیت، فرقه دیوبندی و سلفی­ها در آن حضور دارند، می­توان به این نتیجه رسید در هر کشوری که گروه­های وابسته به این اندیشه­ها نفوذ کرده­اند، بی­ثباتی و ناامنی شکل گرفته، از اقتدار ملی آن کاسته شده و در اصطلاح به کشوری ورشکسته تبدیل شده است. با توسعه نفوذ گروه­های خشونت طلب وهابی و دیوبندی در کشورهای اسلامی بر تعداد کشورهای ورشکسته جهان اسلام افزوده شده است و این امر نتیجه­ای جز کاهش وزن ژئوپولتیکی و قدرت جهان اسلام در معادلات منطقه­ای و جهانی نخواهد داشت.

4-5.تامین امنیت رژیم اشغالگر قدس با درگیر کردن افکار عمومی و دولت­های محور مقاومت در جنگی مذهبی و فرسایشی

دلیل حمایت امریکا از اسرائیل به وجود هویت و ارزش­های مشترک،نفوذ لابی­های یهودی حامی اسرائیل در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده امریکا و وجود منافع مشترک راهبردی برمی­گردد. به این ترتیب یکی از جنبه­های اصلی حضور امریکا در خاورمیانه این است که این کشور به تنهایی و با تکیه بر برتری نظامی خود در عرصه­های دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی برای حفاظت از کیان اسرائیل وارد عمل شود. اقدامات گروه­های تکفیری-تروریستی زمینه تداوم حضور ایالات متحده در خاورمیانه را فراهم می­کند و این به معنای تامین امنیت اسرائیل خواهد بود؛ زیرا از زمان تشکیل اسرائیل تاکنون جلب حمایت و طرفداری قدرت­های بزرگ، یک ستون دائمی راهبرد اسرائیل بوده است و با حضور امریکا در منطقه امکان تحقق این راهبرد تحصیل خواهد شد. دوم اینکه اقدامات گروه­های تکفیری-تروریستی سبب خواهد شد که کشورهای مخالف اسرائیل در لاک دفاعی فرو رفته و مشغول به مقابله با بحران­های داخلی گردند. در نتیجه توانایی آن­ها در مقابل اسرائیل افول می­کند که نتیجه آن تغییر معادلات منطقه قدرت به نفع اسرائیل خواهد بود. در مجموع حضور در منطقه به منظور تامین امنیت اسرائیل و فرو رفتن کشورهای مخالف اسرائیل در لاک دفاعی از جمله اهداف امریکا در حمایت از جریان­های تکفیری- تروریستی است.

4-6.تسلط بر منابع انرژی خاورمیانه با نام مبارزه با تروریسم در خلیج فارس

خاورمیانه به لحاظ در برگرفتن قسمت عمده­ای از منابع نفت و گاز جهان، همواره کانون توجه و نظر قدرت­های جهان بوده است و هرگز نمی­توان بدون توجه به موضوع حساس انرژی و نفت، مسائل خاورمیانه را بررسی و تجزیه و تحلیل نمود.

آمریکا علی­رغم برخورداری از منابع غنی و سرشار نفتی، سیاست خود را مبتنی بر حفظ منابع زیرزمینی نفتی خود، تأمین انرژی از طریق خرید نفت از کشورهای تولید کننده و حفظ و گسترش منابع استراتژیک خود قرار داده است. لذا اقتصاد آمریکا به شدت به وضعیت نفت و انرژی حساس و وابسته است. تضمین امنیت چرخه عرضه و تقاضای نفت و سایر حامل­های انرژی از یک­سو و از سوی دیگر دستیابی به منابع ارزان و فراوان نفت و انرژی، راهبرد اصلی آمریکا در این خصوص است. بالطبع آمریکا همواره نسبت به منابع نفتی خاورمیانه چشم طمع داشته است و تسلط بی قید و شرط بر آن­ها از اهداف جدی آمریکا است و این امر سبب شده است که امریکا به بهانه مبارزه با تروریسم در منطقه خاورمیانه حضور پیدا کند.

5.راهکارهای مقابله با جریان­های تکفیری از دیدگاه مقام معظم رهبری

1-5.تقویت تقریب مذاهب اسلامی

به منظور برخورد با جریان­های تکفیری«تقریب مذاهب» کاربردی­ترین روش در جهت رفع سوءتفاهمات و سوءبرداشت­هاست. در این زمینه مقام معظم رهبری می­فرمایند:

«ما از آغاز با توجه به این مکر شیطان، همواره اصرار بر وحدت فرق مسلمین داشته و کوشیده­ایم این فتنه­گری را خنثی کنیم و بحمدالله با تفضل الهی توفیقات فراوان داشته­ایم، که یکی از آخرین آن­ها، تشکیل مجمع جهانی مذاهب اسلامی است». تقریب مذاهب، به فرق اسلامی کمک می­کند تا پیام خود را انتشار داده و به هم­اندیشی با یکدیگر برای انتقال اندیشه و تبادل نظر در مسائل اجتماعی، فقهی، عقیدتی و سیاسی مبادرت نمایند. تقریب مذاهب، موجب وارد شدن نخبگان فکری جهان اسلام به یک متن اسلامی می­گردد. به نوعی که به رغم تفاوت­های مذهبی، نوعی رابطه بین متنی، بین گفتمانی و بین ذهنی میان مسلمانان برقرار می­شود که زمینه­ای برای تعامل افکار و آشناسازی اندیشه­ها و بنیان­های فکری و ارزشی سایر مذاهب و فرهنگ­ها می­شود و باعث اهتمام به پدیده­هایی همچون مشارکت، تعاون، لح، همکاری، مردم سالاری و یره می­گردد و دستیابی به وفاق جمعی و تلاش برای وصول به اجماع نظر بر سر اصول و قواعد عمل جمعی و عام در سطح جهان اسلام را هموار می­سازد. از راهکارهای پیشنهادی مقام معظم رهبری در ارتباط با تقریب مذاهب و گفتگو، در راستای مقابله با خطر جریان­های تکفیری توجه به فریضه الهی-سیاسی حج است. از منظر رهبری کنگره حج می­تواند به کاهش فاصله­ها و بیگانه پنداری مسلمانان بینجامد و نیز تبلور معنای اخوت و برادری موثر واقع شده و منجر به دفع و از بین رفتن جریان­های تکفیری شود.

2-5.تقویت تفاهم و گفتگو و پرهیز از اختلاف افکنی

رهبر انقلاب راهکارهای دیگری را در راستای «تفاهم»،«گفتگو» پیشنهاد می­دهند و همواره توصیه و تاکید به دوری از پرهیز از اختلاف افکنی­های فکری-عقیدتی می­کنند و یادآور می­شوند که نمودهای اختلاف افکنی از جمله توهین و تخریب سایر مذاهب باید متوقف شود و نیز باید این مذاهب اسلامی از جمله شیعه و اهل سنت به نوعی تفاهم دست یافت:

«علمای شیعه و سنی با هم جلسه بگذارند، تفاهم کنند، با هم حرف بزنند. ما کارهای مشترکی داریم... یک امور مشترکی وجود دارد. عالم شیعه در بین مردم خود، عالم سنی در بین مردم خود نفوذ دارند؛ از این نفوذ استفاده کنند، این مشکلات را برطرف کنند. راهکار رهبری برای مقابله با ترفند دشمنان اسلام در خاموش کردن آتش نزاع­های مذهبی،«بالابردن آگاهی و بینش» اسلامی و به کارگیری عقل و خرد در این زمینه است که این مهم از طریق نویسندگان، روشنفکران، نخبگان فکری،فرهنگی و سیاسی قابلیت بروز دارد.

3-5.تقویت وحدت و همگرایی

مساله وحدت اسلامی یکی از راهکارهای اساسی در برخورد با بسیاری از مشکلات و چالش­های جهان اسلام است که به صورت ویژه­ای از منظر رهبری بررسی شده است. ادبیات مقدس اسلام از قرآن و سنت، مشحون از مفاهیمی است که با تصریح و تلویح، مسلمانان را دعوت امر به وحدت می­نماید و از تجزیه و تفرقه هراسانیده و پرهیز می­دارد. توجه به ادبیات همگرایانه از آن­رو اهمیت دارد که جریان­ها و گروه­های تکفیری دقیقاً خلاف رویکرد قرآن و سنت بر تفرقه و ناهمسازگری و گسست امت اسلامی تمرکز می­کنند. از اینرو، رهبری با درک ضرورت «اتحاد و اتفاق بین مسلمین» وحدت را «فریه فوری» برای امت اسلامی می­شمارند:

«امروزه اتحاد و اتفاق بین مسلمانان یک فریه فوری است. ببینید از جنگ و اختلاف چه مفاسدی به وجود می­آید، ببینید در دنیای اسلام، تروریسم که به بهانه­ی اختلافات مذهبی چه فجایعی به راه می­اندازد، ببینید با این اختلافاتی که بین ما مسلمانان به وجود آوردند، رژیم صهیونیستی اب چه نفس راحتی می­کشد».

4-5.دشمن شناسی

«دشمن شناسی» یکی از شاخه­های عالی و جز کانونی­ترین و اساسی­ترین شناخت­ها برای جهان اسلام و مسلمانان محسوب می­شود که در راس شناخت­ها قرار دارد و برای مقابله با جریان­های تکفیری باید به شناسایی دشمن حقیقی مسلمانان پرداخت:

«...دنیای اسلام امروز احتیاج دارد به شناختن حقیقی جبهه­ی دشمن، امت اسلامی، دشمنانمان را بشناسیم، دوستانمان را بشناسیم. گاهی دیده شده است که مجموعه­ای از ما مسلمان­ها با دشمنان خودمان همدست شدیم برای زدن دوستان خود، برای زدن برادران خود! خب، این به ما لطمه می­زند، این امت اسلامی را دچار آشفتگی می­گند، دچار عف می­کند، این ناشی از نداشتن بیرت است». رهبر انقلاب به مساله دشمنی آشکار کشورهای غربی علیه اسلام و مسلمانان اشاره کرد و راهکار و تکلیف مسلمانان را در این زمینه روشن ساخته­اند. رهبری معتقدند کخ مسلمان باید به عنار قدرت خودشان برگردند که مهم­ترین عامل اقتدار «اتحاد و اتفاق» است:

«امروز دشمنان غربی لیه اسلام و مسلمانان، شمشیر را از رو بسته­اند. خب، اینجا تکلیف مسلمان­ها چیست؟ مسلمان­ها باید به عناصر قدرت خودشان برگردند؛ مسلمان­ها باید در درون خودشان عوامل اقتدار و توانایی را روز­به­روز افزایش دهند. یکی از مهم­ترین عوامل اقتدار، همین اتحاد و اتفاق است. این برای ما درس است، برای ملت­های مسلمان درس است».

راهکار دیگری که رهبر انقلاب در راستای شناخت دشمن و طرد آن مطرح می­کنند، مبارزه با تبلیغات دروغین دشمنان علیه اسلام و نیز مبارزه با عواملی است که از سوی دشمنان و اسلام برای تخریب وحدت اسلامی به کار می­رود. رهبری به مساله تبلیغ در راستای زشت جلوه دادن تصویر دنیای اسلام و نیز غیرانسانی جلوه دادن آن، با اعمال و اقدامات جریان­ها و گروه­های تکفیری اشاره می­کنند که بر ایجاد اختلاف بین مسلمین، تلاش دارند اعمال و اقدامات جنایت­کار گروه­های تکفیری را به همه مسلمانان تعمیم دهند.

جمع بندی نهایی :

بنابراین در یک جمع بندی کلی باید اذعان نمود که ایالات متحده  امریکا و جهان غرب  به طور تاریخی همواره تلاش  نموده­اند از ظرفیت­های منفی درونی جهان اســلام علیه اسلام استفاده نمایند، چنانکه تشــکیل گروه­های تکفیری-تروریستی و حمایت همه جانبه از این گروه­ها در ســال­های اخیر نشان  می­دهد امریکا  به جای مداخله مستقیم با استخدام این  جریان­های تکفیری به اهداف خود دست یافته است. از جمله این اهداف می­توان به موارد زیر اشاره کرد:

- پیشبرد اهداف اسلام هراسانه غرب درراستای توفق موج اسلامگرایی درجوامع غربی،

- جلوگیری از شکل گیری قدرت منطقه­ای و جهانی اسلام

- تفرقه افکنی و تقابل بین شیعه و سنی

-حضور در منطقه و مداخله در امور داخلی کشورهای اسلامی به بهانه فعالیت گروه­های تکفیری در این کشورها

- تامین امنیت رژیم اشغالگر قدس با درگیر کردن افکار عمومی و دولتهای محور مقاومت در جنگی مذهبی و فرسایشی

- تسلط بر منابع انرژی با نام مبارزه با تروریسم در خلیج فارس.

ایالات متحده امریکا  به خوبی با مدیریت این جریان و حمایت از آن در مبارزه با کمونیسم و بهره برداری از ظرفیت جهادی آن سرانجام توانست جهت مبارزه را به سمت شیعیان متوجه و خطرات مبارزه با غرب و صهیونیسم را از اولویت جریان سلفی خارج نماید و به سایر اهداف خود دست یابد. از منظر مقام معظم رهبری، جهان اسلام برای برون رفت از چالش جریان­های تکفیری باید به تقویت عرصه­های عقیدتی، اخلاقی و رفتاری بپردازد و برای مقابله با جریان­های تکفیری امت اسلامی باید به تقویت تقریب مذاهب، گفتگو و تفاهم و جلوگیری از تفرقه و اتحاد دنیای اسلام را در دستور کار خود قرار دهد.

 

مهدی طلوع وند

 


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان
نظر سنجی

آیا عملکرد دولت حسن روحانی در حوزه اقتصادی موفقیت آمیز بود؟