کد خبر: 130739
ف

از سرخی تنور نانوایی تا داغی ترکش

«مقصود احمدی» مسن‌ترین رزمنده لشکر 10 سیدالشهدا(ع) و تیپ 110 خاتم از سرخی تنور نان و داغی ترکش آن دوران می‌گوید.

از سرخی تنور نانوایی تا داغی ترکش

به گزارش تهران پرس، در گلزار شهدای امامزاده 5 تن لویزان با پیرمردی که او را از مسن‌ترین رزمندگان لشکر 10 سیدالشهدا(ع) و تیپ 110 خاتم می‌شناسند، قرار گفت‌وگو گذاشتیم. دقایقی از ساعت مقرر گذشته بود که پیرمردی با پسرش وارد گلزار شد. یک به یک بر مزار شهدا می‌ایستاد و فاتحه‌ای می‌خواند.

پیرمرد با وجود کهولت سن، استوار راه می‌رفت. بی‌شک فردی که زندگی‌اش را وقف جهاد کرده‌ است باید چنین خصوصیتی داشته باشد. «مقصود احمدی» که در دوران دفاع مقدس 60 ساله بود، در سال 64 به همراه 4 فرزندش راهی جبهه شد. در مقطع زمانی که تعدد نیرو، کمبود بودجه و نبود امکانات اولیه برای رزمندگان در غرب کشور خودنمایی می‌کرد، او با هزینه شخصی تنور نانوایی در پادگان تیپ 2 ارتش تاسیس کرده و باری از دوش مسئولان پادگان برداشت. برای آشنایی بیشتر با حکایت زندگی این رزمنده 60 ساله نزدیک او رفتیم، با روی باز و چهره‌ای بشاش از ما استقبال کرد. دقایقی بعد «محمد فلکی» فرمانده تیپ ادوات لشکر 10 سیدالشهدا(ع) هم به جمع ما پیوست.

در ادامه روایت فرمانده و فرزندش که همرزمش نیز بوده است، را می‌خوانید.

***

سردار فلکی: در زمان مرخصی به خانواده شهدا و یا همرزمان سرکشی می‌کردم. به خاطر دارم که در آن زمان هم منزل آقای احمدی می‌رفتم.

اواخر سال 61 با تقی فرزند آقامقصود آشنا شدم. اوایل سال 62؛ برای عملیات والفجر یک به گردان ادوات رفتم. آشنایی من با آقای فیروز و پدرش هم به این عملیات برمی‌گردد.

فیروز احمدی: پدرم دوست داشت که همراه ما به جبهه بیاید. سال 64 برای اولین بار اعزام شد. آن زمان به همراه دو برادر دیگرم در منطقه بودم.

مقصود احمدی: پیش از شروع جنگ، نانوا بودم. با آغاز جنگ تحمیلی، دفاع از کشور را وظیفه فرزندانم می‌دانستم به همین جهت سه تن از آنها را عازم جبهه کردم. چندین بار فرزندانم مجروح شدند. به همراه همسرم در شهرهای مختلف به ملاقاتشان می‌رفتیم. فرستادن فرزندانم نتوانست مرا قانع کند؛ به همین جهت مغازه نانوایی‌ام را اجاره دادم و برای اعزام به جبهه ثبت نام کردم.
 
از سرخی تنور نانوایی تا داغی ترکش

اهل قلم به میدان بیایند

سردار فلکی: از یک پیرمرد 60 ساله نباید انتظار یک حماسه هیجانی و یا بر دست گرفتن آرپی‌جی داشت. با وجود سن بالا جهاد بر حاج مقصود واجب نبود ولی می‌خواست نقشی در این دفاع داشته باشد. او در جبهه از هیچ کمکی دریغ نکرد. جایی که لازم بود اسلحه به دست می‌گرفت و در جای دیگر از تخصصش استفاده می‌کرد.

باید اهل قلم به میدان بیایند تا حماسه‌هایی که افرادی همچون حاج مقصود و پنج فرزندش در جبهه آفریدند را به رشته تحریر درآورند. نیاز جامعه امروز ما انتقال این حقایق است.

با حاج مقصود سال 66 در سقز هم گردان بودیم. او در مراسم هایی چون صبحگاه، شامگاه و جلسات حضور مستمر داشت. همچون یک رزمنده لباس رزم بر تن می‌کرد و اسلحه بر دوش می‌گرفت. در زمان بمباران و زمانی که پیکر شهدای سوخته و تکه تکه شده را می‌دید، هراسی ‌نداشت. نمی‌توان مهر پدری را نادیده گرفت. او هم نگران فرزندانش بود ولی در رفتارش این حس را منتقل نمی‌کرد. تعهد، عشق به اسلام، انقلاب و ولایت برایش در اولویت بود. در آن زمان حاج مقصودی‌های زیادی در جبهه داشتیم. نمی‌خواهم بگویم که حاج مقصود منحصر به فرد است، اما با شرایط سنی‌اش روحیه‌‌ای بی‌نظیر داشت.

در خط نمی‌دویدم تا نیروها نگران نشوند

فیروز احمدی: پدافند عملیات کربلای یک بر عهده تیپ 110 خاتم بود. من به‌عنوان  دیدبان و پدرم به‌عنوان نیروی پیاده حضور داشتیم. قسمتی از خط خالی بود، به همین جهت شبانه روزی چند نیرو گذاشته بودیم که تیراندازی کنند تا دشمن متوجه وضعیت نشود. در آنجا هفته‌ای یک بار پست ها عوض می شد ولی پدرم تا زمان مجروحیت در خط ماند.

بعد از یک هفته من به اندیشمک رفتم و برگشتم. پدافند خط در روزهای نخست همچون شب‌های عملیات دشوار است. دشمن آتش سنگینی می‌ریزد. یک روز که می‌خواستیم عملیات ایذایی انجام دهیم با توجه به دید خوبمان در صبح‌ نقطه ثبتی‌ها را مشخص کردیم. از این رو صدمه زیادی به دشمن وارد آوردیم. می‌دانستم بعد از ظهر دید دشمن خوب می‌شود، پاسخ می‌دهد. به پدرم توصیه کردم که از سنگر خارج نشود.

هرگز در خط نمی‌دویدم. حتی زمانی که ترس داشتم. نمی‌خواستم ترسم به اطرافیان هم منتقل شود. نمی‌دانم چطور شد که آن روز از سنگر خودمان تا فرماندهی دویدم. پدرم هم برای وضو از سنگر خارج شد. دقایقی بعد سنگر را هدف قرار دادند. سمت راست بدن پدرم ترکش خورد.

حضور پدر و 4 فرزند در جبهه

فیروز احمدی: در عملیات کربلای 5، به همراه تیپ اطراف سد دز، دزفول رفتیم. آن زمان پدرم در گردان ما بود. در این عملیات شهدای زیادی تقدیم اسلام کردیم. به دلیل کمبود نیرو هادی برادر کوچکم که 10 ساله بود را هم به جبهه آوردم. مادرم تنها در تهران مانده بود. 5 نفر از اعضای خانواده در مناطق عملیاتی حضور داشتیم. در این عملیات پدرم مجروح و برادرم گرفتار موج  شد. چند ماه برادر کوچکم در جبهه ماند. بی‌سیم‌چی و شهردار جبهه بود.

سردار فلکی: در جبهه نیاز داشتیم یک نفر در آشپزخانه چاقو و دیگری در خط مقدم سلاح به دست بگیرد. ما از یک پیرمرد انتظار نداشتیم که در خط مقدم حضور داشته باشد، اما گاهی نمی‌توانستیم مانع از حضورشان شویم. ما درجبهه هیچ کس را مجبور به انجام کاری نمی‌کردیم. این موارد باعث شد که دفاع ما به دفاع مقدس تبدیل شود. در مقابل پیش می‌آمد که یک نیروی جوان‌مان به علت مجروحیت نمی‌توانست در عملیات شرکت کند به همین جهت در آشپزخانه فعالیت می‌کرد.

در سال 66؛ با تعدد نیرو و کمبود بودجه در سقز شرایط ویژه‌ای داشتیم. یکی از مشکلات ما تامین خوراک رزمندگان بود. آن مقطع زمانی ما در پادگان تیپ 2 ارتش مستقر بودیم. یکی از مشکلاتی که با آن دست و پنجه نرم می‌کردیم تامین نان بود.
 
از سرخی تنور نانوایی تا داغی ترکش

با هزینه شخصی نانوایی تاسیس کردم

مقصود احمدی: من 50 سال نانوا بودم. وقتی به سقز رفتم، به فرمانده گردان پیشنهاد دادم که در حرفه خودم فعالیت کنم. با شرایط موجود فرماندهی پیشنهادم را قبول کرد. درخواست کردم یک ماشین در اختیارم قرار دهند تا با هزینه شخصی دو تنور برای پادگان تهیه کنم. با ماشینی که در اختیار قرار داده بودند، به تهران آمدم و با همسرم برای خرید لوازم به میدان شوش رفتم.

سردار فلکی: نانوایی در ژاندامری تاسیس شد.6 سرباز در اختیار ایشان قرار دادیم. حاج مقصود هر روز نان مورد نیاز تیپ 10 سیدالشهدا(ع)، ژاندارمری، مقر لشکر در میاندوآب و سپاه سقز را تامین می‌کرد. هر روز بدون خستگی از 2 صبح تا آخر شب نان پخت می‌کرد.

مقصود احمدی: به سربازها آموزش نانوایی می‌دادم. یک نفر قابل اعتماد را هم مسئول دریافت لوازم از انبار کردم. در کنار آن تنور خاطرات زیادی دارم. یکی از خاطراتی که برایم شیرین است، حضور حسین تاجیک و سردار فلکی در نانوایی بود. برای آن‌ها در این تنورها سیب زمینی و نان پختم.

فیروز احمدی: پدرم از سال 64 تا پایان جنگ تحمیلی در جبهه ماند. پس از اتمام جنگ، به خانه برگشتیم و دوباره حرفه نانوایی را ادامه دادیم. خودم، پدرم و برادرم تقی جانباز هستیم.
منبع: دفاع پرس
 

پخش زنده اخبار

chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص ،قومیت ها ،عقاید دیگران باشد و یا با قوانین کشور وآموزه های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • درگذشت داور قدیمی دربی پایتخت
  • در حوزه موشکی و پهپادی در لبه تکنولوژی قرار داریم
  • هواداران میلان اشک دوناروما را درآوردند + تصاویر
  • حاجی بابایی: بودجه ۹۷ یارانه بگیران را قلع و قمع و فقرا را نابود می کند
  • درخواست عربستان از اسرائیل برای اشغال قدس
  • واکنش نتانیاهو به بیانیه پایانی کنفرانس استانبول
  • ابراز انزجار مجری قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۱۸ از حرکت «تهوع‌آور» صهیونیست‌ها+ تصاویر
  • پیروزی یمن نزدیک است
  • افت شدید نرخ یورو و ۹ تومانی نرخ دلار
  • تمایل چین برای افزایش حجم روابط با ایران
  • حکم انتصاب وزیر نیرو برای مدیر عامل جدید
  • دومین کنگره سراسری حزب همبستگی
  • حکمرانی ترامپ برای آمریکا فاجعه است
  • کاهش ارزش دلار در بازارهای جهانی
  • واردات بی‌رویه از طریق نظام تعرفه کنترل می‌شود
  • کاهش 40 درصدی بودجه عمرانی کشور در سال 97
  • جسد آخرین کوهنورد مفقود‌شده در اشترانکوه پیدا شد
  • اعتراف صهیونیست‌ها به صداقت سیدحسن نصرالله
  • ورود۱۰هزار آریو و برلیانس تاکسی
  • عرضه سراتو با تخفیف ۸ میلیون تومانی+عکس
  • استارت دنا پلاس توربو از شنبه
  • ترافیک در ورودی کلانشهر تهران
  • تشییع پیکر جانباختگان سانحه اردوی دانش آموزی
  • رونالدو بهترین گلزن تاریخ جام جهانی باشگاه‌ها شد
  • برخی وزرا در جریان تخلفات انتخاباتی احضار و ۱۴ مسئول محکوم شدند
  • برگزاری ۱۰۰ عنوان کارگاه آموزشی ویژه بانوان سرپرست خانوار
  • وضعیت اولویت‌های کشور در پاستور و بهارستان
  • تیر خلاص به بازار کاغذ
  • تهدید جدید برای تهران
  • افزایش صدور روادید انگلستان در تهران
  • محسن هاشمی: مدارس در تهران با یک طوفان شدید می‌ریزد
  • راه حل تأمین اجتماعی برای خروج از بحران
  • بانک سرمایه از صعود بازماند
  • جعفری: بعد خارجی انقلاب در حال گسترش در منطقه و جهان است
  • افزایش فرار مغزها
  • قطار تبریز- میانه- تهران می رسد اگر اعتبار بیاید
  • استقبال ایران از سرمایه‌گذاران ترکیه ای
  • برگزاری کارگروه مشاوره و جلسه هماهنگی خیمه های معرفت امامزادگان شمال غرب تهران
  • دو ویژگی کلیدی اثرگذار بر افزایش طول عمر
  • واکنش نتانیاهو به بیانیه سازمان همکاری اسلامی درباره قدس
  • کتاب های پیش دبستانی کودک را به کارهای تکراری مجبور می کنند
  • سیارک اسرارآمیز "سیگار برگی"
  • نمی‌توان تاریخ را سانسور کرد.
  • خشونت خانگی معضلی جدی در دنیای امروز است
  • اعدام بابک‌زنجانی
  • راهکار یک کارشناس برای کاهش قیمت مسکن
  • تاکید اسفنانی بر رویکرد پیشگیرانه در حوزه تعزیرات حکومتی
  • ۲۰۴ هزار نفر در کشور بیمه بیکاری می‌گیرند
  • از هر ۴ ازدواج یکی منجر به طلاق می شود
  • آمادگی مدیریت بحران تهران در برابر زلزله ۷ ریشتری ۱۵ درصد هم نیست
  • امحای «فقر شدید» در دستور کار دولت
  • اما و اگرهای افزایش سه برابری عوارض خروج از کشور
  • پوستر خودرو ؛ کشنده سنگین مان
  • صفحه اول روزنامه های صبح امروز
  • مدیر عامل زامیاد تغییر کرد
  • عکس: نشست نقش سازمان اینترپل در ناامن سازی جهان برای مجرمین
  • عکس: همایش «بحران مدیریت» و «مدیریت بحران»
  • تعاون برای جهش نیاز به تغییر دارد
  • هر صد یا صد و پنجاه سال تقریبا یک زلزله بزرگ در تهران آمده است
  • لغو عضویت سپنتا نیکنام عضو زرتشتی
  • خبری از باران نیست
  • آغاز فروش تخم‌مرغ دولتی
  • رسیدگی به مسئله دانشجویان ستاره‌دار
  • مهمترین اخبار مجلس در روز ۲۲ آذرماه
  • کنگره آمریکا برجام را به کاخ سفید پاس داد
  • دلالان مسکن مهر دستگیر شدند
  • حضور سربازان جدید تراکتورسازی در پادگان + عکس