×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  چهارشنبه - ۲۹ آبان - ۱۳۹۸  
true
true
آفتاب در مصاف

اساساً غرض سیاست بنی امیه عبارت بود از محو آثار اسلام و روح اسلام، در مقابل، سیاست خاندان پیغمبر بود که با تمام قوا کوشش می کردند مانع به موفقیت رسیدن سیاست اموی بشود. سران اهل بیت – یعنی ائمه علیهم السلام- در هر دورانی بزرگ ترین مانع بر سر راه اجرای سیاست ضد اسلامی اموی به حساب می آمدند.

بعد از شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام تضعیف اهل بیت علیهم السلام به صورت همه جانبه ای شروع شده بود؛ اصحاب اینها را کشتند، خود اینها را محصور کردند، قدرت و حکومت را بکلّی از آنها سلب کردند؛ ولی موقعیتی برای آل ابی سفیان پیش نیامده بود که بکلّی مسأله ی خاندان پیغمبر را حل کنند و آنها را از دنیای اسلام محو و نابود کنند و آن چنان اختناقی پیش بیاورند که کسی جرأت نکند نام این بزرگواران را بیاورد. زمان معاویه در خیلی از شهرها کسی جرأت نداشت اظهار تشیع بکند. اما در مراکز اصلی اسلام، بخصوص مدینه یا مکه یا حتی شهر کوفه، این گونه نبود که کسانی نتوانند وابستگی خودشان به دستگاه امامت را آشکار کنند. عده ای بودند که علناً وابسته به دستگاه امامت بودند، شیعه بودند و شناخته شده بودند.

در پایان حکومت معاویه و شروع خلافت و حکومت جابرانه ی یزید، تصمیم و سیاست این شد که همین باقیمانده ی حیات سیاسی اهل بیت علیهم السلام را هم از بین ببرند و تصمیم بر فشار گرفتند.

این فشار را بر امام حسین علیه السلام وارد می آوردند، به این صورت که آن حضرت را به بیعت کردن با یزید وادار کنند؛ اگر بیعت می کرد، همه چیز برای آنها به خودی خود حاصل شده بود- یعنی اهل بیت علیهم السلام هویت سیاسی و دینی خودشان را بکلّی از دست می دادند- و اگر مقاومت می کرد، بر کشتن آن حضرت تصمیم داشتند و واقعه به صورتی که اطلاع دارید، پیش آمد. آن حضرت در پاسخ فشار برای قبول بیعت، از مدینه به مکه رفت. بعد که در مکه تصمیم به ترور آن حضرت گرفتند، شیعیان دعوت کردند که آن حضرت به کوفه برود. از کوفه دعوت انجام گرفت، امام حسین علیه السلام به سوی کوفه راه افتاد، تا این گونه در کربلا آن حادثه ی بزرگ اتفاق افتاد.

اوج غربت و مظلومیت اهل بیت علیهم السلام در حادثه ی کربلا بود؛ یعنی تا آن روز خاندان پیغمبر به این اندازه مورد فشار قساوت آمیز دشمنان خود قرار نگرفتند. فرزند پیغمبر و خانواده ی پیغمبر را با آن شدت و خشونت و قساوت، با عطش در آن بیابان قتل عام کنند، همه ی مردانشان را بکشند، زن هایشان را به اسارت بگیرند، شهر به شهر ببرند؛ این چیز عجیبی بود، یک حادثه ی فوق العاده و غیرقابل تصوری برای همه ی مردم مسلمانِ آن روزگار بود.

جمله ای از حضرت زینب علیهاالسلام به صورت شعر معروف است که در بازار کوفه آن حضرت خطاب به سر مطهر امام حسین علیه السلام بیان کرد:

” ما تَوَهَّمتُ یا شَقِیقَ فُؤَادی*کان هذا مُقَدَّراً مکتوبا”

یعنی من گمان نمی کردم حوادث این گونه پیش بیاید. این در حقیقت زبان حال همه ی مردم بود در آن روزگار. او گمان نمی کرد پسر پیغمبر، حسین بن علی علیه السلام- شخصیت برجسته و ممتاز دنیای اسلام، مورد احترام همه، مورد قبول همه- با این شدت و قسوت به شهادت برسد. هنوز در جامعه ی اسلامی زیاد بودند کسانی که دوران پیغمبر(ص) را درک کرده بودند و دیده بودند که پیغمبر(ص) به این نوه ی خود چقدر علاقه دارد؛ او را روی شانه می نشاند، به لب های او بوسه می زند. بعد هم خانواده ی او را، دختران پیغمبر(ص) را، دختران زهرا علیهاالسلام را، به اسارت بگیرند؟ اصلاً در دنیای اسلام چنین حادثه ای قابل تصور نبود، اما این حادثه واقع شد.

نتیجه ی حادثه این شد که ناگهان یک اختناق شدید و یک رعب همه گیر، عالم اسلام را فرا گرفت؛ یعنی همه ی کسانی که با ائمه علیهم السلام ارتباط داشتند، احساس کردند دیگر نمی توانند این رابطه را نگه دارند؛ مگر عده ای بسیار محدود. کانون هایی در مدینه و کوفه باقی ماند که آن را هم بکلّی منهدم کردند.

سال شصت و یک، حادثه ی عاشورا بود، سال شصت و سه یزید یکی از سرداران خشن و خبیث خودش به نام مسلم بن عُقبه را به مدینه فرستاد و او مدینه را قتل عام کرد؛ یک شهر مسلمان نشین و مرکز اسلام، خانه ی پیغمبر (ص) و مرکز خلافت خلفای راشدین. این پیرمرد خبیثِ شقی با لشکرش وارد شد و هر کسی دم دستشان رسید، کشتند؛ زنها را کشتند، مردها را کشتند، بچه ها را کشتند؛ وارد خانه های مردم شدند، به نوامیس مردم تعرض کردند. حرکتی انجام دادند که هرگز در اسلام نسبت به کفار هم چنین حرکتی اجازه داده نشده بود. این شخص اسمش مسلم بود. بعد از این حادثه، در تاریخ به نام مسرف بن عقبه معروف شد؛ یعنی اسراف کننده در کشتن و خونریزی! به این ترتیب مدینه را منهدم کردند و کانون تشیع و توجه به اهل بیت علیهم السلام در مدینه هم از بین رفت.

کانونی کوچک تر از مدینه، در کوفه بود. سال ۶۴ و ۶۵ عده ای به عنوان “توابین” تحت تأثیر فشار وجدانی حادثه ی عاشورا حرکت کردند، قیام کردند و قتل عام شدند.

به این ترتیب، دنیای اسلام یکسره از آنِ بنی امیه شد. البته بخشی از آن مربوط به یزید بود. بعد یزید رفت، مروان آمد؛ مروان رفت، عبدالملک آمد. سیاست، یک سیاست بود؛ خط مشی یکی بود که آثار اسلام واقعی را که در دستگاه اهل بیت علیهم السلام پیدا می شد، نابود کنند؛ چون آنها بودند که شجاعت داشتند و همه چیز را می دانستند، همه چیز را می گفتند و مردم را ارشاد می کردند. دیگر علمای آن زمان و محدثین بزرگ، این شجاعت و جرأت را نداشتند. خیلی ها وابسته می شدند و در اختیار دستگاه درمی آمدند. سیاست این بود که این کانون اسلام واقعی را بکلّی از بین ببرند و کسانی را که ممکن است ادعای جانشینی پیغمبر را داشته باشند و مردم هم قبول داشته باشند که اینها جانشین بحق پیغمبرند، بکلّی نابود یا منزوی کنند. این، هدف سیاست اموی از حادثه ی عاشورا تا چند سال بعد از آن بود. در این شرایط، امام سجاد علیه السلام کار امامت را شروع کرد.

امام صادق علیه السلام سی چهل سال بعد از آن دوران اختناق، جمله ای فرمود که من بارها آن روایت را در مجامع مختلف خواندم. ایشان می فرماید:

“إرتَدَّ الناسُ بعدَالحسینِ إلّا ثَلاثَة:.

فرمود: بعد از حادثه ی عاشورا، همه ی کسانی که با ما بودند، که اسم می آورند: یحیی بن امّ طویل، جبیر بن مطعم و ابوخالد کابلی. فقط این سه نفر در جبهه ی امامت و ولایت باقی ماندند و بقیه همه برگشتند؛ یا نابود شدند. بعضی ها را کشتند، از بین بردند، بعضی ها هم خودشان برگشتند؛ فقط سه نفر ماندند!

آن وقت در سایه ی زحمات امام سجاد، ” ثمّ أنَّ الناسَ لَحِقوا و کَثروا”؛

مردم ملحق شدند، پیوستند و کم کم زیاد شدند و آن جمعیت عظیم تشیع به وجود آمد.

نقل شده امام سجاد علیه السلام مسأله ی عاشورا را غیر مستقیم، زنده می کرد. هر وقت خدمت حضرت آب می آوردند تا آن حضرت آب بنوشد، حضرت تا چشمش به آب می افتاد، گریه می کرد؛ به یاد می آورد و بر زبان جاری می کرد که پدر بزرگوارش را با لب تشنه در کربلا شهید کردند. حادثه ی عطش امام حسین علیه السلام با آن چیزهایی که آن بزرگوار به چشم خودش در کربلا دیده بود، دستمایه و ابزار واقعی مبارزه ی امام سجّاد علیه السلام در طول امامتش بود.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true

Bolu Escort Çanakkale Escort Çankırı Escort/a> Çorlu Escort Edirne Escort Yalova Escort Uşak Escort Amasya Escort Ayvalık Escort Burdur Escort Çankırı Escort Çorum Escort Düzce Escort Edirne Escort Isparta Escort Kırşehir Escort Rize Escort Trabzon Escort Zonguldak Escort Çorum Escort Kırşehir Escort Adapazarı Escort