×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

true
true

ویژه های خبری

true
    امروز  دوشنبه - ۲۸ مرداد - ۱۳۹۸  
true
true
گفتگو| همدانی: بارها درخواست اخراج کلاهی را از حزب جمهوری دادم/ نظر شهیدبهشتی در مورد شریعتی چه بود؟


گروه تاریخ انقلاب خبرگزاری تهران پرس ــ محمدعلی سافلی و محمدحسن جعفری: حزب جمهوری اسلامی یکی از بزرگترین احزاب تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که چند روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی توسط مهمترین شخصیت‌های انقلاب یعنی آیت‌الله بهشتی، آیت‌الله خامنه‌ای، آیت‌الله موسوی اردبیلی، حجت‌الاسلام باهنر و حجت‌الاسلام هاشمی‌رفسنجانی پایه‌گذاری شد.

این حزب گرچه بزرگترین حزب در دهه نخست انقلاب اسلامی بود و بسیاری از اعضای این حزب مهمترین منصب‌های دولتی و حکومتی را در اختیار داشتند و در بسیاری از انتخابات‌ها هم توانستند اثرگذار باشند، اما در نهمین سال آغاز به کارش، به پایان خط رسید و به‌دلیل اختلافات درونی در شورای مرکزی با تأیید امام خمینی(ره) به‌حالت تعطیل درآمد.

مهمترین اتفاق در تاریخ حزب جمهوری اسلامی که نام این حزب را برای همیشه در ذهن مردم ماندگار کرده است، انفجار دفتر حزب در تیر ماه سال ۶۰ و شهادت آیت‌الله بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و دبیرکل حزب است. در این انفجار که توسط عامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق به‌وقوع پیوست، بیش از ۷۰ نفر از اعضای این حزب که برخی از آنان از وزرای دولت و نمایندگان مجلس شورای اسلامی بودند به شهادت رسیدند.

برای آشنایی بیشتر با حزب جمهوری اسلامی به‌سراغ یکی از اعضای کادر اجرایی حزب که مسئول شاخه دانشجویی حزب نیز بوده است رفتیم. حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی همدانی که پیش از انقلاب اسلامی با آیت‌الله بهشتی همراه بوده و در دانشگاه صنعتی آریامهر (صنعتی‌ شریف) تحصیل کرده است، با پیروزی انقلاب اسلامی به حزب جمهوری اسلامی پیوست و تا آخرین روزهای برپایی حزب، در آنجا فعالیت داشت.

حجت‌الاسلام همدانی که چهره‌اش شبیه به سردار شهید حسین همدانی است، اما نسبت فامیلی با او ندارد، پس از تعطیلی حزب جمهوری اسلامی برای مدتی به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رفت و پس از آن تا سال‌ها پیش عضو دفتر رهبر انقلاب بود.

 

در ادامه گفتگوی خبرنگاران تهران پرس با حجت‌الاسلام همدانی در خصوص حزب جمهوری اسلامی را می‌خوانید:

** هاشمی‌رفسنجانی نسبت به مجاهدین خلق خیلی خوش‌بین بود

تهران پرس: با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، ابتدا بفرمایید که از چه‌زمانی با نهضت امام خمینی(ره) آشنا شدید و چه فعالیت‌های سیاسی و مبارزاتی داشتید.

همدانی: من متولد سال ۱۳۳۰ هستم و از همان سال ۱۳۴۲ و از دوران نوجوانی با امام خمینی و نهضت اسلامی آشنا شدم. پدرم روحانی بود و منزل ما محل برگزاری جلساتی بود که در آن جلسات دوستان پدرم به نوارهای سخنرانی امام خمینی گوش می‌دادند و اعلامیه‌های امام را توزیع می‌کردند، از این رو از ابتدای سن نوجوانی با نهضت امام خمینی آشنا شدم.

از زمانی که دانشجو شدم و تحصیلات خود را در دانشگاه صنعتی آریامهر (دانشگاه صنعتی شریف کنونی) آغاز کردم، به‌طور جدی وارد فعالیت‌های سیاسی شدم. آن زمان علاوه بر فعالیت‌های سیاسی، اقدامات جهادی و خدماتی هم انجام می‌دادیم، از جمله اینکه با دوستان دانشگاهی پول جمع می‌کردیم و به دروازه غار تهران می‌رفتیم و پول و اقلامی را بین نیازمندانی که در آن منطقه به‌سختی زندگی می‌کردند، توزیع می‌کردیم. فردی به‌نام معمار و آقای صفارهرندی (پدر محمدحسین صفارهرندی وزیر اسبق فرهنگ) ما را در این کار کمک می‌کردند.

در دانشگاه کلاس‌های قرآن، نهج البلاغه و… نیز برگزار می‌کردیم که در این جلسات مفاهیم سیاسی و انقلابی را به دانشجویان منتقل می‌کردیم. در پی برگزاری این جلسات از سوی مسئولان دانشگاه مورد تعقیب و تهدید قرار گرفتم که در نهایت از خوابگاه بیرون آمدم و در بیرون از دانشگاه خانه‌ای اجاره و در آن خانه زندگی کردم. البته پس از مدتی محل زندگی‌ام شناسایی شد و دستگیر و زندانی شدم. 

تهران پرس: در محیط دانشگاه، با گروه‌های سیاسی و مبارز پیش از انقلاب نیز ارتباط داشتید یا فعالیت‌های شما انفرادی بود؟

همدانی: گروه‌های سیاسی بسیاری در دانشگاه‌ها فعالیت داشتند که عمده این گروه‌ها چپ بودند. دانشگاه صنعتی آریامهر بسیار سیاسی بود و گروه‌های سیاسی بسیاری از جمله سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق در این دانشگاه فعالیت داشتند. اعضای سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق به‌سراغ من آمدند و جزواتشان را به من دادند. من نیز جزوات آن‌ها را مطالعه می‌کردم و گاهی به دیگران می‌دادم تا بخوانند، حتی یک‌بار از روی جزوه “اقتصاد به‌زبان ساده” رونویسی کردم.

تا اینکه در سال ۱۳۵۴ سازمان مجاهدین خلق تغییر ایدئولوژیک داد. جزوه‌ تغییر ایدئولوژیک سازمان به دست من رسید و من نسخه‌ای از آن را به دست آیت‌الله بهشتی رساندم.

** شهید بهشتی از قبل انقلاب اعتمادی به مجاهدین خلق نداشت

تهران پرس: نظر آیت الله بهشتی در مورد تغییر ایدئولوژیک سازمان چه بود؟

همدانی: آقای بهشتی بهتر از ما مجاهدین خلق را می‌شناختند. من به‌طور خاص، موضوع سازمان را از ایشان نپرسیدم، اما به‌طور ضمنی خاطرم است که بعد از تغییر ایدئولوژیک، دیگر اعتمادی به آنان نداشت، حتی پیش از آن هم نگاهش نسبت به سازمان مانند آقای هاشمی نبود. آقای هاشمی نسبت به مجاهدین خلق خیلی خوش‌بین بود. اگر هم آقایان بهشتی و خامنه‌ای، مجاهدین خلق را می‌پذیرفتند، به‌دلیل حمایت‌های آقای هاشمی بود، اما بعد از اینکه مجاهدین خلق از سوی امام خمینی رد شدند، آقایان بهشتی و خامنه‌ای نیز به آنان توجهی نکردند.

آقای هاشمی نسبت به مجاهدین خلق خیلی خوش‌بین بود. اگر هم آقایان بهشتی و خامنه‌ای، مجاهدین خلق را می‌پذیرفتند، به‌دلیل حمایت‌های آقای هاشمی بود، اما بعد از اینکه مجاهدین خلق از سوی امام خمینی رد شدند، آقایان بهشتی و خامنه‌ای نیز به آنان توجهی نکردند.

 

 

بعد از سال ۵۴، برای همه مشخص شد که مجاهدین خلق، منافق هستند، اما پیش از آن وجود افرادی مانند حنیف‌نژاد در سازمان که متدین بودند، باعث شد که سازمان مورد پذیرش برخی از مذهبی‌ها قرار بگیرد. اگر حنیف‌نژاد و امثال او باقی مانده بودند، شاید سازمان حفظ می‌شد، اما سازمان به دست رجوی افتاد و او فردی وابسته بود و سازمان را منحرف کرد.

ما از سال ۵۴ فهمیدیم که مجاهدین خلق اسلامی نیستند و قابل اعتماد هم نیستند. بنده قبل از آن عضو دسته‌چندم سازمان بودم که جلسات سه‌‌نفره‌ای داشتیم که همان جلسات موجب دستگیری من شد. آن دو نفری که با من هم جلسه بودند، دستگیر شدند و آن‌ها بنده را لو دادند.

**  نظر شهید بهشتی در رابطه با دکتر شریعتی

تهران پرس: شما از چه‌سالی با آیت‌الله بهشتی آشنا شدید؟

همدانی: من از سال ۱۳۵۱ با شهید بهشتی آشنا شدم. ما به‌طور معمول چهارشنبه‌شب‌ها در گعده‌هایی که در منزل ایشان برگزار می‌شد، حضور پیدا می‌کردیم. در آن گعده‌ها دوستانی که ایشان را می‌شناختند حضور پیدا می‌کردند و جلسه به پرسش و پاسخ می‌گذشت. در خصوص این گعده‌ها و سؤالاتی که پرسیده می‌شد و پاسخ‌هایی که داده می‌شد، خاطرات بسیاری برای گفتن است.

تهران پرس: در آن جلسات چه‌کسانی حضور داشتند؟

همدانی: افراد مختلفی در این جلسات شرکت می‌کردند، از جمله آقای شفیق که بعد از انقلاب در کمیته امداد اشتغال داشت، آقایان حسنی (اجاره‌دار)، فرزاد رهبری و درخشان که در انفجار حزب جمهوری به شهادت رسیدند و حسین شمسایی.

منزل ما به مسجد امیرالمؤمنین(ع) در خیابان نصرت نزدیک بود. آیت‌الله موسوی اردبیلی در این مسجد نماز اقامه می‌کرد. در این مسجد نیز فعالیت سیاسی و مبارزاتی همانند پخش اعلامیه داشتیم. در این مسجد با شهید حسن اقارب‌پرست آشنا شدیم. یک روز در مسیر مسجد، مورد تعقیب سربازان قرار گرفتم پس از ضرب‌وشتم، می‌خواستند من را سوار بر ماشین کنند و ببرند که به فرمانده آنان گفتم “من خانواده‌ دارم و آمده بودم نان بگیرم” که بالاخره بنده را آزاد کردند.

بنده جزو کمیته انتظامات ستاد استقبال از امام خمینی در روز ۱۲ بهمن ۵۷ بودم. امام ابتدا قرار بود روز ۴ بهمن به ایران بازگردد که بنده به‌همراه ۱۲۰ نفر از دانشجویان به‌عنوان کمیته انتظامات در بهشت زهرا(ع) مستقر شدیم که با بسته شدن فرودگاه مهرآباد، سفر امام لغو شد.

تهران پرس: شما چه‌سالی وارد دانشگاه شدید؟

همدانی: من در سال ۱۳۵۱ وارد دانشگاه صنعتی آریامهر (دانشگاه صنعتی شریف) شدم.

بنده یک‌بار در مورد شریعتی از آیت‌الله بهشتی پرسیدم، ایشان پاسخ دادند که “شریعتی انسان روشنفکر، باسواد و خوب است، اما نمی‌توانیم به او اعتماد کنیم و همه حرف‌هایش صحیح نیست”. البته آیت‌الله بهشتی شریعتی را رد نمی‌کردند، اما تأیید هم نمی‌کردند.

 

 

تهران پرس: باتوجه به اینکه شما از سال ۵۱ با آیت الله بهشتی آشنا بودید، دیدگاه ایشان نسبت به دکتر علی شریعتی که مورد استقبال بسیاری از جوانان قرار گرفته بود، چه بود؟

همدانی: بنده یک‌بار در مورد شریعتی از آیت‌الله بهشتی پرسیدم، ایشان پاسخ دادند که “شریعتی انسان روشنفکر، باسواد و خوب است، اما نمی‌توانیم به او اعتماد کنیم و همه حرف‌هایش صحیح نیست”. البته آیت‌الله بهشتی، شریعتی را رد نمی‌کردند، اما تأیید هم نمی‌کردند. ایشان شریعتی را به این عنوان که انسان روشنفکری است و توانسته جوانانی را به‌دور خود جمع کند، قبول داشتند. نگاه آیت‌الله خامنه‌ای نیز این بود. آقایان بهشتی و خامنه‌ای، حدوداً ۸۰ درصد مباحث شریعتی را قبول داشتند و حدود ۲۰ درصد مباحث ایشان همچون تشیع علوی و صفوی را تأیید نمی‌کردند.

برخی شریعتی را کامل رد می‌کردند، اما آقایان بهشتی و خامنه‌ای نگاه وسیعتری داشتند و معتقد بودند که محاسن شریعتی از معایبش بیشتر است، البته این دیدگاه‌ها را باید نسبت به زمان خودش سنجید، چراکه امروزه کسانی هستند که اسلام را بهتر می‌توانند معرفی کنند، اسلامی که شریعتی معرفی کرد، اسلام ناب نبود. از نگاه امام خمینی، اکنون باید اسلامی را که شهید مطهری درباره آن سخن می‌گفتند تبلیغ کرد.

** حزب جمهوری اسلامی منحل نشده است

تهران پرس: چگونه عضو حزب جمهوری اسلامی شدید؟

همدانی: انقلاب اسلامی که به پیروزی رسید، خدمت آیت الله بهشتی رسیدم و گفتم “اکنون که انقلاب پیروز شده است، وظیفه ما چیست؟”، ایشان هم فرمودند که “روز ۲۹ بهمن به کانون توحید بیا”. ۲۹ بهمن ۵۷ روز تأسیس حزب جمهوری اسلامی و عضوگیری بود، البته حزب از چند سال پیش از انقلاب پایه‌ریزی شده بود، اما اعلام نشده بود. مؤسسان حزب جمهوری آقایان بهشتی، خامنه‌ای، هاشمی، باهنر و موسوی اردبیلی بودند.

آن روز که به کانون توحید رفتم، در امر ثبت‌‌نام افراد کمک کردم. مرام‌نامه و فرم‌هایی در خصوص حزب جمهوری از پیش تهیه شده بود که به مردم می‌دادیم و افراد ثبت‌نام می‌کردند. افراد بسیاری در صف ایستاده بودند تا در حزب ثبت‌نام کنند. برخی تصور می‌کردند چون نام حزب “جمهوری اسلامی” است، برای اعلام قبول جمهوری اسلامی باید در حزب هم ثبت‌نام کنند.

پس از ثبت‌نام در کانون توحید، حزب جمهوری اسلامی در سرچشمه مستقر شد و شاخه‌های مختلف دانشجویی، اصناف، دانش‌آموزی، کارمندان، پزشکان و… در آنجا تشکیل شدند.

در تهران و شهرستان‌ها افراد زیادی برای عضویت در حزب ثبت‌نام کردند، اما به‌خوبی از این فرصت استفاده نشد و سازماندهی کاملی صورت نگرفت؛ دلیل آن هم این بود که حوادث متعددی در روزهای نخستین انقلاب اسلامی روی داد که وقت مردم و نیروهای انقلابی را درگیر آن ساخت. همچنین رهبران حزب جمهوری اسلامی، مشغله‌های فراوانی داشتند، البته فعالیت‌هایی صورت گرفت، بسیاری از افراد ثبت‌نام‌کرده دعوت شدند و حوزه‌های مختلفی در شاخه‌های دانشجویی، دانش‌آموزی، اصناف، کارگری و… تشکیل شد. در شهرستان‌ها نیز حوزه‌ها تشکیل شد و در نهایت در سال ۶۲ اولین کنگره حزب جمهوری اسلامی در منظریه با حضور آیت الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی برگزار شد، البته قرار بود این کنگره در سال ۶۰ برگزار شود که به‌دلیل انفجار ساختمان حزب جمهوری و شهادت آیت الله بهشتی و ۷۲ تن از یارانش، زمان برگزاری کنگره به‌تعویق افتاد. کنگره دوم نیز در سال ۶۴ در مدرسه عالی شهید مطهری برگزار شد. در آن کنگره با توجه به مشغله‌هایی که آیت الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی داشتند و با صحبت‌هایی که با امام کرده بودند، فعالیت‌های حزب را محدود کردند.

در سال ۶۶ نیز با اوج‌گیری اختلافات، تقریباً حزب به‌حالت تعطیل درآمد. حزب جمهوری اسلامی منحل نشده، بلکه تعطیل شده است.

با توجه به مشغله‌هایی که آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی رفسنجانی داشتند و با صحبت‌هایی که با امام کرده بودند، فعالیت‌های حزب را محدود کردند. در سال ۶۶ نیز با اوج‌گیری اختلافات، تقریباً حزب به‌حالت تعطیل درآمد. حزب جمهوری اسلامی منحل نشده، بلکه تعطیل شده است.

 

 

تهران پرس: مسئولیت شما در حزب چه بود؟

همدانی: آیت‌الله بهشتی بنده را به‌عنوان مسئول شاخه دانشجویی حزب منصوب کردند. ما در شاخه دانشجویی، حدود ۱۳ حوزه حزبی تشکیل دادیم که هر حوزه ۷ تا ۱۴ نفر عضو داشت. اتاق شاخه دانشجویی روبه‌روی سالنی بود که در روز هفتم تیر ماه سال ۶۰ منفجر شد. گاهی وقت‌ها در جلساتی که در آن سالن برگزار می‌شد، حضور پیدا می‌کردم و گاهی اوقات بنده در آن جلسات قرآن می‌خواندم.

تهران پرس: تأسیس حزب جمهوری اسلامی تقریباً همزمان با آغاز به کار دولت و نخست‌وزیری مهندس بازرگان است. آیا رهبران حزب جمهوری اسلامی، موافق نخست‌وزیری بازرگان بودند؟

همدانی: سندی ندارم اما برداشت و تحلیل بنده این است که آقای بهشتی و دیگران گزینه مهندس بازرگان را به امام پیشنهاد دادند. دلیل‌شان هم این بود که بازرگان و تیمش به مسائل اداری و دولتی آشنا است و به‌صورت موقت (انتقالی) می‌تواند امور انقلاب را سامان دهد. بعد که دولت موقت نتوانست با موضوع تسخیر لانه جاسوسی همراهی کند، شورای انقلاب امور را به‌دست گرفت تا انتخابات ریاست‌جمهوری برگزار شود.

تهران پرس: حزب جمهوری اسلامی در اولین انتخابات ریاست جمهوری و اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی نقش داشته است. در اولین انتخابات مجلس شورای اسلامی، نامزدهایی از حزب به مجلس راه یافتند، اما در انتخابات ریاست جمهوری، کاندیدای موردنظر حزب یعنی جلال‌الدین فارسی به‌دلیل شبهه‌ای که در مورد اصالت وی وجود داشت، از سوی امام ردصلاحیت شد و گزینه بعدی هم مورد استقبال قرار نگرفت و رأی نیاورد. فعالیت سیاسی حزب در این دو انتخابات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همدانی: حزب در آن زمان خیلی موفق بود. موفقیت در رفراندوم جمهوری اسلامی مدیون حزب جمهوری اسلامی است. حزب در آن زمان افراد بسیاری به مناطق مختلف کشور فرستاد تا مردم را به حضور در انتخابات و رأی به جمهوری اسلامی تشویق کنند. من به اراک اعزام شدم و در مصلای این شهر به سخنرانی پرداختم و مردم را به حضور در انتخابات و رأی به جمهوری اسلامی تشویق کردم.

دومین انتخابات جمهوری اسلامی، انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی بود. در این انتخابات اکثریت نامزدهای حزب رأی آوردند و به مجلس راه یافتند. گرچه در این مجلس افرادی مانند بازرگان، مهدی و عزت‌الله سحابی حضور داشتند، اما معدود بودند. ناگفته نماند که برخی از افرادی که در جناح مقابل بودند و رأی آوردند، در لیست حزب جمهوری هم بودند. با اداره مجلس خبرگان توسط آقای بهشتی، اصل ولایت فقیه و اصول مهم را در قانون اساسی گنجاندند.

سومین انتخابات جمهوری اسلامی، رفراندوم قانون اساسی بود که حدود ۸۰ درصد مردم به قانون اساسی تدوین‌شده رأی دادند و این رأی بالا نیز نتیجه تلاش حزب جمهوری اسلامی بود.

پس از این سه انتخابات‌ها، انتخابات مجلس شورای اسلامی برگزار شد. در این انتخابات نیز بیشتر نامزدهای حزب جمهوری اسلامی رأی آوردند و اکثریت مجلس را در اختیار داشتند. این مجلس، بنی‌صدر را از ریاست‌جمهوری برکنار کرد. دعواهای بنی‌صدر با حزب و آیت‌الله بهشتی بسیار زیاد بود و ما هرچه به آیت الله بهشتی می‌گفتیم که “چرا واکنشی نشان نمی‌دهید؟”، می‌فرمودند: “امام به بنده فرموده‌اند که سکوت، سکوت، سکوت”. بنی‌صدر مرتب علیه حزب و شهید بهشتی سخن می‌گفت و رسانه‌هایش می‌نوشتند. 

تمامی انتخابات‌هایی که درباره آن سخن گفته شده، حزب جمهوری اسلامی، حزب پیروز انتخابات بود. در ماجرای اولین انتخابات ریاست جمهوری نیز حزب به‌دنبال معرفی آیت الله بهشتی بود، اما چون امام فرموده بودند که رئیس جمهور، روحانی نباشد بهتر است، لذا از بین غیرروحانیون جلال‌الدین فارسی را انتخاب کردند. فارسی از سوی مردم مورد استقبال قرار گرفت، اما چند روز پیش از برگزاری انتخابات عده‌ای مطرح کردند که فارسی سابقه افغانی دارد. امام نیز برای اینکه کسی که درموردش شبهه ایجاد شده، رئیس جمهور نشود، ایشان کنار رفت و در نتیجه حزب جمهوری اسلامی، آقای حسن حبیبی را معرفی کرد. آقای حبیبی مانند بنی‌صدر اهل شانتاژ و حراف نبود.

** چرا حزب جمهوری اسلامی زیر بار انتخاب بنی‌صدر نرفت؟

حزب جمهوری اسلامی، بنی‌صدر را می‌شناخت و به‌هیچ‌وجه زیر بار انتخاب ایشان نرفت، اما متأسفانه مردم و حتی روحانیت مبارز فریب بنی‌صدر را خوردند. آقای محلاتی سخنگوی جامعه روحانیت مبارز ایشان را معرفی کرد و به‌واسطه این معرفی، مردم به بنی‌صدر رأی دادند. یکی از اشتباهات روحانیت مبارز در آن زمان معرفی بنی‌صدر بود. روحانیت مبارز اگر با حزب جمهوری اسلامی هم‌صدا می‌شد، قطعاً حبیبی رأی می‌آورد.

حزب جمهوری اسلامی بنی‌صدر را می‌شناخت و به‌هیچ‌وجه زیر بار انتخاب ایشان نرفت، اما متأسفانه مردم و حتی روحانیت مبارز فریب بنی‌صدر را خوردند. یکی از اشتباهات روحانیت مبارز در آن زمان معرفی بنی‌صدر بود. روحانیت مبارز اگر با حزب جمهوری اسلامی هم‌صدا می‌شد، قطعاً حبیبی رأی می‌آورد.

 

 

** بهشتی اولین کسی بود که از تسخیر سفارت آمریکا حمایت کرد

تهران پرس: شما در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی هم حضور داشتید؟

همدانی: بنده خیر، اما دوستانمان در حزب به لانه جاسوسی رفت‌وآمد داشته و با دانشجویان ارتباط داشتند. البته ما با دانشجویان دفتر تحکیم وحدت اختلافات و درگیری‌هایی داشتیم، دلیلش هم این بود که آن‌ها به‌سمت بنی‌صدر گرایش پیدا کرده بودند و در رسانه‌هایشان تیترهایی را در دفاع از بنی‌صدر و علیه حزب و اعضای آن می‌زدند، به‌طور مثال یک‌بار حسن آیت در جایی سخنرانی کرده بود که روزنامه انقلاب اسلامی درباره آن سخنرانی تیتر زدند “کودتای آیت”.

تحکیم وحدت کاری که در این رابطه کرد این بود که به این موضوع دامن زد و آن را گسترش داد. آن‌ها را خواستیم و به آن‌ها گفتیم که “فریب بنی‌صدرها را نخورید”. فردای آن روز هم روزنامه‌ انقلاب اسلامی تکذیبیه‌ دفتر تحکیم را منتشر کرد که آن تکذیبیه در صفحه دوم و در ستون کوچکی به‌چاپ رسید. بچه‌های دفتر تحکیم وحدت بعدها فهمیدند که اشتباه کردند. کارد و پنیر نبودیم و با گفتگو مشکلاتمان را حل می‌کردیم.

تهران پرس: موضع آیت الله بهشتی در مورد تسخیر لانه جاسوسی چه بود؟

همدانی: ایشان این اقدام را تأیید کردند و اگر در تاریخ خوب بررسی کنید، اولین کسی هم که این اقدام را تأیید کرد، خود ایشان بود. ایشان در بیاناتی با این مضمون فرمودند که “این جوانانی که لانه جاسوسی را تسخیر کردند، اقدام بسیار خوبی انجام دادند.”، بعد هم نفراتی را فرستادند تا از این اقدام حمایت شود.

تهران پرس: یکی از افرادی که در حزب جمهوری به شخصیت وی پرداخته شد، شهید حسن آیت بود. برخی نظر منفی دارند که وی سابقاً عضو حزب زحمتکشان و تحت تأثیر افکار مظفر بقایی بوده است. برخی نیز نظر دیگری دارند و معتقدند که در سال‌های آخر عمرشان نظراتشان نسبت به افراد مشخص شد. شما شخصیت شهید آیت را چگونه ارزیابی کردید و نگاه شهید بهشتی و دیگران نسبت به ایشان چگونه بود؟

همدانی: شهید بهشتی و دیگران که رهبران حزب جمهوری اسلامی بودند، به ۸۰ درصد از افرادی که برای عضویت در شورای مرکزی حزب دعوت شدند، اعتماد داشتند. این افراد هم از گروه‌های مختلفی بودند، به‌طور مثال جواد منصوری و سیدکاظم بجنوردی از اعضای حزب ملل بودند. حسن آیت عضو حزب زحمتکشان بود. از حبیب‌الله پیمان هم دعوت شد، اما نیامد. میرحسین موسوی به‌نوعی از افراد گروه پیمان بود که در شورای مرکزی حزب حضور داشت.

نگاه بهشتی این بود که جبهه‌ای تشکیل شود و افراد مختلفی که در حزب‌های مختلفی حضور داشتند، در این جبهه باشند. در مورد شهید آیت هم باید گفت که ایشان خودشان را در مجلس خبرگان قانون اساسی نشان دادند و از اصل ولایت فقیه دفاع کردند. شهید آیت در حزب، کلاس‌های تاریخ برگزار می‌کرد که کلاس‌های ایشان بسیار خوب و برمبنای افکار اسلامی بود. گرچه شهید آیت با مظفر بقایی در حزب زحمتکشان بوده است، اما تغییر دید داد و به‌سمت امام و اسلام گرایش پیدا کرد. آیت دید خود را اصلاح کرد و مورد پذیرش رهبران حزب قرار گرفت.

در حزب جمهوری اسلامی و بعضاً در همان سالنی که در ۷ تیر منفجر شد و کانون توحید، کلاس‌هایی توسط افرادی همچون آیت الله خامنه‌ای، آیت‌الله بهشتی، فارسی، عسگراولادی و پرورش برگزار می‌شد. یکی از معلمان نیز شهید حسن آیت بود.


شهید حسن آیت که پیش از انقلاب عضو حزب زحمتکشان بود، پس از انقلاب عضو حزب جمهوری اسلامی شد و از اصل ولایت فقیه در مجلس خبرگان قانون اساسی دفاع کرد. وی از مخالفان میرحسین موسوی دیگر عضو حزب بود که در نهایت در مرداد ۶۰ ترور شد و به شهادت رسید.

** سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در حزب جمهوری اسلامی پایه‌گذاری شد

تهران پرس: همزمان با تشکیل حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی نیز شکل گرفت. رویکرد حزب در قبال این سازمان چه بود؟ برخی می‌گویند سازمان و حزب تقسیم کار کرده بودند؛ حزب فعالیت سیاسی داشت و سازمان فعالیت امنیتی و نظامی داشت.

همدانی: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در حزب جمهوری اسلامی پایه‌گذاری شد. رهبران حزب، مسئولان سازمان را نیروهای انقلابی و مبارز می‌دانستند، از این رو به آنان کمک کردند تا سازمان شکل بگیرد و فعالیت‌هایشان را انجام بدهند، اما متأسفانه پس از مدتی در سازمان اختلاف نظر به‌وجود آمد و دو دسته شدند. سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی یک سازمان سیاسی بود و باتوجه به اینکه سپاه و بسیج شکل گرفته بود، ضرورتی نداشت که سازمان فعالیت امنیتی و نظامی داشته باشد.

تهران پرس: چرا سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در دل حزب جمهوری اسلامی قرار نگرفت؟

همدانی: درخواست مسئولان سازمان این بود که از طرف حزب مورد تأیید قرار بگیرد و تأیید شد. برخی از مسئولان سازمان تفکرات چپ و گرایش‌های چپ داشتند، از این رو تمایل نداشتند که زیر نظر حزب جمهوری اسلامی فعالیت کنند. مسئولان حزب هم برای اینکه گفته نشود در نظام جمهوری اسلامی تنها یک حزب وجود دارد، با تأسیس سازمان موافقت و حتی حمایت کردند. علاوه بر حزب و سازمان، گروه‌های و احزاب سیاسی دیگری نیز وجود داشتند، به‌طور مثال در انتخابات‌ها یک لیست مورد حمایت چند حزب و گروه قرار می‌گرفت. حزب جمهوری اسلامی نیز برای انتخابات‌ها با گروه‌ها و احزاب جلساتی برگزار می‌کرد که اسدالله بادامچیان رابط حزب با این گروه‌ها بود.

تهران پرس: ساختار حزب چگونه بود؟

همدانی: حزب علاوه بر شورای مرکزی، یک هیئت اجرایی داشت. تعداد اعضای شورای مرکزی ۳۰ نفر بود. دبیر هیئت اجرایی هم پس از انفجار هفت ترور، آیت‌الله خامنه‌ای بود. قبل از آن را به‌یاد ندارم، چراکه خودم بعد از ۷ تیر ۶۰، عضو هیئت اجرایی شدم. جلسات هیئت اجرایی ۲ بار در هفته برگزار می‌شد؛ یک بار با حضور آیت الله خامنه‌ای در دفتر ریاست‌جمهوری و یک بار هم با حضور قائم‌مقام ایشان در دفتر مرکزی حزب برگزار می‌شد. قائم‌مقام آیت الله خامنه‌ای در حزب جمهوری مدتی آقای پرورش و مدتی هم آقای عبدالله جاسبی بود. کنار شورای مرکزی و هیئت اجرایی نیز شاخه‌های دانشجویی، دانش‌آموزی، اصناف، کارمندان، کارگری، مهندسان، خواهران و… بودند که هر کدام چندین حوزه داشتند. در سال ۶۲ که کنگره برگزار شد، در سرتاسر کشور حدود ۱۵۰۰ حوزه داشتیم. در تهران حدود ۱۲۰ حوزه داشتیم.

** چند بار درخواست اخراج کلاهی را دادم

تهران پرس: در زمان انفجار حزب جمهوری شما کجا بودید؟

همدانی: زمینی ورزشی در ساختمان مرکزی حزب بود که تابستان‌ها، نمازهای مغرب و عشا را در آنجا اقامه می‌کردیم. آن شب نماز را به‌امامت آیت الله بهشتی اقامه کردیم. بعد از نماز یکی دو سؤال از آیت الله بهشتی داشتم که با او تا دم در سالن رفتم و به‌دلیل اینکه منزل میهمان داشتیم، از او جدا شدم و رفتم. شهیدان رجایی و باهنر نیز با بنده از ساختمان حزب خارج شدند. حدود بیست دقیقه بود که به منزل رسیده بودم، دوستان تماس گرفتند و خبر دادند که دفتر حزب منفجر شده است.


محمدرضا کلاهی صمدی عامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق در حزب جمهوری اسلامی

تهران پرس: شما کلاهی را می‌شناختید؟

همدانی: بله. بنده و همسرم چند بار به آقایان حسنی و مالکی گفته بودیم که “این فرد وضع مناسبی ندارد”، مثلاً شلوار لی می‌پوشید؛ آن زمان بچه‌مذهبی‌ها شلوار لی نمی‌پوشیدند و برخوردش با خانم‌هایی که در حزب مشغول بودند، خیلی راحت بود، درخواستمان این بود که یا کنترل شود یا اینکه بیرون بشود. کسی هم فکر نمی‌کرد که این فرد نفوذی باشد.

بنده و همسرم چند بار به آقایان حسنی و مالکی گفته بودیم که “کلاهی وضع مناسبی ندارد”، چرا که شلوار لی می‌پوشید (آن زمان بچه‌مذهبی‌ها شلوار لی نمی‌پوشیدند) و برخوردش با خانم‌هایی که در حزب مشغول بودند، خیلی راحت بود، درخواستمان این بود که یا کنترل شود یا اینکه بیرون بشود.

 

 

تهران پرس: معرف کلاهی به حزب چه‌کسی بود؟

همدانی: یک نفر که اسمش را به‌خاطر ندارم، او را به شهید مالکی معرفی کرده بود. آن فرد هم حتماً کلاهی را نمی‌شناخته که عضو سازمان مجاهدین خلق است و بر مبنای اینکه اظهار تدین می‌کند و فعال است، او را به مالکی معرفی کرد. کلاهی با شهید مالکی کار می‌کرد. پشت مجلس و در نزدیکی انجمن اسلامی معلمان، باغی بود که بعدها به ساختمان کمیته امداد تبدیل شد. در آن باغ تشکیلات دفتر تهران بود. کلاهی از آن دفتر نامه می‌آورد و می‌برد و کارهای خدماتی در دفتر و حزب انجام می‌داد.

کلاهی پیش از انفجار به‌بهانه خرید بستنی از حزب خارج شده بود. وقتی که انفجار صورت گرفت، با توجه به اینکه او پیش از برگزاری جلسه کارتنی را زیر تریبون آیت الله بهشتی قرار داده بود، دوستان و همکاران در حزب حدس زدند که کار او بوده است. بعد هم که بررسی‌ها صورت گرفت، مشخص شد عامل انفجار کلاهی است. بعد از آن چند نفر از افرادی که وضعیت مشکوکی داشتند، از حزب جمهوری اسلامی خارج شدند.

** موسوی و جناح روشنفکر حزب به‌دنبال تفکرات چپ بودند

تهران پرس: بعد از انتخاب آیت‌الله خامنه‌ای به ریاست‌جمهوری، شما در نهاد ریاست جمهوری نیز مشغول شدید؟

همدانی: خیر، من به ریاست جمهوری نرفتم و در حزب مشغول بودم. در این رابطه نیز با آیت الله خامنه‌ای مشورت می‌کردم. سال ۶۴ که حزب قرار بود پاره‌وقت بشود، درخواست وقت ملاقات از دفتر آیت‌الله خامنه‌ای کردم اما چون ایشان وقت نداشتند، تلفنی صحبت کردم و گفتم “با توجه به اینکه حزب قرار است نصفه‌روز بشود، اجازه بدهید به قم بروم و ادامه تحصیل بدهم”، ایشان پرسیدند که “کجا مشغول کار خواهید شد؟”، چند جا به من پیشنهاد داده بودند و گفتم. ایشان گفتند که “به ریاست‌جمهوری بیا”، اما به ایشان گفتم “با توجه به اینکه می‌خواهم در قم ادامه تحصیل بدهم، زیاد نمی‌توانم وقت بگذارم”. لذا ایشان با درخواست بنده موافقت کردند و من هم در سازمان امور اداری و استخدامی مشغول شدم و هفته‌ای ۱۰ ساعت همکاری کردم.

تهران پرس: اختلافات در حزب جمهوری اسلامی چگونه پدید آمد؟

همدانی: شورای مرکزی شامل دو جناح بازار و روشنفکر بود. تا وقتی که آیت‌الله بهشتی زنده بود، به هر دو جناح تسلط داشتند و هر دو جناح نیز به آیت‌الله بهشتی احترام می‌گزاردند. بعد از ماجرای انفجار حزب جمهوری اسلامی و با توجه به اینکه کشور نیز درگیر جنگ بود، آیت‌الله خامنه‌ای و آقای هاشمی مشغله‌های فراوانی داشتند و دعوای دو جناح بازار و روشنفکر بیشتر شد. من و چند نفر دیگر عضو هیچ یک از این دو جناح نبودیم. ما این اختلافات را خدمت آیت الله خامنه‌ای و آیت‌الله ربانی‌املشی با توجه به اینکه ایشان در حزب اخلاق تدریس می‌کرد، گزارش دادیم و در نهایت بزرگان به این نتیجه رسیدند که حزب را تعطیل کنند.

دعوایشان نیز این بود که جناح روشنفکر و حامی مهندس موسوی به‌دنبال تفکرات چپ بودند و دوست داشتند حزب از این لحاظ باز باشد، اما بازاری‌ها مخالف بودند.

تهران پرس: شما گویا در وزارت ارشاد نیز مدتی مشغول به کار شدید؟

همدانی: بنده از سال ۷۱ به وزارت ارشاد رفتم. آقای لاریجانی که وزیر شد، با توجه به اینکه ایشان بنده را از زمان دانشجویی و از دانشگاه صنعتی شریف می‌شناختند، از بنده خواستند که به وزارت بروم. با ایشان دیدار کردم. به ایشان گفتم “من علاقه‌ای به امور اجرایی ندارم، اما اگر کاری در حوزه پژوهشی و… باشد درخدمتم.”، لذا ایشان بنده را به آقای مسجدجامعی (معاون فرهنگی) معرفی کردند. ایشان کتاب‌هایی را جهت بررسی به بنده دادند که بنده آن کتاب‌ها را می‌بردم و با دوستان بررسی می‌کردیم.

دو هفته بعد آقای لاریجانی تماس گرفت و گفت “من با مقام معظم رهبری صحبت کردم که شما به وزارت ارشاد بیایید”، لذا بنده قبول کردم و مدیرکل مطبوعات داخلی وزارت ارشاد شدم. من تا سال ۷۳ در وزارت ارشاد بودم. سال ۷۳ حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی بنده را خواستند تا در دفتر رهبری مشغول به کار بشوم و بنده هم پیشنهاد ایشان را پذیرفتم.

تهران پرس: مسئولیت‌تان در دفتر رهبر معظم انقلاب چه بود؟

همدانی: معاون رئیس دفتر رهبر انقلاب در امور روابط عمومی بودم. پیش از بنده آقای معزی این مسئولیت را داشتند. بعدها تغییراتی در ساختار به‌وجود آمد و علاوه بر ضبط و ثبت برنامه‌ها و دعوت از خبرنگاران و…، نشر آثار رهبر انقلاب را راه انداختیم و حدیث ولایت را تا ۹ جلد چاپ کردیم. پس از آن از روابط عمومی به بازرسی دفتر رهبر انقلاب رفتم.

تهران پرس: شما از پیش از انقلاب هم با مقام معظم رهبری آشنا بودید؟

همدانی: پیش از انقلاب اسلامی از نزدیک با ایشان آشنا نبودم و تنها سخنان ایشان را شنیده و آثارشان را خوانده بودم. اولین بار نیز ایشان را در روز ۴ بهمن در بهشت زهرا دیدم که خاطره آن را بیان کردم.

تهران پرس: با توجه به اینکه حضرت‌عالی از ابتدای انقلاب با آیت‌الله خامنه‌ای آشنایی و همکاری داشتید، نظر حضرت‌عالی درباره منزلت علمی و مقام فقهی رهبر معظم انقلاب و همچنین سبک زندگی ایشان چیست؟

همدانی: بنده که کوچکتر از آنم بخواهم در مورد ایشان سخن بگویم، اما توصیه می‌کنم به سخنان بزرگانی چون آیت‌الله جوادی آملی، آیت‌الله مشکینی، آیت‌الله لنکرانی، آیت‌الله مؤمن و… رجوع شود که در باب اجتهاد و درجه علمی ایشان سخن گفته‌اند. در همان مجلس خبرگان که آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان رهبر انقلاب انتخاب شدند، مطرح شد که ایشان از سال‌ها پیش به اجتهاد رسیده‌اند. اکثر حاضران آن جلسه نیز پذیرفتند که ایشان مجتهد است و رأی دادند.

درس خارج‌فقه ایشان که بنده حضور پیدا می‌کنم، برخی از همدرسان که بسیار باسواد هستند و درس بسیاری از علما را رفته‌اند بیان می‌کنند که درس‌های رهبر انقلاب بسیار دقیق، روشن و علمی است. ایشان به علم رجال و تاریخ بسیار مسلط است.

سادگی زندگی ایشان هم مشخص است، ایشان از زمان ریاست‌جمهوری، از وسایل بیت‌المال برای امور شخصی و میهمان شخصی استفاده نمی‌کنند و اگر هم موردی باشد، پول آن را حساب می‌کردند. هیچ‌کدام از میهمانی‌های رهبر انقلاب، مجلل نیست و غذاهایی که داده می‌شود ساده و یک نوع است و از این جهت مراقبت ویژه‌ای دارند.

تهران پرس: از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم.

انتهای پیام/*

خبرگزاری تهران پرس را با جدیدترین و به روزترین اخبار دنبال نمایید

آرمان صالحی سردبیرتهران پرس

true
true
true
true

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد