×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  یکشنبه - ۲۶ آبان - ۱۳۹۸  
true
true
چند روزی همراه با آفتاب، در مصاف

فقط یک جمله در باب اربعین عرض کنم. آمدن اهل بیت حسین بن علی علیه السلام به سرزمین کربلا- که اصل این آمدن، مورد قبول است؛ اما سال اول یا دوم بودن آن معلوم نیست- فقط برای این نبود که دلی خالی کنند یا تجدید عهدی بکنند؛ آن چنان که گاهی بر زبان ها جاری می شد؛ مسأله از این بسیار بالاتر بود. نمی شود کارهای شخصیتی مثل امام سجاد علیه السلام یا مثل زینب کبری علیها السلام را بر همین مسائل عادیِ رایجِ ظاهری حمل کرد؛ باید در کارها و تصمیمات شخصیت هایی به این عظمت، در جست و جوی رازهای بزرگ تر بود.

مسأله ی آمدن بر سر مزار سیدالشهدا علیه السلام در حقیقت امتداد حرکت عاشورا بود. با این کار خواستند به پیروان حسین بن علی علیه السلام و دوستان خاندان پیغمبر و مسلمانانی که تحت تأثیر این حادثه قرار گرفته بودند، تفهیم کنند که این حادثه تمام نشد؛ مسأله با کشته شدن، دفن کردن و اسارت گرفتن و بعد رها کردن اسیران خاتمه پیدا نکرد؛ مسأله ادامه دارد. به شیعیان یاد دادند اینجا محل اجتماع شماست؛ اینجا میعاد بزرگی است که با جمع شدن در این میعاد، هدف جامعه ی شیعی و هدف بزرگ اسلامی جامعه ی مسلمین را باید به یادِ هم بیاورید. تشکیل نظام اسلامی و تلاش در راه آن، حتی در حد شهادت، آن هم با آن وضع؛ این چیزی است که باید از یاد مسلمانان نمی رفت و خاطره ی آن برای همیشه زنده می ماند. آمدن خاندان پیغمبر، امام سجاد علیه السلام و زینب کبری علیهاالسلام به کربلا در اربعین، به این مقصود بود.

لذا شما نگاه می کنید، زیارت اربعین یکی از آن پرمغزترین و پر مضمون ترین زیارت هایی است که برای ائمه علیهم السلام ذکر شده است.

علت این که بنده همیشه وقتی راجع به شهدای کربلا بحث می شود، عرض می کنم این شهدا با همه ی شهدای طول تاریخ اسلام، حتی با شهدای زمان پیغمبر(ص) تفاوت دارند و بالاترند، همین است که این عزیزان در دوران شدت فشار اختناق، آن حرکت را انجام دادند. کسی که در رکاب پیغمبر(ص) با تشویق و تحریض رسول خدا(ص) مردانه سوار اسبش می شود، با شادی و هلهله بدرقه می شود، می رود به میدان جنگ، پیغمبر (ص) را می بینند، می جنگند و شهید می شود؛ با آن کسی که در صحرای کربلا، با آن غربت، با آن تنهایی، در حالی که همه ی دنیا علیه آنهاست، حکومت صد در صد ضدّ آنها، تبلیغات یکصدا بر ضدّ آنهاست، آنجا می رود، پیر یا جوان به شهادت می رسد، خیلی فرق دارد.

اگر حادثه ی کربلا در صدر اسلام اتفاق نیفتاده بود، بعد می خواستند به ما که بعد از هزار و سیصد سال از آن زمان آمدیم، بگویند انحراف از روش پیغمبر (ص) آن چنان  شد که شصت سال بعد از هجرت پیغمبر (ص) و پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر (ص) آن کسی که جای پیغمبر نشسته بود، اینقدر بد بود، فاسد بود، اینقدر پلید بود، وضع جامعه چنین بود، و پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر (ص) انحراف از دین، از اصول، از قرآن، از روش اجتماعی اسلام به این حد بوده، امکان نداشت ما این قضیه را آن چنان که بوده، بفهمیم. انسان نمی تواند بفهمد چقدر انحراف پیدا شده. انحراف، انحراف است؛ فرق نمی کند ده درجه انحراف است، یا پنجاه درجه، یا نود درجه.

وقتی می گویند منحرف شده بودند، اوضاع خیلی بد بوده، همه گونه می شود فرض کرد، تصور کرد. بعد از گذشت زمان، کسانی بخواهند آن انحراف را ببینند، با تصویر و ترسیم و تاریخ و شعر و ادبیات نمی توانند بفهمند آن وقت چه اتفاقی افتاده است.

اما وقتی به شما می گویند انحراف آن چنان بود که خلیفه ی پیغمبر، پسر پیغمبر را با چنین وضعی به شهادت رساند، در ذهنتان ترسیمی روشن می شود؛ می فهمد مسأله در این حد بوده که پسر پیغمبر و عزیز دل پیغمبر و کسی که پیغمبر(ص) درباره ی او این حرف ها را زده، پنجاه سال بعد از رحلت پیغمبر، با شدیدترین و قساوت آمیزترین وضع به دست جانشین پیغمبر- یعنی کسی که در مسند پیغمبر (ص) نشسته- به قتل می رسد؛ اولادش و زن و بچه اش را هم اسیر می گیرند. ببینید این صحنه را و این شکل را در هیچ کتابی بدون شهادت امام حسین علیه السلام نمی شود فهمید و نمی شد فهمید. اگر امام حسین علیه السلام شهید نشده بود، ما امروز نمی توانستیم بفهمیم وضع آن زمان از لحاظ انحراف از اسلام چقدر بوده است. حالا می فهمیم صد و هشتاد درجه بود. راحت درک می کنیم وقتی خلیفه و حاکم وقت، کسی مثل امام حسین علیه السلام را به شهادت برساند، آن هم با این قساوت، این درست صد و هشتاد درجه اختلاف مسیر داشته؛ یعنی صد در صد ضدّ زمان پیغمبر(ص) بوده؛ همان  وضعیت جاهلیّتی بوده که پیغمبر(ص) در آن وضعیت، اسلام را عرضه کرد، یعنی یزید مثل ابوجهل و ابولهب و ابوسفیان بوده. غیر از این، هیچ به ذهن انسان نمی آید. این برداشت را شما از کجا پیدا می کنید؟ از حادثه ی کربلا. حوادث اگر درست ضبط بشود و درست بیان بشود، در ترسیم تاریخ یک انقلاب، یک جامعه و یک ملت چنین نقش مهمی دارند.

محرم در طول تاریخ خونین تشیع همیشه دارای پیام بود. در دوران اختناق سپاه اموی و عباسی، آن روزگاری که ارزش های والای اسلامی لگد مال اشرافیت عفن اموی و عباسی و دربارهای سلطنت می شد، روزگاری که شیعیان پاکباز و عاشقان دستگاه امامت و ولایت، پایمال شدن حقوق حقّه ی الهیه را زیر چکمه های قلدران دربار عباسی و اموی مشاهده می کردند، و در همه ی دوران های اختناق تاریخ، محرم و عاشورا دریچه ای بود که نور و صفا و گرما و امید را به دل شیعیان برمی گرداند؛ و این یکی از شگفتی های آیین و مذهب ماست. حادثه ی کشته شدن، معمولاً یک حادثه ی تلخ است. کشته شدن سرداران و رهبران، معمولاً مایه ی نومیدی است؛ میان ملت های دنیا چنین است؛ اما بنازم تفکر انقلابیِ شورشگر شیعی را و مکتب آموزش فداکاری و جهاد و شهادت را که از چنین حادثه ای که برای همه تلخ است، یک غوغای شور و شعف در دل شیعیان به وجود آورد و از نقطه ای و واقعه ای که برای همه موجب نومیدی است، سرچشمه ی جوشان امید را به دل پیروان خود سرازیر کرد. حسین بن علی علیه السلام و یارانش در دوران اختناقی سیاه و تحمل ناپذیر و در مقابل قدرت جباری، جان خود را فدا کردند. چشم های ظاهربین، حسین علیه السلام و دستگاه حسینی را پایان یافته تلقی کرد؛ اما او مانند بذری که زیر خاک می رود تا دوباره بالنده و پر ثمر سر از خاک بیرون بیاورد، مانند نهالی و شکوفه ی شادابی از زیر خاک بیرون آمد و در طول تاریخ تشیع به همه ی انسان های مسلمان، که به همه ی آزادگان عالم امید داد، شور داد، درس داد، خستگی ناپذیری داد، جهاد و شهادت و سرانجام پیروزی داد.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true

Bolu Escort Çanakkale Escort Çankırı Escort/a> Çorlu Escort Edirne Escort Yalova Escort Uşak Escort Amasya Escort Ayvalık Escort Burdur Escort Çankırı Escort Çorum Escort Düzce Escort Edirne Escort Isparta Escort Kırşehir Escort Rize Escort Trabzon Escort Zonguldak Escort Çorum Escort Kırşehir Escort Adapazarı Escort