×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۶ آبان - ۱۳۹۸  
true
true
چند روزی همراه با آفتاب، در مصاف

انسان گاهی می گوید قیام تا این حد، دیگر تکلیف نیست. وقتی ببیند بچه ی کوچکی مثل علی اصغر علیه السلام در شُرف جان دادن از تشنگی است، می گوید دیگر اینجا تکلیف از من برداشته شده است، یا ببیند یک عده از زن ها و دختران پیغمبر (ص) بناست به اسارت گرفته شوند، بگوید اینجا دیگر تکلیف برداشته شد؛ نه، تکلیف امام علیه السلام یک قیام بی قید و شرط بود.

امام حسین علیه السلام این اصل دینی را ارائه کرد و به مردم نشان داد که در این وضعیِت، در این واقعیت ها، در این شرایط، تکلیف این است و به این تکلیف بایستی عمل شود.

بدترین شرایط پیش آمد تا کسی بهانه نداشته باشد. اگر درآن چنان شرایطی قرار گرفت، بگوید ما نباید با این مشکلات قیام کنیم. نه، بزرگ ترین مشکلات برای امام حسین علیه السلام پیش آمد و امام حسین علیه السلام که یک بشر بود، اما یک بشر الهی و متصل به وحی پروردگار و با قدرت روحی معنوی، سخت ترین مشکلات را تحمل کرد؛ سخت ترین مشکلاتی که برای یک فرد یا جمع قیام کننده ممکن است پیش بیاید. اینکه می گویم با همه چیز و همه ی شرایط و همه ی شهدا فرق دارد، به این سبب است. البته نقطه ی اصلی و محوری این سختیها و مصیبت ها هم شخص امام حسین علیه السلام بود. هیچ کس به قدر آن حضرت رنج و مصیبت نکشید و تحمل نکرد؛ چون بار همه ی مصائب روی دوش آن حضرت بود. نفس قیام، همان پاسخی بود به سؤالی که ممکن بود در تاریخ، ده ها بار پیش بیاید.

در معنای حدیثی از پیغمبر(ص) که فرمود: ” حسینُ منی و أنا من حسین”؛

حسین از من است و من از حسینم، بعضی گفتند من از حسینم یعنی دین من از برکت امام حسین علیه السلام مایه گرفت و ماندگار شد و تضمین بقا یافت؛ این کاملاً درست است. یعنی ممکن است معنای این جمله باشد یا نباشد؛ اما اینکه دین پیغمبر(ص) از قیام امام حسین علیه السلام باقی ماند، در این شکی نیست؛ برای اینکه اگر قیام امام حسین علیه السلام نبود، این تکلیف به مردم داده نمی شد، آن قیام های دوران بنی امیه و بنی عباس اتفاق نمی افتاد، حرکت پرتپش و پرخون و شهادت طلبانه و زنده ی تشیع در تاریخ ادامه پیدا نمی کرد و ذهنیّات مردم مسلمان این می شد که هر کس سر کار است، هر کس در رأس حکومت است؛ با هر ایده ای، با هر خُلقی، با هر روشی، باید از او اطاعت کرد، چون اولی الأمر است؛ ولو فاسق باشد، ولو فاجر باشد. و مقابل این تفکر غلط و انحرافی، هیچ تفکر درست و عمیقی وجود نمی داشت و در آن صورت چون قیامی هم پیش نیامده بود، حرکت انحرافی همین طور ادامه پیدا می کرد و امروز یا هیچ نامی از اسلام نبود، یا اگر بود، نامِ صد در صد بی محتوایی بود.

آنچه این محتوا را نگه داشت، قیام امام حسین علیه السلام بود. قیام ملت ایران هم دنباله ی همین قیام است و سیاست پیروزی خون بر شمشیر هم جزئی از همین تز و مکتب حسین بن علی علیه السلام بود.

شاید بیست یا پانزده سال پیش وقتی این بحث ها را مطالعه می کردیم و تحقیق می کردیم، برای این بود که در یک جمعی بیان کنیم، ذهنیت مردم را بالا ببریم و تفکر صحیح را به مردم بدهیم. امروز دیگر نیّت من آن نیست؛ آن در درجه دوم است. امروز هر چه من در این مسائل فکر می کنم، برای آگاه شدن و روشن شدن و تحت تأثیر قرار گرفتن خودم است؛ فردی از این جامعه عظیم انقلابی و البته یک مسؤول، تا تکلیف خودم را بفهمم و برای ادامه ی این حرکت روحیه پیدا کنم.

اعتقاد من این است که ما با آگاهی از این مبانی اعتقادی و اصولی اسلام می فهمیم چه باید بکنیم، چه باید نکنیم. یکی از این اصول، همین ماجرای کربلاست. تدبر در مصیبت های روز عاشورا که از صبح تا بعد از ظهر، آن همه حادثه ی غم آلود و بی نظیر و کمرشکن پیش آمده و امام حسین علیه السلام در راه این قیام، همه ی آن حوادث را تحمل کرده، به ما می فهماند که ما باید چقدر در راه خودمان استوار باشیم تا نسبت به آن زحمات، نمک نشناسی و حق ناشناسی نکرده باشیم.

ما امروز به آن چیزی دست یافتیم که امام حسین علیه السلام از بیم از دست رفتن آن، چنین مصیبت بزرگی را و یک چنین قیام دشواری را تحمل کرد و آن عبارت است از حاکمیت اسلام و احکام الهی. ادعا نمی کنیم ما الان تمام احکام اسلام را در جامعه توانستیم اجرا کنیم، اما ادعا می کنیم نظام جمهوری اسلامی تنها کشوری است و تنها ملتی است زیر این آسمان و در طول تاریخ که بجد تصمیم گرفته قرآن و احکام الهی را بر اریکه ی قدرت بنشاند، دین خدا را حقیقتاً بر زندگی انسان ها غلبه بدهد، اسلام را احیا کند و آین نظامی را که پیغمبر(ص) از طرف پروردگار آ ورد، تحقق ببخشد؛ قطعاً این است.

بنی امیه سعی کردند این حادثه را با تبلیغات خودشان و با روش ها و اسلوب های خباثت آمیز خودشان لوث کنند و نگذارنند کسی از آن چیزی بفهمد، و امام سجاد علیه السلام در مقابل این توطئه قیام کرد.

از اول اسارت و در مجلس عبیدالله و در مجلس یزید و در طول سفر- سفر پُر مرارت- تا بعد از آمدن به مدینه و در طول زندگی، امام سجاد علیه السلام از هر مناسبتی استفاده کرد تا مردم را به یاد حادثه ی کربلا بیندازد و حقیقت آن حادثه را برای مردم آشکارکند؛ و این هم خودش یک درس است. حوادثی که روشنگر ذهنها و دلهای مردم است، نباید فراموش بشود.

شما شنیدید بنی امیه در طول زمان سعی کردند چهره ی امیرالمؤمنین علیه السلام را که صدای رسایش به دل انسان ها می نشست و همه را به خود علاقه مند می کرد، آن چنان عوض کنند و منحرف کنند که مردم حتی به صدای او گوش ندهند. شما شنیدید امام حسین علیه السلام را فردی که علیه دولت قانونی قیام و خروش کرد، معرفی کردند. شنیدید در طول تاریخ، پیغمبران را متهم کردند؛ موسی علیه السلام را مُفسد فی الأرض، ابراهیم علیه السلام و دیگر پیغمبران را چنین معرفی کردند؛ این شگرد شناخته شده ی استکبار در دنیاست. 

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true

Bolu Escort Çanakkale Escort Çankırı Escort/a> Çorlu Escort Edirne Escort Yalova Escort Uşak Escort Amasya Escort Ayvalık Escort Burdur Escort Çankırı Escort Çorum Escort Düzce Escort Edirne Escort Isparta Escort Kırşehir Escort Rize Escort Trabzon Escort Zonguldak Escort Çorum Escort Kırşehir Escort Adapazarı Escort