کد خبر: 137339
ف

یک لحظه تا اسارت

دیگر نای راه رفتن نداشتم. قدم‌هایم را به زحمت دنبال خودم می‌کشیدم. نزدیک خط خودمان که رسیدم، ایست دادند. یک لحظه شک کردم...

 یک لحظه تا اسارت

به گزارش تهران پرس، امیرعلی احمدی از رزمندگان  تیپ علی بن ابی طالب(ع) در  دوران دفاع مقدس  درباره اشتباهی که عراقی‌ها کردند، روایت می‌کند:  یکی دو روز قبل از عملیات «رمضان»، برای شناسایی منطقۀ پاسگاه زید عراق، شبانه همراه مسئولان اطلاعات و عملیات تیپ راهی آنجا شدیم. قدم‌هایمان را با احتیاط برمی داشتیم و با فاصله پشت سرهم راه می‌رفتیم. تقریباً به 300 متری میدان مین عراقی‌ها رسیدیم. معبر گردان صاحب‌الزمان(عج) در مقابلمان بود. بچه‌های اطلاعات که جلوتر از ما حرکت می‌کردند، ایستادند. منوری در دل آسمان روشن شد و همۀ بچه‌ها بلافاصله روی زمین نشستند. نیم ساعتی طول کشید و کسی بلند نشد. حدس زدم اتفاقی افتاده که حرکت نمی‌کنند چرا که شناسایی نباید اینهمه طول می‌کشید.

آقای «رستمخانی» که جلوتر از من بود؛ بلند شد و رفت تا سر و گوشی آب بدهد. زمان زیادی طول کشید و خبری از او نشد. با خود گفتم: «ای بابا! تو دیگه کجا رفتی؟» فکر کردم نکند عراقی‌ها بلایی سرش آورده باشند. خواستم بلند شوم و جلوتر بروم. سرجایم نیم خیز شدم و دوباره نشستم. ترجیح دادم کمی دیگر منتظر بمانم. همان لحظه صدایی از پشت سرم شنیدم که با لهجۀ غلیظ عربی گفت: «تَعال، تَعال»  
اولش فکر کردم رستمخانی دارد مرا امتحان می‌کند. با خودم گفتم: «توی این اوضاع این هم شوخیش گرفته.»

یک دفعه سنگینی دستی را روی شانه‌ام احساس کردم. تنم «گُر» گرفت و موهایم سیخ شد. تفنگ به دست، روی زانو نشسته بودم. سر برگرداندم و نگاهش کردم. هوا تاریک بود و نمی‌شد قیافه‌اش را دقیق تشخیص داد. از روی هیکل چاقش فهمیدم که عراقی است. دست دراز کرد و خواست اسلحه‌ام را بگیرد که با قنداق تفنگ محکم به صورتش کوبیدم؛ روی زمین افتاد و ناله کرد. دستور بود که اگر با عراقی‌ها برخورد کردیم، درگیر نشویم و سریع منطقه را ترک کنیم. منتظر نماندم و با سرعت تمام، طرف خط خودمان دویدم.

منور زدند و منطقه روشن شد. یک لحظه برگشتم و پشت سرم را نگاه کردم؛ چند نفری از فاصلۀ دور شلیک می‌کردند و به دنبالم می‌دویدند. زیر نور منورها، کانال را دیدم. آمدنی از داخل آن رد شده بودیم. از روی کانال پریدم و داخل سنگر تانکی پناه گرفتم. آن منطقه را خوب می‌شناختم. هر چه فشنگ داشتم به طرف عراقی‌ها شلیک کردم و وقتی نزدیک شدند، ضامن نارنجک‌ها را کشیدم و پرتاب کردم. همین که روی زمین خوابیدند، باز هم برگشتم و دویدم.

چند دقیقه بعد، برگشتم و دیدم که خبری از آنها نیست. ظاهراً که منصرف شده بودند. دیگر نای راه رفتن نداشتم. قدم‌هایم را به زحمت دنبال خودم می‌کشیدم. نزدیک خط خودمان که رسیدم، ایست دادند. یک لحظه شک کردم. با خودم گفتم نکند اینجا خط منافقین باشد. فکرم درست کار نمی‌کرد. ایستادم و تمرکز کردم. ایست دادند. باید رمز را می‌گفتم. ایست بعدی را دادند. با صدای بلند گفتم: «آشنام»
گفت:«آشنا کیست؟»
 جواب دادم:«یا صاحب‌الزمان (عج)»
 گفت:«یا مهدی»
جواب دادم:«ادرکنی»
این رمزمان بود. نگهبان‌ها جلو آمدند و مرا بوسیدند. خیال می‌کردم احتمالاً بچه‌ها را گرفته‌اند و فقط من مانده‌ام. نزدیکی‌های اذان صبح، به سنگر بچّه‌ها رفتم و دیدم که با لهجه اصفهانی صحبت می‌کنند. تازه فهمیدم که به مقر لشکر8 نجف اشرف آمده‌ام. بعد از اینکه نماز صبح را خواندم، یکی از بچّه‌های اصفهان، مرا با موتور به محور خودمان برد.  وقتی به قرارگاه رسیدم، هوا دیگر روشن شده بود. باد پرچم ایران را که روی سنگر محورمان زده بودیم، تکان می‌داد. احساس خیلی خوبی بهم دست داد. حس پرنده‌ای را داشتم که از قفس آزاد شده. شادترین لحظۀ عمرم تا به آن روز بود. همان موقع آقای رستمخانی را دیدم که جلوی سنگر ایستاده. وقتی مرا دید، ذوق زده شد و به طرفم آمد.

 پرسید:«تو زنده‌ای؟ خداروشکر! ما فکر کردیم مشکلی برات پیش آمده.»از دیدنش خوشحال شدم و او را بوسیدم. با دلخوری گفتم: «شما که نامردی کردین و منو تنها گذاشتین. پس کجا رفتین یهو؟»

لبخندی زد و گفت: «وقتی جلوتر رفتم، با دوربین نگاه کردم و دیدم گشت‌های عراقی آمدند و در سنگر تانکی که جلوتر از سیم خاردار بود، کمین کردند و ما را می‌بینند. تو که دویدی، عراقی‌ها دنبال تو آمدند و ما را رها کردند. خیال کردند تو فرماندهی و در حال فرار هستی ما هم از فرصت استفاده کردیم، بی‌دردسر راهمون رو گرفتیم و برگشتیم.»
منبع: ایسنا

پخش زنده اخبار

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • دایی: من پرسپولیس را محکوم نکردم
  • لحظه ثبت قرارداد دایی با سایپا+عکس
  • مهاجم فصل قبل پرسپولیس آبی‌پوش شد
  • مردی که هر روز با شنا کردن سرکارش می رود! +عکس
  • نمایی نزدیک از چشم پنگوئن+عکس
  • عکس : اجلاس پیشگیری و مبارزه با جرایم سایبری
  • کجای قرآن گفته حجاب داشته باش؟!+فیلم
  • عکس : جشن آزاد سازی موصل در سفارت عراق
  • انتقاد تند قالیباف به منتقدان مدیریت شهری
  • کشف دلارهای زیر خاکی در فدراسیون فوتبال!
  • عکس : تودیع و معارفه معاونان و مسئولان اقشار بسیج
  • برنامه هفته اول لیگ هفدهم+عکس
  • محرومیت سرخابی‌ها از استفاده از بازیکنان جدید
  • عکس : پاسداشت سیمین‌دخت وحیدی بانوی شاعر انقلابی
  • عکس : اجتماع دانشجویی و مردمی مدافعان مسجدالاقصی
  • اولین عکس از قاتلان «بنیتا» ۸ ماهه+عکس
  • اعترافات کامل عامل ربودن بنیتا 8 ماهه
  • واکنش مسئولان پرسپولیس به تهدید طارمی
  • بز موج سوار+عکس
  • حمید لولایی در سال ۵۴+عکس
  • علت اصلی حذف صفر از زبان سیف
  • منزل بنیتا ٨ ماهه پس از کشف جسدش+ عکس
  • شناسایی ۷۵ هزار داعشی توسط پلیس ایران
  • مزار نابغه ریاضی دنیا در آمریکا+عکس
  • نجات معجزه آسای جوان تهرانی+عکس
  • عکس روز نشنال جئوگرافیک+عکس
  • امید ابراهیمی چه زمانی به تیم اضافه می‌شود؟
  • جوان‌ترین زن خلبان هواپیمای مسافربری+عکس
  • مایلی‌کهن ممنوع المعامله شد!
  • رونمایی از محصول جدید "مک‌لارن"عکس
  • کارخانه «روغن نباتی جهان» تعطیل شد
  • ادامه اسیدپاشی‌ها در لندن+عکس
  • کدام موتورسیکلت ها مجوز ورود به طرح را نمی گیرند؟
  • توقیف پراید با رانندگی پسر 10 ساله
  • «فریبا کوثری» در کنار مادرش +عکس
  • ITC رضاییان برای اوستنده صادر شد
  • فوتسال در راه فوتبالِ ورشکسته
  • علی دایی ۳۰ سال پیش در اردبیل+ عکس
  • خبر بد برای خریداران مسکن
  • کشف جسد بنیتای هشت ماهه در خودرو+ جزییات
  • ۷ محور مواصلاتی کشور مسدود شد
  • خطر سرنوشت شورای پنجم مانند شورای اول شهر تهران
  • مچ بند حجاج حاوی چه اطلاعاتی است؟ +عکس
  • تورم تیرماه اعلام شد
  • ماجرای بلیت ۱ میلیونی یک نمایش+عکس
  • پاسخ جالب مراجع نسبت به خوردن آبجو!
  • آمار صحیح قاچاق چقدر است؟
  • فالگیری در تلگرام؛ تضمینی!
  • تلاش مضاعف کارگزاران برای تصاحب صندلی قالیباف
  • طرح جامع تحریم‌های ایران در مجلس نمایندگان آمریکا تصویب شد
  • عراقچی استعفا داد
  • پشت پرده توزیع مواد مخدر از سوی دولت
  • تیر گرما به پای واگن ها خورد
  • زنی بعد از ۹۶۰ بار رد شدن گواهینامه گرفت! +عکس
  • درد قفسه سینه چه زمانی خطرناک است؟
  • غافلگیر کردن دوبلور پیشکسوت در خندوانه
  • گزارش جالب حسینی بای از نیسان آبی+فیلم
  • چگونه «صراط مستقیم» را انتخاب کنیم؟
  • دیدار اسطوره‌های رئال در آمریکا+عکس
  • لاله و لادن بنگلادشی+ عکس
  • توانایی باور نکردنی یک پراید! +عکس
  • هشدار جدی به مصرف کنندگان برق
  • خطرناک زن دنیا دستگیر شد +عکس
  • رکورد مفاسد اقتصادی شکسته شد
  • صبح خود را با قرآن آغاز کنید؛ صفحه 387
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز
  • قتل مرد سوادکوهی زیر مشت ولگد دختران