×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  شنبه - ۲۷ مهر - ۱۳۹۸  
true
true
چند روزی همراه با آفتاب، در مصاف

ظلم سه بُعد دارد: ظالم آن کسی که ظلم را انجام می دهد؛ منظلم، یعنی آن کسی که ظلم بر روی او انجام می گیرد و ظلم را تحمّل می کند؛ و سوم، تماشاگر بی تفاوت. هر سه ی اینها با هم شریکند؛ هم ظالم در   پیش پروردگار منفور و محکوم است، هم منظلم- یعنی ستم پذیر- که ظلم را می پذیرد و در مقابل او اقدام نمی کند، و تماشاچی بی تفاوت و ناظر بی طرف، که می بیند ظلمی دارد انجام می گیرد، ولی او حرف نمی زند.

این سه بُعد، تشکیل دهنده ی ظلم است. اگر هر کدام از اینها نباشد، ظلم در دنیا نخواهد بود. اگر ظالم نباشد، ظلم نیست، اگر پذیرنده ی ظلم هم نباشد، ظلم نیست. اگر ملت ها و انسان هایی که محکوم به ظلم می شوند، اینها ظلم را قبول نکنند و درمقابل ظلم ازخودشان دفاع کنند، ظلم باقی نخواهد ماند و نمی تواند ادامه پیدا کند. ظلم، یک حرکت خلاف طبیعت و قوانین عادی عالم است باقی ماندنی نیست. سومی هم اگر نباشد؛ یعنی تماشاچیان بی تفاوت هم اگر نباشند، ظلم در دنیا نمی ماند. فرضاً یک ملت زیر بار ظلم قرارمی گیرد؛ اگر ملت های دیگر، سران کشورهای دیگر، انسان های بزرگ و دستگاه های تبلیغاتی نگذارند و بی تفاوت نمانند، آنها هم می توانند مانع از ظلم شوند. بنابراین، هر سه ی اینها در پیش پروردگار شریک جرمند؛ هم ظالم، هم ستم پذیر، هم تماشاچی بی تفاوت.

این درس امام حسین علیه السلام است.ما این درس را باید در کلمات حسین بن علی علیه السلام جستجو کنیم؛ از خودمان حرفی نمی زنیم، از اولی که حسین بن علی علیه السلام از مدینه حرکت کرد، تا لحظه ی آخری که جان مقدّس و مطهّر او به اعلی علّیین عروج کرد، فرمایش های فراوانی دارد که همه ناظر به این مطلب است.

ولید بن عتبه- حاکم مدینه- آن حضرت را خواست برای این که بیعت بگیرد. حضرت در مسجد نشسته بودند با عبدالله زبیر صحبت می کردند. هنگامی که این خبر آمد ولید تو را طلب کرده، عبدالله به حضرت گفت: این ساعت، ساعت دیدار ولید نیست؛ فکر می کنی برای چه ما را دعوت کرده است؟ حضرت فرمودند: من حدس می زنم که معاویه مرده و او ما را دارد برای بیعت دعوت می کند. حضرت بلند شدند یک عده از جوانان بنی هاشم و رزمندگان شجاع را با خودشان برداشتند؛ تنها نرفتند منزل ولید، که آنجا غافلگیر نشوند و مورد محاصره قرار نگیرند. به آن جوانها گفتند که اگر حادثه ای در داخل قصر ولید پیش آمد، شما دخالت کنید و وارد شوید و درگیری ایجاد کنید؛ یعنی از اول حسین بن علی علیه السلام تسلیم زور نمی شد و بنا را بر مبارزه، مقابله و اصرار بر جلوگیری از این ظلمی که داشت روز به روز عالمگیر می شد، قرار داده بود تا لحظه ی آخر. درس بزرگ امام حسین علیه السلام همین است؛ این همان درسی است که شما ملّت عزیز ایران انجام دادید.

من کلامی را از امام حسین علیه السلام انتخاب کردم که کمتر در مجامع خوانده شده؛ منتها چون طولانی است، من فقط قسمت هایی از آن را انتخاب کردم که اینجا بخوانم، تا نقطه نظرهای حسین بن علی علیه السلام در این قیام روشن شود. این کلام طولانی در مکه از حسین بن علی علیه السلام صادر شده. البته در جاهایی که من دیدم، به طور دقیق و مسّلم ثبت نیست که مخاطبان چه کسانی بودند و در کجا این کار انجام گرفته؛ اما آن طوری که از خود این کلام و قرائن به دست می آید، مخاطبان این کلام، یک عده از برگزیدگان و زبدگان جامعه اند؛ علما، محدّثین، صاحب نفوذها، پسران صحابه و کسانی که در بین مردم از احترام خاصی برخوردار بودند، مخاطب اینهایند. محل صحبت هم مکه است یا بیرون مکه در یک نقطه که حضرت اینها را جمع کرده و برایشان صحبت کردند. در این صحبت، حسین بن علی علیه السلام به صوررت بسیار صریح و تند با اینها حرف می زند و خلاصه ی سخن امام حسین علیه السلام این است که مایه ی بدبختی این مردم شمایید؛ شما هستید که آگاه بودید و می توانستید مردم را آگاه کنید؛ شما بودید که با نفوذ بودید و می توانستید در بین مردم یک حرکت ایجاد کنید؛ شما بودید که موجّه بودید و می توانستید نگذارید که دستگاه جبار و ظالم از وجهه ی شما استفاده کند؛ شما بودید که می توانستید بایستید، قیام کنید و از حق ضعفا و مستضعفین و محرومین دفاع کنید و نکردید.

 این، الان خطاب به همه ی صاحبان نفوذ در دنیای اسلام است….

پس تکلیف بیدار کردن مردم و به راه انداختن این سیل خروشان و به تلاطم درآوردن این دریای عظیم نیروی انسانی، بر عهده ی زبدگان است و حسین بن علی علیه السلام در این کلام، خطاب به آن زبدگان زمان خودش می کند؛ به آنها این کلمات را می گوید. از جمله ی این جملاتی که در این خطاب عظیم هست، که در کتاب شریف تحف العقول نقل شده، این است:

” فَأمَّا حقَّ الضُّعفاءِ فَضَیَّعتُم و أمَّا حقَّکم بِزَعمِکم فَطَلَبتُم”؛

شما حق ضعفا را و توده ی مردم را ضایع کردید؛ اما آن چیزی را که حق خودتان می دانستید، مطالبه کردید؛ دنبال مقام خودتان، دنبال حقوق خودتان، دنبال امتیازات و مزایای خودتان دویدید. تواضع کردید، کوچکی کردید تا خودتان را به آن چیزی که فکر می کردید حق شماست، برسانید؛ اما از مردم غافل شدید،حق مردم را رها کردید. مردم مستضعف و فقیر و محروم و مظلوم را به حال خود رها کردید.

در یک جای دیگر از این کلام عجیب و بسیار تکان دهنده، به ضعف و زبونی این زبدگان جامعه ی امام حسین علیه السلام اشاره می کند، که شما از هیچ چیز حاضر نیستید بگذرید؛ نه از جانتان، نه از مالتان، نه از وجاهت و آبرویتان؛ نه حاضرید یک اخم کنید، نه حاضرید یک سیلی در راه احقاق حق ضعفا بخورید. ” فلا مالاً بَذَلتُموه”؛ نه مالی بذل کردید، ” وَ لا نفساً خاطَرتُم بِهَا لِلَّذی خَلَقَها”؛ نه جانتان را به مخاطره انداختید برای خدایی که این جان را آفریده و به شما داده، ” و لا عَشیرَةً عادَیتُمُوها فی ذاتِ الله”؛ حاضر نشدید به خویشاوندان خودتان اگر از راه خدا منحرف هستند، اخم نشان بدهید و با آنها دشمنی کنید.

امام حسین علیه السلام اشاره می کند به اینکه اینها چقدر در مقابل ارزش های حقیقی و دین خدا بی تفاوتند، اما در مقابل مسائل شخصی خودشان متعصّب.

” و قد تَرَونَ عُهُودَاللهِ مَنقُوضَةً فلا تَفزَعُون”؛ می بینید که عهد و پیمان الهی را دارند می شکنند و شما سکوت می کنید و هیچ نمی گویید و از اظهار نظر می ترسید. چطور عهد الهی دارد نقض می شود؟ عهد الهی این طور نقض می شودکه در رأس کار جبارانی قرار داشته باشند، حق مردم را ضایع کنند، به وظایف والی و حاکم الهی اصلاً عمل نکنند و خودشان را صاحب امتیازات بی شمار بدانند و مردم را بندگان و بردگان خودشان به حساب بیاورند؛ عهد خدا این گونه شکسته می شود.

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true

Bolu Escort Çanakkale Escort Çankırı Escort/a> Çorlu Escort Edirne Escort Yalova Escort Uşak Escort Amasya Escort Ayvalık Escort Burdur Escort Çankırı Escort Çorum Escort Düzce Escort Edirne Escort Isparta Escort Kırşehir Escort Rize Escort Trabzon Escort Zonguldak Escort Çorum Escort Kırşehir Escort Adapazarı Escort