کد خبر: 132517
ف

خاطرات ضیاالدین دری از مدیریت سینما در دهه 60

در دهه 60 دیکاتوری زننده ای در سینما جریان داشت. من با نظام فاصله ای نداشتم اما با من در آن زمان بد برخورد می شد و با عده ای خوب برخورد می شد. احساس می کردم که اگر خیلی مانور بدهم که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارم من را بیشتر طرد می کنند!

خاطرات ضیاالدین دری از مدیریت سینما در دهه 60

به گزارش تهران پرس، ضیاالدین دری در برنامه اینترنتی کات از واقعیت های جالبی از مدیریت سینمای ایران در چند دهه پیش به خصوص سالهای اول انقلاب پرده برداشت. از فردین و بهروز وثوق تا نورزی زاده و مخملباف روایتهای او خواندنی است:
 
سینمای ایران در سال 56 با نزدیک شدن انقلاب دچار تزلزل و بحران شد و همه ترسیده بودند و نگران عاقبت سینما بودند. شاید تنها یک نفر بود که می دانست دارد چه اتفاقی می افتد و آن بهروز وثوقی بود. اما فردین نمی دانست و مابقی سینما هم در آن مقطع گیج بودند.
 
سینمای ایران قبل انقلاب با سرمایه  آدم هایی که به سینما علاقه داشتند و کسانی که عاشق بازیگران آن موقع شدند شکل گرفت. مثلا یک نفر در کار آهن بود و به فردین علاقه داشت و می گفت من بخاطر اینکه فردین بازی کند برای این فیلم 500 هزار تومان می دهم و با این سرمایه، سینمای ایران کار می کرد.
 
صحبت عده ای که می گویند سینمای ایران قبل از انقلاب مزدور دربار بود را اصلا قبول ندارم. مگر دربار پولی به سینما می داد که سینما مزدور آنها باشد؟ داستان نسازیم. در آن مقطع فیلم های خارجی با بهترین کیفیت و با استاندارد بین المللی وارد می شدند و فیلم ایرانی که در آن سایه فیلمبردار روی بازیگر می افتاد برای رقابت با این محصولات از صحنه های کافه و رقص استفاده می کرد. این چیزی نبود که دربار بگوید، بلکه ملزومات رقابت و بازار بود.
 
خود فردین به من می گفت: وقتی من کشتی می گرفتم و مدال گرفتم شاه ما را دید وبه عنوان رییس مملکت ما را تشویق کرد. سالها بعد یکبار دیگر وقتی هنرپیشه شده بودیم شاه به مناسبتی من را دید و گفت: «حالا دیگر رفتی تو سینما مشت می زنی؟!»  این عین جمله فردین هست. این کل اطلاعات شاه درباره سینما این بود! حالا می خواهند بگوییم این سینما تحت فرمان دربار بود؟ لاقل من از این مسئله بی اطلاعم.
 
سینمای بعد از انقلاب اتفاقا بیشتر به انحای مختلف دولتی شد. سینمای قبل انقلاب دولتی نبود. مداخله دولت تنها این بود که به سیستم فحش ندهید و حرفی نزنید که تحریک آمیز باشد.
 
در سینمای قبل از انقلاب قواعدی را رعایت می کردند که این قواعد می فروخت. سینمای قهرمانی وجود داشت. حالا این قهرمان در فیلم آمریکایی «السید» بود در فیلم ایرانی می شد «مملی» و قهرمانی اش در حدی است که فقط میگوید من نونم را از بازویم می خورم. اما این قهرمان محبوب می شد و می فروخت.
 
بعد از انقلاب اتفاقی به نام آتش زدن سینماها رخ داد که به شخصه با این کار مخالف بودم. ما مخالف آتش زدن مراکز فرهنگی بودیم چون اینها سرمایه های مملکت بودند. با استدلال کسانی که این کار را می کردند باید کل مملکت را آتش می زدیم چون حکومت عوض شده بود! همین مردم بودند که زمان شاه فیلم می دیدند. همین مردم هنرپیشه ها را دوست داشتند و همین مردم هم انقلاب کردند زیرا انقلاب ما انقلاب روستایی نبود بلکه یک انقلاب شهری بود.
 
افرادی که قرار بود سکان سینما را در دهه شصت به دست بگیرند، از قبل برنامه شان را چیده بودند و می دانستند قرار است چکار کنند. آنها در آن مقطع تنها نیروهایی بودند که نماز می خواندند و انقلاب و امام و ولایت فقیه را قبول داشتند و در عین حال سینما را می شناختند. موقعی که آقای انوار و بهشتی آمدند، گفتند ما برای این سینما برنامه داریم هرچند شاید اگر الان با آنها صحبت کنید بگوید ما آزمون و خطا کردیم و اشتباه کردیم.
 
من استدلال این دوستان درباره اینکه ما سینما را در آن مقطع حفظ کردیم و نجات دادیم را به هیچ وجه قبول ندارم. اصلا بحث نابودی کلی سینما مطرح نبود. حرفهایی مانند اینکه ما منجی فلان بخش بودیم معمولا در کشورهای جهان سومی بعد از تغییر و تحولات مطرح می شود.  
 
آقای انوار و آقای مهندس نجفی و... تیمی بودند که تجربه حضور در حسینیه ارشاد را داشتند و در دهه شصت اینها به عنوان تاپ ترین نیروهای مومنی که سینما می فهمیدند در راس کار قرار گرفتند. اما  اینکه بگویند ما سینما را محجبه کردیم یا ما سینما را حفظ کردیم صحیح نیست. نسخه سینما در آن مقطع نوشته شده بود و دیگر قرار نبود سینما بی حجاب باشد.
 
من اولین فیلمی که ساختم بسیار زیاد سانسور شد و تا پایان دوره آقای انوار به مدت ده سال امکان کار پیدا نکردم. مثل این میماند که دور از جون، امروز آقای سعید روستایی را تا ده سال ممنوع الکار کنید. تصور کنید چه بر سر فیلمسازی که این برخورد با او می شود می آید. من را سرکوب کردند و من ده سال هر چه نوشتم رد و حذف می شد و کارهایی ضعیف تر از آنچه من می نوشتم ساخته می شد. من فیلمنامه ای درباره عاشورا دادم گفتند این نقل درهم تاریخ است در حال که روی این فیلمنامه استاد جعفر سبحانی که تخصص شان در حوزه علمیه قم تاریخ تشیع بود تاییدیه نوشته بودند و سیر وقایع عاشورایی آن را تایید کردند. اما مسئولان آن زمان گفتند ایشان چکاره است؟ ایشان یک آخونده!
 
من اشتباه کردم، چون تلاش می کردم تصویب کاری را بگیرم و کار کنم و در این راه از خیلی از خواسته هایم گذشتم و این اشتباه بود. ای کاش مثل بهرام بیضایی چیزی که عین خواسته ام بود را می نوشتم و به هیچ وجه به خواست مدیران تن نمی دادم.
 
تا زمانی که محسن مخملباف در حوزه ی هنری بود هیچ خبری نبود. تا زمانی که مخلباف بود، حرف حرف مخملباف بود. ایشان از همان اول یک دیکتاتور بود. وقتی که لیبرال هم شد تبدیل به لیبرال دیکتارتور شد. الان هم که خیلی اوپن شده در آن هم دیکتاتور است و می گوید هر کسی اوپن نباشد باید اعدام بشود!
 
حوزه ی هنری تا زمانی که مخملباف در آن بود  مقابل ارشاد بود تا اینکه آقای مخلباف در حوزه «دستفروش» را ساخت و  یک سر رفت لندن و برگشت. وقتی از لندن برگشت و فضای جشنواره ها را دید انگار آماده شده بود که با طیف آقای انوار همراه شود. مخملباف محصول حوزه و وجه گلخانه ای آنجا بود که اقای انوار او را جذب کرد و به او گفت بیا اینور، ما بیشتر شبیه توییم.
 
هیچکدام از عوامل موثر در دهه ی شصت به سینمای ایران کمک نکردند. نه آقای انوار در معاونت سینمایی و آقای بهشتی در فارابی، نه آقای زم در حوزه هنری. من همان زمان مخالف همه ی آنها بودم و به خاطر مخالفتم زجر کشیدم. سینمای دهه شصت به هیچ وجه یک سینمای آرمانی نبود. همواره احساس می کردیم زیادی دارند دستور می دهند و دارند نظرات شان را به ما تحمیل می کنند. من به شخصه برای پرنسیب اقای بهشتی احترام قایلم اما همه فارابی آقای بهشتی نبود. هرچند امروز اقای بهشتی لوطی گری می کند و بار همه را به دوش می کشد و این خوب است. ایشان مثل مدیرانی نیست که بگوید زیل من همه قربانی باید شوند.
 
در دهه 60 دیکاتوری زننده ای در سینما جریان داشت. من با نظام فاصله ای نداشتم اما با من در آن زمان بد برخورد می شد و با عده ای خوب برخورد می شد. احساس می کردم که اگر خیلی مانور بدهم که نظام جمهوری اسلامی را قبول دارم من را بیشتر طرد می کنند!
 
ابراهیم حاتمی کیا از فیلمسازان مورد علاقه اقای بهشتی بود که در مسیرش دچار نوساناتی شد. ایشان در یک فیلم گرایشش خیلی اصولگرایی است و در فیلم بعدی اصلاح طلب می شود و رییس دولت اصلاحات را پدر معنوی خود میخواند. چرا این اتفاق می افتد؟ دلیلش این است که در دهه شصت متوجه شدند جوانی هست به اسم حاتمی کیا که خیلی بچه ی فعال و با انرژیی است و سخت گیری و دقت و جوهره فیلمسازی را دارد. اما فشار آن زمان اجازه نداد آقای حاتمی کیا همانطور که تخصصش در فیملسازی را بالا می برد، در حوزه نظری هم صاحب یک نظرگاه ویژه بشود. فیلمسازانی مانند حاتمی کیا و درویش در طی سالها دچار فراز و نشیب های زیادی از نظر فکری شدند چون در دهه شصت نگذاشتند آنها خودشان فکر کنند.
 
در یازده سال دوران آقای انوار و بهشتی، سینمای گلخانه ای ایران دولتی شد. سرمایه گذاران مشتاقی که می گفتند ما می خواهیم کار کنیم و سینما را دوست داریم، طرد کردند. اگر در آن سالها سینما را دولتی نکرده بودند من امروز نمی گفتم چون از قیافه من خوششان نمی آمد نگذاشتند کار کنند. آدمی بود که فقط بخاطر ناصر تقوایی حاضر بود پول بگذارد تا تقوایی کار کند و مدیران آن زمان باید جواب بدهند چرا این آدم هایی را از سینما راندند.

منبع: رجا
 

پخش زنده اخبار

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • هانیه تنها نیست
  • پایان مهلت بهره‌مندی از بخشودگی جرائم رانندگی
  • رنج برای کشاورزان، گنج برای دلالان!
  • کاهش قیمت سکه
  • سایپا از گرانی سراتو عقب نشست
  • حمله به پالایشگاه اصفهان
  • ایستگاه فضایی بین‌المللی را با چشم غیرمسلح ببینید
  • مقایسه واکنش‌ها به زلزله در ژاپن و ایران
  • پاسخ به 61 میلیارد دارایی‌ مفقود شده پرسپولیس
  • شناسایی درآمد خانوارها بر اساس «کدملی»
  • شمخانی: نباید اجازه بدهیم موضوعات قضایی تبدیل به مسئله امنیت ملی شود
  • توقف آزمایش‌های موشکی کره شمالی
  • آتش نشانان پلاسکو شهید محسوب نمی‌شوند
  • حذف کنکور
  • ورزشگاه جدید الهلال
  • با تغییر دولتها سیاستهای ما عوض می‌شود
  • ماجرای بخشش پرسپولیس و طارمی
  • اشک‌های رضاییان روی نیمکت
  • بازدید رئیس مجلس از ایران خودرو
  • وزارت خارجه در مواضع حقوق بشری مدافع نظام باشد
  • واکنش‌های توییتری به ادعاهای نیکی هیلی
  • لغو فروش ایرباس و بوئینگ به ایران جدی تر شد؟
  • موثرترین راه برای خلاص شدن از چاقی
  • آیا زنگ خطر صنعت برنج و شالیکاری ایران را نمی‌شنویم؟
  • واکنش سازمان لیگ به شایعه حذف تراکتور از آسیا
  • انتصاب اعضای هیئت امنای دانشگاه آزاد
  • سعید جلیلی:کسی که در هفته یک ساعت کار می‌کند شاغل نیست
  • احضار عاملان ضرب و شتم دست فروش به دادسرا
  • دلیل رکود در بازار برنج چیست؟
  • دلیل سفر ناگهانی وزیر کشاورزی به گیلان چیست؟
  • روش جدید شهرداری برای تراکم‌فروشی
  • جزئیات خودکشی در برج میلاد
  • بغداد؛ شهری که از نو باید شناخت
  • دلیل ناکارآمدی خودروسازان چیست؟
  • سال آینده یارانه چه کسانی قطع می‌شود؟
  • قرارداد یک بازیکن با استقلال فسخ شد
  • جلیلی: کسی که در هفته یک ساعت کار می کند نباید شاغل محسوب شود
  • در انتظار نیمه نهایی جذاب و پر دربی در جام حذفی
  • پرسپولیس می‌تواند فینالیست جام حذفی شود
  • کشف حدود 500 کیلوگرم مواد مخدر
  • آخرین مهلت ثبت‌نام آزمون کارشناسی ارشد
  • پژو 206 با 48 میلیون ریال خلافی در پیرانشهر توقیف شد
  • جعل گواهینامه به شکل بسیار ماهرانه
  • ارزش‌های دیر پای عدالت
  • دومین ساخته بلند سینمایی مونا زندی
  • پیدایش جمهوری آذربایجان
  • لیست نهایی بازیگران فیلم سینمایی «روسی»
  • تضمین حقوق بیمار
  • ادعاهای نماینده آمریکا در سازمان ملل
  • عکس را که دیدم شوکه شدم!
  • لایحه بودجه 97 ساختاری استانی دارد
  • برخی اشتباهی وارد حکومت شده‌اند
  • ثبت بیش از 410 زمین‌لرزه از 21 آذرماه در هجدک
  • ممنوعیت کتاب خواتدن
  • طرح‌های جدید ترامپ برای افزایش فشار بر ایران
  • کمک‌های یونسکو برای آثار تاریخی زلزله‌زده کرمانشاه
  • از افزایش بودجه 97 تا چشم انتظاری دانشگاه‌ها برای تخصیص اعتبارات معوقه
  • مستند فائزه هاشمی
  • حذف مالیات بر ارزش افزوده از گردشگری
  • رئال مادرید قهرمان جام جهانی کوچک
  • 5G کلید توسعه "اینترنت اشیاء"
  • دو محصول جدید ایران خودرو
  • روستاهایی که کارت قرمز گرفتند
  • ابعاد تازه پرونده واردات خودروهای لوکس توسط یک پیرزن
  • پشتیبانی از کی‌روش به نفع کشور است
  • طرح تقویت و توسعه نظام استاندارد
  • برنامه اشتغال فراگیر دولت خالی از راهبرد بلند مدت