ف
کد خبر: 178638 تاریخ انتشار: 12/دي/1396 - 10:40

گفتمان عربستان سعودی در جریان اعتراضات اخیر

پس از تغییرات صورت گرفته در ساختار قدرت در عربستان سعودی و زمامداری علنی محمد بن سلمان در امور سیاسی این کشور، میزان تنش ها فیما بین جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به صورت چشمگیری رو به فرونی نهاد. ضعف تدبیر در مسئله حج و وقوع فاجعه منا، اعدام شیخ باقر نمر روحانی برجسته شیعه عربستان و تضاد گفتمان دوکشور در بحران های عراق و سوریه خصومت میان دوکشور را به بالاترین حد ممکن سوق داد.


به گزارش تهران پرس،اتهام دو طرف به یکدیگر در جریاناتی همچون نقض حقوق بشر و حمایت از تروریسم و عامل ناامنی در منطقه همواره پس از آن ادامه داشته است. در خلال اعتراضات مردمی اخیر ایران در قبال سیاست های نامتوازن اقتصادی دولت تدبیر، عربستان سعودی نیز به جمع حامیان معترضین پیوست و مجددا نظام جمهوری اسلامی ایران را متهم به سرکوب معترضین و عامل بی ثباتی های موجود در داخل و منطقه نمود.
جالب آنست که دولتی که خود حتی از برگزاری کوچکترین انتخابات در عرصه های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ناتوان است و تمامی مناصب حکومتی آن ماهیتی انتصابی(نه انتخابی)دارد ونیز در سرکوب، ترور، ایجاد آشوب، جنگ و مداخلات نظامی ید طولایی دارد هم اکنون مدعی نقض حقوق شهروندی در ایران شده است.جالب است بدانید عربستان سعودی تنها از سال 2013 تا 2017 یعنی در خلال 4 سال، بزرگترین کشور در طراحی و ایجاد ناامنی در منطقه غرب آسیا بوده است و بیشترین هزینه خرید تسلیحات و بزرگترین کشتارهای منطقه ای را طراحی و اجرا نموده است.
در ذیل، برخی از جنایات عربستان سعودی که هم اکنون منادی حقوق بشر در ایران است را تبیین خواهیم نمود.
1- وحدت پراگماتیستی بن سلمان از طرح های اقتصادی آمریکا: بن سلمان مدت ها پیش از ولایتعهدی، از سیاست های جمهوری خواهان حمایت می کرد، وی که استقرار ولایتعهدی خود را منوط به حمایت آمریکایی ها می دانست و از سویی دیگر با اشراف بر این موضوع که افرادی همچون ترامپ، شخصیتی کاملاً تجاری و اقتصادی دارند، در حمایت های اقتصادی کلان از جمهوری خواهان برآمد. در همین راستا، در جریان کمپین انتخاباتی ترامپ، سناریوی به تخت نشستن محمد بن سلمان را نیز کلید خورد. اخیراً سندی منتشر شده است که بر اساس آن این مسئله را آشکار کرده است که ترامپ در ازای وارد کردن پول‌های عربستان به بازارهای آمریکا قول داده بود از به قدرت رسیدن بن سلمان حمایت کند.طبق این سند، محمد بن سلمان کمی پس از انتخاب دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا و پیش از آنکه دولت آمریکا را به دست بگیرد طرح کاملی را به ترامپ داده بود که بیشتر بندهایش شامل قراردادها و سرمایه‌گذاری صدها میلیارد دلاری تحت عنوان هماهنگی با اهداف برنامه‌های انتخاباتی او بودند. براساس این سند، محمد بن سلمان اسم این طرح را «رویکرد عربستان برای مشارکت استراتژیک با آمریکا» و عنوان فرعی «درخواست ارائه شده به رئیس‌جمهور منتخب آمریکا» قید کرده و ترامپ هم با اجرای آن طی چند مرحله موافقت کرده بود. بند اول این طرح افزایش دارایی‌های عربستان در آمریکا تا ۲ هزار میلیارد دلار طی چهار سال آتی است. بند دوم تعهد به هماهنگی با کشورهای حوزه خلیج‌فارس برای ایجاد صندوق اعتبار جهت تامین هزینه‌های طرح‌های سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های آمریکا به ارزش ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار و مشارکت در سرمایه‌ گذاری ‌ها طبق اولویت‌های برنامه‌های انتخاباتی است و شامل تعداد زیادی توافقنامه تعهدات عربستان با واشنگتن در حوزه‌های سرمایه‌گذاری و مشارکت‌های اقتصادی و استراتژیک در حوزه‌های انرژی و نفت می‌شود. در این طرح تاکید شده، عربستان در ایجاد ۲۵ میلیون فرصت شغلی در آمریکا طی ۱۰ سال آتی مشارکت خواهد کرد.همچنین در این طرح پیشنهاد ایجاد یک منطقه تجاری آمریکایی در ساحل دریای سرخ تحت نظارت سازمان‌های آمریکایی داده شده است. این منطقه تجاری می‌تواند دروازه آمریکا به آفریقا و غرب آسیا باشد. عربستان به موجب این طرح یک پایگاه نظامی را در دریای سرخ در اختیار آمریکا قرار می‌دهد. طرح یاد شده در بخش سرمایه‌گذاری میزان دارایی‌های عربستان در آمریکا را به حدود یک تریلیون دلار و در راستای تقویت ارتباطات اجتماعی عنوان می‌کند.
2- عربستان سعودی و بزرگترین قراردادهای تسلیحاتی قرن 21: دومین اقدام بن سلمان توسعه قراردادهای بسیار سنگین و شگفت انگیز عربستان سعودی با ایالات متحده آمریکاست. استفاده از چنین هزینه های سنگینی(پول) به زعم سلمان شاید بتواند در ادامه بستر ساز توسعه قدرت(زور) این کشور در منطقه در راستای سرکوبی جنبش های مقاومت همچون حزب الله لبنان، انصارالله یمن و حشد الشعبی عراق و در نهایت بازدارنده مهم قدرت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران گردد.این مسئله که پیش از بن سلمان نیز سعودی ها سابقه خرید تسلیحات از آمریکا داشته اند کاملا صحیح است، لکن هیچگاه در تاریخ نظامی- سیاسی عربستان سعودی چنین حجمی از تسلیحات از سوی آمریکا به این کشور فروخته نشده بود. در واقع بن سلمان، با اتخاذ چنین سیاستی، چند هدف عمده را دنبال می کرد:
- توسعه روزافزون قدرت نظامی عربستان؛
- مقابله با جمهوری اسلامی ایران، حزب الله، انصار الله و ...
- ضمانت اقتصادی لازم به ترامپ با توجه به شخصیت اقتصادی- تجاری وی(ترامپ) در راستای تحقق سیاست های جمهوری خواهان،
- تضمین ثبات و امنیت اسرائیل به آمریکا درصورت وقوع جنگ و ارائه همکاری های لازم با این رژیم با توجه به نفوذ روز افزون جمهوری اسلامی ایران در منطقه 
- تاسیس ناتوی عربی- غربی در راستای مقابله با ائتلاف ایران- روسیه
3-توسعه مناسبات سیاسی با رژیم اشغالگر قدس:
روزنامه صهیونیستی «اسرائیل کاتز » وزیر حمل و نقل رژیم صهیونیستی پس از ولیعهدی محمد بن سلمان از کشورهای عربی خواست تا گام بیشتری برای مذاکره با اسرائیل بردارند. وی همچنین از سلمان بن عبدالعزیز شاه سعودی خواست تاکشورهای عرب حوزه خلیج فارس را برای برداشتن گامی واقعی در مسیر مذاکره با اسرائیل رهبری کند. کاتز گفت: «ما نیاز داریم تا همکاری امنیتی برای مهار ایران را به عربستان و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پیشنهاد دهیم ». از سویی دیگر، همچنین برخی رسانه‌های صهیونیستی با ابراز خشنودی از ولیعهدی بن سلمان، آغاز به افشای روابط پشت پرده دو رژیم کرده و  از دیدارهای محرمانه او با مقامات اسرائیلی در خلال دو سال اخیر خبر داده‌اند. روزنامه یدیعوت آحارونوت  نیز به نقل از منابع اطلاعاتی خاطرنشان ساخت  که محمد بن سلمان‌ دیدارهایی با مقامات اسرائیلی داشته است و این مقامات اسم رمزی «پسر» را برای او انتخاب کرده‌ بودند همچنین برخی از سران اسرائیلی معتقدند که محمد بن سلمان در به رسمیت شناختن اسرائیل شتاب نخواهد کرد اما بذر امید زیادی را در روابط اسرائیل و عربستان می‌کارد اما برخی دیگر از سران صهیونیستی در راین رابطه معتقدند که بن سلمان، مهندس شماری از طرح‌ها و پروژه‌هایی است که عربستان و اسرائیل را در خط فکری واحدی قرار می‌دهد و وی به دنبال ایجاد یک جبهه مشترک برای از بین بردن تاثیر ایران در لبنان، عراق و یمن است.
4- رویکردهای بن سلمان در گسترش تروریسم در جغرافیای سیاسی جمهوری اسلامی ایران:
 واقعیت انکارناشدنی جریانات سیاسی منطقه حکایت از این موضوع دارد که تشدید بحران ها و چالش های سیاسی میان عربستان و جمهوری اسلامی ایران در منطقه به بیشینه میزان خود در چند دهه اخیر رسیده است. مواردی همچون اهمال بارز سران سعودی در فاجعه منا، تجاوز به دو نوجوان ایرانی در جده، اشغال سفارت عربستان از سوی نیروها و فعالان انقلابی ایرانی، تخاصم میان دو کشور را به بالاترین میزان ممکن رسانده است. از سویی دیگر، در جدال های لفظی، سران دو کشور بارها یکدیگر را به نقض آشکار حقوق، دخالت در دیگر کشورها و نیز حمایت از تروریسم در منطقه متهم کرده اندعربستان در دوران محمد بن‌سلمان و پدرش شاهد تغییر لحن قابل توجهی نسبت به ایران بود. ریاض که تا پیش از این به داشتن سیاست‌های محافظه‌کارانه بر اساس حسن همجواری و برادری در قبال ایران و دیگر کشورهای منطقه شناخته می‌شد، پس از پادشاهی جدید سیاست و لحن خود را در قبال ایران به طور قابل توجهی تغییر داد و سیاست‌های تهاجمی را در پیش گرفت تدبیر بن سلمان در این خصوص را می توان به جملات تهدیدآمیز وی درقبال جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد که :«ما دامنه های جنگ و ناامنی را به مرزهای درونی جمهوری اسلامی ایران خواهیم کشاند». در این راستا، تشدید حمایت از گروهک های تروریستی در ناامن نمودن مرزهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران همچون حمایت از داعش در حمله تروریستی به تهران، جندالظلم در ناامن نمودن مرزهای جنوبشرقی و شهادت برخی از مرزبانان ایرانی و نیز توسعه هرچه بیشتر اسلام وهابیسم در مناطق سنی نشین جمهوری اسلامی ایران اشاره داشت. سیاست های اجرایی بن سلمان در راستای انزوای جمهوری اسلامی و ناامن نمودن این کشور نیز با چالش و عدم موفقیت همراه بوده است. پس از این اقدامات، جمهوری اسلامی ایران در اندک زمانی، به اقدامات تلافی جویانه مبادرت نمود و برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی، با حملات موشکی، مواضع تروریست ها در دیرالزور سوریه را درهم کوبید. از سویی دیگر، حضور قدرتمند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در عرصه های امنیتی و نظامی هم اکنون ایران را به امن ترین کشور منطقه مبدل نموده است. کمااینکه مبارزه با تروریسم و دستگیری موج عظیمی از تروریست ها، پس از حمله به پارلمان و مرقد امام خمینی(ره) ادامه داشته است و صدهاتن از نیروهای وابسته به گفتمان اسلام رادیکال و تروریست در این زمینه دستگیر شده اند. لذا می توان تدبیر بن سلمان در این زمینه را شکست خورده ارزیابی کرد.
5- به خاک و خون کشیده شدن یمنی ها : تحلیل سیاست خارجی عربستان سعودی پس از انقلاب های منطقه ای نشان می دهد که این کشور برای حفظ نظم منطقه ای تنها ناظر تحولات نبوده بلکه برای حفظ ساختارهای منطقه ای کوشید تا با حضور تمام قد، بر روی مؤلفه های تأثیرگذار در این انقلاب ها اثر بگذارد. درایت های سیاسی بن سلمان در بحران یمن را می توان از یک سو محافظه کارانه دانست، زیرا تمایل به حفظ وضع موجود دارد، اما هم زمان تهاجمی هم هست، زیرا تلاش دارد تا با به کارگیری ابزارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی فضای انقلاب های منطقه ای را به نفع خود مدیریت کنند. بن سلمان به دلایل مختلف، از سیاست های سرکوب گرانه و انعطاف ناپذیر علیه معترضین یمنی و در رأس آن ها شیعیان زیدی و شاخه سیاسی و نظامی آن ها یعنی جنبش انصار الله حمایت می کند. در واقع، از جنگ چهارم الحوثی ها در سال ٢٠٠٤، سعودی ها متوجه نفوذ و تأثیرگذاری شیعیان در تحولات داخلی یمن و مناطق مرزی عربستان و قطر شد. به همین دلیل بن سلمان اکنون در راستای اضمحلال  قدرت حوثی ها و تضعیف یا از بین بردن نفوذ ایران در منطقه، جنگی تمام عیار علیه شیعیان زیدی یمن ایجاد نموده است. از یک سو با فرسایشی شدن جنگ یمن میزان خسارت های وارده بر عربستان سعودی بسیار وسیع و حجیم گردیده است.  از آغاز جنگ تا کنون عربستان سودی بیش از 500 میلیارد دلار خسارت اقتصادی را متحمل گردیده است. گذشته از آن، بن سلمان در راستای حمایت قدرت های غربی و تشویق هم پیمانان به حضور نظامی در این جنگ با اعطای نوعی رشوه یا حق السکوت سیاسی حمایت های ضمنی برخی از کشورها و قدرت ها را در این جنگ بدست آورد. بدین صورت که ۴ میلیارد دلار تخفیف در فروش نفت به اتحادیه اروپا، ۲ میلیارد به سودان، یک میلیارد و ۵۰۰ هزار دلار به مراکش، ۲میلیارد دلار به پاکستان، ۲۵۰ میلیارد دلار کمک به مصر در قالب کمک به پروژه های عمرانی قاهره جدید که مجموع انچه تاکنون عربستان در این جنگ هزینه کرده است بالغ بر ۷۲۵ میلیارد دلار برآورد می شود. از سویی دیگر، این جنگ تمامی قبایل یمن را علیه آل سعود متحد کرده است. حتی قبایلی که درتضاد ایدئولوژیکی با جنبش انصارالله یمن قرار داشته اند نیز اکنون به طیف متحدین این جنبش علیه عربستان سعودی قرار گرفته اند. در کنار این دو عامل، کشته شدن هشت هزار افسر سعودی در جنگ یمن نیز شکستی مهم برای این کشور تلقی می گردد. در نهایت بحران سنگین سیاست های بن سلمان در جنگ یمن را می توان اقدامات تلافی جویانه انصارالله و ارتش مردمی یمن در حملات موشکی به مناطقی از عربستان به ویژه غرب ریاض قلمداد نمود. دستیابی انصار الله یمن به موشک های دوربرد همچون بالستیک، نه تنها امنیت عربستان را به شدت به چالش کشانده است، بلکه انصار الله یمن با ائتلاف ایدئولوژیکی با جمهوری اسلامی ایران به یکی از مهمترین متحدین این کشور در منطقه و دشمنان آل سعود مبدل گردیده است. بنابراین جنگ یمن برای بن سلمان دارای پیامدهای شکست سنگین اقتصادی- امنیتی- ایدئولوژیکی مواجه بوده است. 
6- عربستان و توطئه در بحران های عراق و سوریه: بحران های عراق وسوریه براي عربستان حداقل به صورت مستقیم موضوع امنیتی تلقی نمی گردد و اقدام رهبران سعودي در حمایت از معارضان سوري در جهت کاهش نفوذ ایران در منطقه و اعمال نقشی فعال به عنوان رهبر جهان اسلام و افزایش نفوذ خود در منطقه است، به عبارت دیگر عربستان سعودي از موضوع بحران های مذکور به عنوان فرصتی در جهت تقویت و ارتقاء جایگاه منطقه اي خود بهره می برد،  لذا عربستان به طور مشخص کشورهای عراق و سوریه را از دریچه رقابت هاي منطقه اي با ایران مهار الگوي نفوذ معنوي ایران می نگرد و درواقع براي کاهش نفوذ ایران در منطقه یا مهار کردن الگوي نفوذ انقلاب اسلامی در دنیاي عرب که زمانی در قالب هلال شیعی مطرح شده بود، در مقابل نظام های عراق و سوریه گام برمی دارد.عربستان دامنه این تهدید را بعد از بیداري اسلامی گسترده تر می بیند و نزدیکی گروه هاي مقاومت و به خصوص سوریه به ایران را به منزله برهم خوردن تعادل منطقه اي و به حاشیه رفتن سیاست هاي سعودي می داند، بنابراین عربستان در هماهنگی با رویکرد غربی - عربی تلاش دارد تا موقعیت ایران دردوکشور عراق و سوریه را کاهش دهد. ازاین رو در چنین شرایطی این کشور براي محدودسازي قدرت ایران در خاورمیانه از گروه هاي معترض در دوکشور به ویژه سوریه حمایت می کند. از زمان آغاز سلطنت ملک سلمان و حضور پررنگ پسرش محمد در سیاست خارجی به ویژه بحران سوریه، مجموعه درایت هاو سیاست های اجرایی بن سلمان به این سمت و سو رفت که  سقوط نظام اسد می تواند جایگاه و نقش سوریه در حمایت از گروه هاي مقاومت در سطح منطقه را کاهش دهد و در این میان ضمن اینکه می تواند پایانی بر نفوذ سوریه در لبنان و فلسطین به عنوان حوزه هاي حیاتی عربستان باشد و موازنه برهم خورده منطقه اي پس از تحولات جهان عرب را نیز متعادل نماید. به موازات فرسایشی شدن بحران عراق نیز، عربستان به ماهیت همیشگی سیاست خارجی خود یعنی عمل سیاسی محتاطانه و حرکات پشت پرده برمی گردد. سیاست خارجی عربستان سعودي که همواره به دو تاکتیک سیاست منفعلانه - محتاطانه و بازیگردانی در پشت صحنه مشهور بود، در بحران های عراق و سوریه از این حالت فاصله گرفت و براي اینکه ابتکار عمل را در دو حوزه یعنی مهار انقلاب هاي عربی و واژگون نمودن حکومت شیعیان به دست گیرد، بازي آشکار و فعالانه اي را آغاز کرد. بنابراین درایت های بن سلمان در بحران فرسایشی عراق و سوریه را می توان حول سه بعد کلی دانست:
-بسط مرجعیت عربستان سعودی و گفتمان سلفی گري؛
-موازنه منطقه اي با جمهوری اسلامی ایران؛
- تقابل مقاومت با محافظه کاري عربی.
نکته حائز اهمیت در این میان، شکست سیاست بن سلمان در بسط گفتمان سعودی-وهابی در این کشورها بوده است. پس از حملات موشکی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، موفقیت های چشمگیر نیروهای حشد الشعبی یا بسیج مردمی عراق در شکست نیروهای تکفیری در عراق ، فتح موصل و اخیراً کشته شدن خلیفه خودخوانده داعش در این کشور، عملاً سیاست های عربستان سعودی در بازسازی و شکل گیری نئوبعثیسم در عراق با شکست مواجه گردید. چنین وضعیتی در سوریه نیز با پیشروی ارتش مردمی سوریه و عقب نشینی داعش از رقه، پایتخت داعش در سوریه و تسلیم بسیاری از مخالفین دولت اسد به این کشور، عملاً پروسه سقوط دولت اسد نیز با شکست مواجه گردیده است. لذا، محور مقاومت به رهبری جمهوری اسلامی ایران، در منطقه مواضع خود را بیش از پیش تقویت نموده است و شکست مرجعیت اسلام وهابی و بسط هلال شیعه  هم اکنون مهمترین دستاورد تدبیر بن سلمان در بحران های عراق و سوریه بوده است.
7- سرکوب شیعیان عربستان:
امروز، عربستان سعودی در حالی نگران حقوق تضییع شده ملت ایران است که خود از اعطای حداقل حقوق شهروندی به شیعیان کشورش، امتناع می ورزد. شیعیان، 10 تا 15 درصد از جمعیت عربستان سعودی را تشکیل می دهند در منطقه شرقی این کشور زندگی می کنند. منطقه شرقی عربستان از نظر اقتصادی از بزرگ‌ترین مناطق نفتی با بزرگ ترین تأسیسات پالایش نفت و محصولات متعدد کشاورزی این کشور است. به عبارت دیگر، بخش اصلی درآمدهای دولت عربستان سعودی از منطقه شرقی این کشور تامین می شود اما مردم این منطقه ازجمله فقیرترین مردم عربستان هستند. در حالی که شیعیان بخشی از جمعیت بومی عربستان هستند ، مفتی های وهابی حکم ارتداد آنها را به جرم شیعه بودن صادر می کنند. با وجود اینکه شیعیان منطقه قطیف عربستان دارای تاریخ طولانی هستند اما آل سعود مانع برگزاری مراسم مذهبی آنها می شود. شیعیان در ساختار حکومتی عربستان سعودی جایگاهی ندارند . خاندان آل سعود، رهبران شیعیان عربستان را خطر بزرگی برای قدرت خود می داند و به اشکال مختلف آنها را آزار می دهد و فعالیت های آنها را به شدت تحت کنترل دارد. شیخ نمر باقر النمر از جمله رهبران شیعه عربستانی بود که  به اتهام واهی اقدام ضد امنیت ملی و محاربه بازداشت و در 23 میزان 1394  نیز از سوی دادگاه کیفری آل سعود به همین اتهام به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم شد. حکم اعدام شیخ نمر در حالی در 12 جدی 1394 اجرا شد که نحوه اعدام وی به عنوان «جنایتی هولناک» و مصداق «تروریسم دولتی» نامیده شد.  بنابراین باید در یک جمع بندی کلی اذعان نمود، رجال سیاسی آل سعود امروزه تابع سیاست های منطقه ای و بین المللی استعمار غرب می باشند. تا جایی که این کشور در زمره اخرین کشورهای اسلامی بوده که انتقال پایتخت اسرائیل را به قدس شریف آن هم به صورت کاملاً سخیف محکوم نمود.
امروز، روزنامه ها و رسانه های سعودی مسئولیت پاسخگویی به امواج اعتراضی ملت ایران را به حکومت مرتبط دانسته و در حالیکه بر همگان آشکار است که خروش ملت ایران بیش از هر مسئله ای تداعی کننده بحران های اقتصادی دولت است نه شِکوه و گلایه از نوع حکومت. لاجرم، سران سعودی با شایعه پراکنی و بعضاً انکار مضحکانه حقایق، تصاویر مربوط به انقلاب های  لیبی و مصر را منتسب به اقدامات اخیر در ایران نموده و سعی در پاک کردن صورت مسئله که همان جنایاتشان در قبال کودکان یمن، فتنه انگیزی در سوریه و توطئه در عراق و لبنان بوده است، دارند.
در بخش چهارم تحلیل، به نقش امریکا و دیگر قدرت های غربی در جریانات اخیر اشاراتی خواهیم داشت.
 

 


اشتراک گذاری
برچسب ها
خبرهای مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
نظر:
کد امنیتی:
نظر بینندگان
نظر سنجی

آیا عملکرد دولت حسن روحانی در حوزه اقتصادی موفقیت آمیز بود؟